<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مجله تاریخ ایران</title>
    <link>https://irhj.sbu.ac.ir/</link>
    <description>مجله تاریخ ایران</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>روابط تجاری ایران و آمریکا در جنگ جهانی دوم (1324- 1320ش)</title>
      <link>https://irhj.sbu.ac.ir/article_106342.html</link>
      <description>اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، تغییرات گسترده‌ای در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و روابط خارجی کشور به وجود آورد. پیش از جنگ، آلمان یکی از شرکای اصلی تجاری ایران بود، اما با اشغال ایران، آمریکا جایگزین آن شد. پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط بازرگانی ایران و آمریکا در طول جنگ جهانی دوم، میزان و تنوع کالاهای مبادله‌شده و نیز دلایل نوسانات این مبادلات انجام شده است. این مطالعه با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و با اتکا به منابع کتابخانه‌ای و اسنادی، به‌ویژه احصائیه‌های تجاری ایران و آمارهای منتشرشده از سوی بانک ملی و اداره کل گمرک، تدوین شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در دوره جنگ جهانی دوم، حجم و ارزش مبادلات تجاری میان ایران و آمریکا، به‌ویژه واردات ایران از این کشور، روندی افزایشی داشته و آمریکا به دومین شریک تجاری ایران تبدیل شده است. از مهم‌ترین عوامل این تحول می‌توان به حضور نظامی آمریکا در ایران، استخدام مستشاران نظامی و اقتصادی آمریکایی، اجرای قانون وام و اجاره آمریکا، تلاش ایران برای کاهش نفوذ انگلیس و شوروی با بهره‌گیری از نیروی سوم (آمریکا) و نیز تغییر سیاست انزواطلبانه آمریکا به سوی حضور فعال در عرصه جهانی اشاره کرد. این عوامل در مجموع تأثیر چشمگیری بر گسترش تجارت میان ایران و آمریکا در این دوره داشته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مداخلات استعماری انگلیس در ساختار و عملکرد ادارات پست ایران مطالعه موردی اداره پُست آبادان و اهواز</title>
      <link>https://irhj.sbu.ac.ir/article_106618.html</link>
      <description>با آغاز جنگ جهانی اول، دولت بریتانیا به دستور فرماندهی نظامی خود اقدام به تأسیس و راه‌اندازی نُه دفتر پستی در آبادان، اهواز و دیگر نقاط جنوب ایران کرد. تداوم فعالیت این دفاتر پس از پایان جنگ نه‌تنها ناقض حاکمیت و استقلال ایران بود، بلکه دولت را از عواید قابل توجه پستی نیز محروم می‌ساخت. ازاین‌رو، دولت ایران از یک‌سو به‌عنوان دولتی مستقل که در پی مشارکت در کنگره جهانی پست بود و از سوی دیگر به‌منظور بهره‌برداری از درآمدهای پستی، مکاتبات رسمی با سفارت بریتانیا در تهران را آغاز کرد و خواستار انحلال دفاتر نُه‌گانه و واگذاری آن‌ها به دولت ایران شد. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش تحقیق اسنادی ـ تحلیلی و بر پایه اسناد آرشیوی وزارت امور خارجه، در پی پاسخ به این پرسش است که دولت ایران در شرایط نابسامان سیاسی، اقتصادی و اداری ناشی از جنگ جهانی اول چگونه با دفاتر پست هند و انگلیس مواجه شد و برای پایان دادن به مداخلات و سلطه استعماری انگلستان، با اتکا به قانون انحصار پست چه اقداماتی انجام داد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مسئولان پستی و دولتمردان ایرانی، با وجود ضعف ساختار اداری و فشارهای خارجی، به ماهیت مداخله‌جویانه و سلطه‌طلبانه عملکرد دفاتر پستی بریتانیا آگاه بودند و از طریق پیگیری‌های اداری، حقوقی و دیپلماتیک در جهت حفظ منافع ملی و احقاق حقوق سیاسی و اقتصادی تضییع‌شده ایران تلاش کردند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش خشونت ساختاری در مهاجرت و جابجایی های جمعیتی در ایران عصر قاجار (مطالعه موردی سفرنامه های عصر قاجار)</title>
      <link>https://irhj.sbu.ac.ir/article_106668.html</link>
      <description>مهاجرت در دوره قاجار پدیده‌ای پیچیده و چندبعدی بود که ریشه در ساختارهای ناعادلانه سیاسی، اقتصادی و محیط زیستی داشت. این پژوهش با بهره‌گیری از چارچوب نظریه خشونت ساختاری یوهان گالتونگ، به بررسی علل مهاجرت‌های داخلی و خارجی در این دوره می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه محرومیت سیستماتیک از نیازهای اساسی انسان (مانند بقا، رفاه و آسایش، امنیت و تعادل محیط زیستی) به جابجایی‌های اجباری دامن زد. داده‌های این تحقیق مبتنی بر ٦٨ گزارش مستند از سفرنامه‌های عصر قاجار است که خشونت ساختاری را در سه بعد محیط زیستی ، سیاسی و اقتصادی تحلیل می‌کند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ناکارآمدی نهادهای حکومتی و سیاست‌های تبعیض‌آمیز، مهاجرت را به راه‌حلی اجتناب‌ناپذیر برای بقا تبدیل کرد. همچنین، از نظر جغرافیایی، مناطق مرکزی، غربی و شمالی ایران به دلیل مواجهه با ترکیبی از این عوامل، بیشترین سهم را در مهاجرت‌فرستی داشتند، در حالی که مقاصدی مانند تهران(به عنوان پایتخت و تمرکز قدرت) و کشورهای همسایه (روسیه و عثمانی) به عنوان کانون های اصلی مناطق مهاجرپذیر عمل کردند. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی، مهاجرت در عصر قاجار را نه یک انتخاب فردی، بلکه پیامد مستقیم ساختارهای ناعادلانه می‌داند و چارچوبی تحلیلی برای درک بحران‌های مشابه در سایر دوره‌های تاریخی ارائه می‌دهد. مطالعه حاضر از جنبه های نظری و روش شناختی حائز اهمیت است و با ارائه تحلیل کمّی و کیفی، درکی نوین از پویایی های جمعیتی این دوره تاریخی ارائه می کند. در نهایت، این تحقیق بر آن است که خشونت ساختاری به عنوان نیرویی محرک، زمینه ساز یکی از مهم ترین تحولات جمعیتی دوران قاجار بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دولت نادرشاه در مواجهه با دشواره مشروعیت</title>
      <link>https://irhj.sbu.ac.ir/article_106620.html</link>
      <description>مشروعیت دولت‌ها مسئله‌ای از گذشته تا به امروز برای حکمرانان در ایران است. مشروعیت برای همه دولت‌ها امری نسبی است و هیچ دولتی مشروعیت تام و مطلق نداشته و نخواهد داشت. بسیاری از دولت‌ها در ایران نیز با مسئله مشروعیت دست‌به‌گریبان شده و حتی در این امر دچار بحران نیز شده‌اند. دولت نادرشاه باوجود قدرت نظامی قاهره آن و پیروزی بر دشمنان اشغالگر از بدو تأسیس سلسله افشاری با مسئله مشروعیت مواجه شد و در طی زمان این مسئله تبدیل به بحران مشروعیت شد. این مقاله با استفاده از روش تاریخی به دنبال پاسخ به این پرسش است که علل و زمینه‌های بحران مشروعیت دولت نادری چه بود و واکنش نادر در مقابل این بحران چه بوده است؟ یافته‌های پژوهش بر آن است دو گونه علل و زمینه‌های خاستگاهی و کارکردی باعث ایجاد مشکل و سپس بحران در مشروعیت دولت نادری شدند. از منظر خاستگاهی وجود مشروعیت ریشه‌دار رقیب و فقدان مشروعیت تباری از چالش‌هایی بودند که همواره نادر با آنها دست‌به‌گریبان بود. طبق یافته پژوهش حاضر، مشروعیت کارکردی عوامل به‌مراتب مهم‌تری بودند که زمینه فرسایش مشروعیت و بحرانی ساختن آن را موجب شدند. عملکرد مبتنی بر جباریت، ناکارآمدی و کژکارکردی دولت، بحران در هویت و مشارکت، تلاش برای دگرگون‌سازی مبانی مشروعیت مذهبی و گسست رابطه دانش-قدرت در مشروعیت‌سازی از علل اصلی پیدایش بحران در مشروعیت دولت نادری بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رویکرد روزنامه اختر به چالش‌ها و راهکارهای تجارت عصر قاجار</title>
      <link>https://irhj.sbu.ac.ir/article_106619.html</link>
      <description>روزنامه اختر که در استانبول و خارج از قلمرو سیاسی ایران منتشر می‌شد، به‌دلیل برخورداری از آزادی نسبی از سانسور، قادر بود دیدگاه‌های اقتصادی و اجتماعی خود را شفاف‌تر بیان کند. یکی از محورهای مهم این نشریه، تحلیل چالش‌های تجارت ایران در عصر قاجار بود. این پژوهش با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی، مقالات اقتصادی اختر را در سال‌های 1292 تا 1314ق/1875 تا 1896م بررسی کرده است. داده‌های مورد مطالعه شامل یادداشت‌ها و گزارش‌هایی درباره تجارت، صنایع دستی، مسکوکات، اوزان و مقیاس‌ها، بیمه، بانک و شرکت‌های تجاری است. پرسش اصلی پژوهش آن است که اختر چه موانعی را برای توسعه تجارت ایران شناسایی کرده و چه راهکارهایی ارائه داده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که از نگاه این نشریه، عواملی چون انفعال دولت، نبود سازماندهی اقتصادی، تقلب در تولید کالاهای صادراتی، تراز منفی بازرگانی و فقدان قوانین نوین تجاری از مهم‌ترین مشکلات ساختاری اقتصاد ایران بوده‌اند. اختر در کنار نقد این وضعیت، بر ضرورت ایجاد نهادهای جدید اقتصادی مانند شرکت‌های سهامی، بانک‌ها، بیمه و برگزاری نمایشگاه‌های بین‌المللی تأکید می‌کرد و آن‌ها را لازمه پیوستن ایران به اقتصاد جهانی می‌دانست. این بررسی همچنین آشکار می‌سازد که اختر به‌طور هدفمند بخش‌هایی از کتاب &amp;amp;laquo;ثروت ملل&amp;amp;raquo; آدام اسمیت را ترجمه و در قالب سلسله‌مقالاتی با عنوان &amp;amp;laquo;مبادی علم ثروت ملل&amp;amp;raquo; منتشر کرده است تا اصول اقتصاد بازار را در فضای فکری ایرانِ قاجار مطرح کند. تحلیل محتوای این مقالات نشان می‌دهد که رویکرد اقتصادی اختر در چارچوب &amp;amp;laquo;لیبرالیسم تدبیری&amp;amp;raquo; قابل تبیین است؛ یعنی پذیرش اصول بازار آزاد همراه با باور به مداخله اصلاح‌گرایانه دولت برای رفع موانع نهادی. این پژوهش با بازسازی تحلیلی سیاست‌های اقتصادی اختر و ارائه این چارچوب مفهومی، امکان فهمی عمیق‌تر از گفتمان اصلاح اقتصادی اواخر قاجار و روند شکل‌گیری ایده‌های بومی اقتصاد در ایران را فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ساخت هویت نوین ایرانی در جامعۀ عرب خوزستان دورۀ پهلوی اول با تأکید بر نقش مدارس</title>
      <link>https://irhj.sbu.ac.ir/article_106617.html</link>
      <description>سیاست مدرسه‌سازی به‌عنوان یکی از ارکان اصلی برساختن هویت جدید ایرانی در سراسر دوره پهلوی اول دنبال شد. دولت رضاشاه با هدف تمرکز قدرت و تقویت انسجام ملی، سیاست‌های آموزشی نوینی را در سراسر کشور به اجرا گذاشت که جامعه عرب خوزستان نیز از آن مستثنا نبود. این مقاله به بررسی سیاست مدرسه‌سازی و گسترش آموزش نوین در جامعه عرب خوزستان طی سال‌های ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ش می‌پردازد. پرسش اصلی پژوهش آن است که نهضت مدرسه‌سازی در میان عرب‌های خوزستان چه نقشی در پذیرش هویت جدید ایرانی داشت؟&amp;amp;nbsp; تحقیق حاضر با روش تاریخی و بر پایه اسناد و نشریات دوره رضاشاه انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که تأسیس مدارس دولتی در مناطق عرب‌نشین نه‌تنها ابزاری برای گسترش سواد و آموزش بود، بلکه وسیله‌ای برای نفوذ و ترویج عناصر هویت رسمی نوین، ارزش‌های ملی و در عین حال تضعیف هویت محلی به شمار می‌آمد. همچنین روشن شد که در کنار منابع مالی وزارت معارف، نهادهایی چون شرکت نفت و نیروهای ارتش در خوزستان نقش مؤثری در پیشبرد این سیاست داشتند. بر اساس آمار موجود، توجه دولت به نهضت مدرسه‌سازی در جامعه عرب خوزستان بیش از دیگر مناطق کشور بوده است، چراکه این سیاست ابزاری برای تحکیم گفتار هویتی دولت و کنترل منطقه‌ای تلقی می‌شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اقتصاد خانواده و نقش زنان شهری دوره قاجار: تحلیل روزنامه‌های تاریخی (1319-1343ق)</title>
      <link>https://irhj.sbu.ac.ir/article_106734.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با تکیه بر چارچوب نظری گئورگ زیمل و مفاهیمی چون اقتصاد پولی، مصرف، کار زنان، قناعت، ولخرجی و ازدواج برای پول، به تحلیل نقش زنان شهری دوره‌ی قاجار در مدیریت اقتصادی خانواده می‌پردازد. این پژوهش با تمرکز بر روزنامه‌های منتشرشده در ایران بین سال‌های ۱۳۱۹ تا ۱۳۴۳ هجری قمری، جامعه‌ی شهری قاجار را بررسی می‌کند. زنان دوره‌ی قاجار به سه گروه شهری، روستایی و ایلیاتی تقسیم می‌شدند که هر یک نقش متفاوتی در اقتصاد خانواده ایفا می‌کردند؛ در حالی که زنان روستایی و ایلیاتی مشارکت مستقیم‌تری در تولید و درآمد خانوار داشتند، نقش زنان شهری عمدتاً مدیریتی و نظارتی و در چارچوب مصرف و سامان‌دهی اقتصاد خانه تعریف می‌شد.روزنامه&amp;amp;shy;های آن دوره نمایانگر نگرش جامعه نسبت به تغییر و ارتقای نقش زنان شهری در اقتصاد خانواده هستند. این روزنامه&amp;amp;shy;&amp;amp;shy;ها با نقد ولخرجی و ترجیح کالاهای وارداتی، زنان را به قناعت ترغیب و نقش جدیدی برای آنان تعریف می&amp;amp;shy;کردند. همچنین تشویق به کسب درآمد از طریق آموزش هنرهای دستی و کارخانه&amp;amp;shy;های مختص زنان، راهکارهایی برای توانمندسازی اقتصادی مطرح شدند. روزنامه&amp;amp;shy;ها همچنین به پیامدهای اجتماعی بیکاری و فقدان فرصت&amp;amp;shy;های شغلی برای زنان اشاره کرده و ارتباط آن را با رفتارهای خلاف هنجار بررسی کردند که این موضوع یکی از شیوه&amp;amp;shy;های انتقادی بود که توسط روزنامه ها به طور مداوم پیگیری می&amp;amp;shy;شد. پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی با تحلیل محتوای کیفی روزنامه&amp;amp;shy;ها و استفاده از منابع کتابخانه&amp;amp;shy;ای، به این پرسش پاسخ می&amp;amp;shy;دهد چگونه زنان شهری در مدیریت اقتصادی خانواده نقش ایفا کردند و روزنامه&amp;amp;shy;ها چه نگرشی نسبت به این نقش داشتند. یافته&amp;amp;shy;ها نشان می&amp;amp;shy;دهد روزنامه&amp;amp;shy;ها در تغییر نگرش سنتی نسبت به نقش اقتصادی زنان شهری فعال بودند و آنان را به استقلال نسبی اقتصادی، تصمیم&amp;amp;shy;گیری در ازدواج و حفظ کرامت فردی تشویق می&amp;amp;shy;کردند؛ موضوعی که با مؤلفه‌های اقتصاد پولی و مصرف در نظریه‌ی زیمل قابل تبیین است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رویکرد مذهبی ناصرالدین منشی‌کرمانی از منظرِ نثرِ «سِمط ‌العُلی لِلحضره العلیا» و «نَسائم الاسحار مِن لَطائم‌الاخبار»</title>
      <link>https://irhj.sbu.ac.ir/article_106725.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;سمط العلی للحضره العلیا&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نسائم الاسحار من لطائم الاخبار&amp;amp;raquo; دو اثرِ ارزشمند ناصرالدین منشی کرمانی، مورّخ، ادیب و رئیس دیوان رسائل کرمان همزمان با حکومتِ قراختاییان است. کتابِ نخست، از جمله منابعِ مهم تاریخِ محلی کرمان طی قرن هفتم و اوایل قرن هشتم و کتاب دوّم نیز اثری ذی&amp;amp;shy;قیمت در تاریخ وزراء است و هر دو به زبان فارسی نگاشته شده&amp;amp;shy;اند. البته یکی با نثری منشیانه و فنّی و دیگری با نثری روان و خالی از تصنّع، نگارش یافته&amp;amp;shy;اند. اگرچه تاکنون راجع به ویژگی&amp;amp;shy;های سبکی نثرِ این دو اثر، پژوهش&amp;amp;shy;هایی انجام شده است اما نوشتارِ حاضر با بهره&amp;amp;shy;گیری از روش مطالعات تاریخی و با رویکردی توصیفی- تحلیلی به وجهی دیگر از نثر آثارِ مزبور پرداخته است. در همین راستا پرسش اصلی نوشتار حاضر عبارت از این است که از منظرِ نثرِ &amp;amp;laquo;سمط العلی للحضره&amp;amp;shy; العلیا&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نسائم الاسحار من لطائم الاخبار&amp;amp;raquo;، ناصرالدین منشی کرمانی، چه رویکرد مذهبی داشته و آیا این رویکرد در ادبیاتِ نگارشِ وی مشهود است؟ یافته&amp;amp;shy;های پژوهش نشانگر آن است که بر اساسِ نثرِ &amp;amp;laquo;سِمط&amp;amp;shy;العلی للحضره&amp;amp;shy; العلیا&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نسائم &amp;amp;shy;الاسحار مِن لطائم&amp;amp;shy; الاخبار&amp;amp;raquo; ناصرالدین منشی کرمانی در کنارِ ارائهء دیدگاهی مثبت در بابِ خلفایِ راشدین و پرداختن به وصفِ و نعتِ آنان؛ از ائمهء شیعه نیز به نیکی یاد کرده است و این امر تا حد زیادی رویکرد آزادمنشانه و به دور از تعصّب وی را نشان می&amp;amp;shy;دهد. به عبارت بهتر وی در معرفی اشخاص بیشتر از آنکه مذهبِ آنها را مدّنظر داشته باشد به عملکردشان نگاه کرده است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان‌های مفهومی- نظری رویکرد نهادباوری تاریخی داگلاس نورث در مطالعات سلطنت قدمایی ایران</title>
      <link>https://irhj.sbu.ac.ir/article_106851.html</link>
      <description>داگلاس نورث، اقتصاددان نهاد باور تاریخی و همکارانش، با پرداختن به معضله ی کنترل خشونت، به عنوان یک چالش اساسی در بحث توسعه پایدار، نهاد دولت را در کانون نظرورزی های خود قرار دادند. آنها در مسیر این کوشش نظری، فهم خود از نهاد دولت و نسبت آن را با کنترل خشونت در قالب مفاهیم بنیادی چون: دو گانه نهاد و سازمان در پیکربندی مفهومی دولت، نظم های اجتماعی دسترسی محدود و باز، اشکال دو گانه دولت دسترسی محدود ( دولت طبیعی) و دولت دسترسی باز (دولت دموکراتیک)، ائتلاف مسلط فرادستان و نظام توزیع رانت صورت بندی کردند. بر اساس نظریه نظام دسترسی، پدیدار دولت های طبیعی به عنوان اشکال تاریخیِ نهاد و سازمان حکومت در دوران بلند پیشا_مدرن، در چهارچوب مفهوم &amp;amp;ndash; نظریه ی &amp;amp;laquo;نظم دسترسی محدود و دولت طبیعی&amp;amp;raquo; تحلیل کردند. دولت، به مثابه نهاد و سازمان حکمرانی در دوران بلند قدمایی ایران، از آن خاص بودگی برخوردار است که نظریه های جهان روا، بنابر میل به تعمیم گرایی حداکثری، قادر به تبیین جامع آن نیستند. با این حال، در منظومه ی مفهوم پردازی و سامانه ی نظری این نوع از دستگاه های نظری امکان هایی برای نظری ورزی درباره دولت قدمایی ایران را می توان سراغ گرفت.&amp;amp;nbsp; این رویکرد البته تمرینی برای مساله مواجهه مورخان با نظریه ها نیز می تواند محسوب شود. مسئله ی اصلی تحقیق از گفت و گوی خلاق با این دستاوردها شکل گرفت و نهایتاً این صورت بندی از پرسش اصلی را سامان بخشید که با عطف توجه به دستاوردهای ارزشمند نورث و همکارانش، که اولاً مفهوم &amp;amp;ndash; نظریه ی نظم دسترسی محدود و دولت طبیعی، کدام امکان های نظری را برای نظرورزی درباره ی نظم حکمرانی و دولت قدمایی ایران، ممکن می کند؟روش تحقیق تحقیق حاضر را باید روش &amp;amp;laquo;موضوعی- تاریخی&amp;amp;raquo; دانست. در روش موضوعی- تاریخی، پدیدار تاریخی با استفاده از مفاهیم و نظریه توضیح داده و تبیین می شود. با این تفاوت نسبت به چهارچوب های مفهومی و نظری غیر تاریخی که در روش موضوعی - تاریخی مفاهیم و نظریه به وسیله وجه انضمامی سوژه ی تحقیق، مشروط و باز آرایی مجدد می شود. در نتیجه تحقیق حاضر، این امر آشکار شد که مفاهیم پایه در دولت شناسی دولت طبیعی (پیشامدرن) و نظریه نظم اجتماعی دسترسی محدود، قابلیت های مناسبی برای مطالعه دولت قدمایی ایران فراهم می سازد. البته مفهوم دولت طبیعی و نظریه نظم دسترسی محدود، با لحاظ کردن ویژگی های خاص تجربه تاریخی ایران، تبیین ماهیت و سازوکار درونی سلطنت قدمایی و رمز حیات طولانی مدت آن را امکان پذیر می کند.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش وزرای شیعه در دوران آل بویه: بررسی سازوکارهای تمدن‌ساز در قرن چهارم هجری</title>
      <link>https://irhj.sbu.ac.ir/article_106849.html</link>
      <description>شکوفایی تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری تا حد زیادی بدین سبب بود که نخبگان سیاسی و فکری آن زمان در ساختارهای حکومتی و اجتماعی حضور داشتند و دولت آل‌بویه، به‌عنوان یکی از حکومت‌های شیعی، بستر مهمی را برای نقش‌آفرینی نخبگان در فرایند تمدن‌سازی فراهم آورد. این پژوهش با بهره‌گیری از رویکرد نهادگرایی تاریخی و نظریه نخبگان، به بررسی نقش وزارت در دوره آل‌بویه به‌عنوان نهاد نخبگان شیعی در فرایند تمدن‌سازی اسلامی در قرن چهارم هجری می‌پردازد. دو محور اصلی پژوهش عبارت‌اند از: تبیین جایگاه و اهمیت وزیران آل‌بویه به‌عنوان نخبگان شیعی در ساختار قدرت سیاسی و همچنین تحلیل تأثیر کنش‌های سیاسی و مدیریتی این وزرا بر توسعه نهادهای تمدنی. نوآوری تحقیق در تحلیل پیوند مستقیم میان کنش سیاسی نخبگان و شکل‌گیری نهادهای تمدنی در بستر تاریخی آل‌بویه نهفته است. روش تحقیق بر مطالعه تاریخی و توصیف و تحلیل داده‌های استخراج‌شده از منابع اسلامی و پژوهش‌های معاصر استوار است. یافته‌ها نشان می‌دهد که نخبگان، به‌ویژه در نهاد وزارت، نقش مؤثری در سیاست‌گذاری، عمران، حمایت از علوم و هدایت فرهنگی ایفا کردند. این مشارکت فعال، از حیث شناختی، ارزشی و نهادسازی مدنی، سهم تعیین‌کننده‌ای در تقویت بنیان‌های تمدن اسلامی داشت. یافته‌های تحقیق بیانگر آن است که نهاد وزارت در دوران آل‌بویه به بستر اصلی تعامل نخبگان شیعه با قدرت سیاسی تبدیل شد و به‌عنوان واسطه‌ای مهم میان دولت و نخبگان، نقشی اساسی در نهادسازی و گسترش فرهنگ شیعی ایفا کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سوسیال دمکراسی ملی مذهبی در بیان جنبش جنگل</title>
      <link>https://irhj.sbu.ac.ir/article_106868.html</link>
      <description>جنبش جنگل در راستای تحقق واقعی نظام مشروطه، رویکردی سوسیال‌دموکراتیک را دنبال می‌کرد. موضوع نوشتار پیشِ‌رو بررسی الگوی سوسیال‌دموکراتیک ارائه‌شده در بیان جنبش جنگل است. به عبارتی، تحقیق پیشِ‌رو در صدد پاسخ به این مسئله است که رویکرد جنبش جنگل نسبت به اندیشه سوسیال‌دموکراتیک چگونه بوده و نوع مواجهه در این برخورد به چه شکل بوده است؟ در تحقیق پیشِ‌رو، برای جمع‌آوری و گردآوری داده‌ها و سنجش صحت و سقم آن‌ها از روش تحقیق تاریخی استفاده شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که جنگلی‌ها در تعیین جهت‌گیری سیاسی و اجتماعی، خوانشی متأثر از ایدئولوژی سوسیال‌دموکراسی در تلفیق با هویت ملی و مذهبی ارائه کرده‌اند. در مسیر تکاپوی گفته‌شده، گذار از پروژه دفاع از مشروطه به برپایی یک ساختار قدرت جایگزین، بر اساس اصول سوسیالیستی، ملی‌گرایی و استقلال کامل، مد نظر بود. آن‌ها در ارائه برخی برنامه‌ها و به‌ویژه تأسیس جمهوری، همسو با سوسیال‌دموکرات‌ها عمل کردند. با این حال، ملی‌گرایی، رادیکالیسم و ضد امپریالیسم، پیوند استراتژیک آن‌ها با دین، مخالفت با کمونیسم وارداتی و قائل بودن به نوعی سوسیالیسم بومی و مستقل، از جمله نقاط افتراق آن‌ها بود. ویژگی‌های فضای زبانی ـ گفتمانی و فکری ـ اجتماعی و نیز زمینه سیاسی ـ تاریخی حاکم، از جمله مداخلات همه‌جانبه انگلیسی‌ها و تجاوزات گسترده روس‌ها و در نتیجه از بین رفتن استقلال، وقوع جنگ جهانی اول، ناکامی دولت در حل بحران‌های اقتصادی و سیاسی، تشدید تنش‌های سیاسی، نزاع‌های گفتمانی سنتی و مدرن، عدم توفیق رویه‌های سیاسی، ایجاد و گسترش سازمان‌هایی با تفکرات رادیکال و گسترش اندیشه مبارزه قهرآمیز در سطح منطقه، در شکل‌گیری این بیان از سوسیال‌دموکراسیِ ملی و مذهبی تأثیرگذار بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تلاش برای برتری دریایی: نادرشاه، جان التون و رقابت‌های امپراتوری در دریای کاسپی</title>
      <link>https://irhj.sbu.ac.ir/article_106889.html</link>
      <description>نوشتار حاضر در صدد بررسی سیاست‌های دریایی نادرشاه افشار در دریای کاسپی طی دهه ۱۱۵۰ق/۱۷۴۰م است و آن را در چارچوب رقابت‌های ژئوپولیتیکی روسیه و بریتانیا و نقش جان التون در انتقال دانش و سازمان‌دهی دریایی اروپایی به سواحل جنوبی این پهنه تحلیل می‌کند. فرض بنیادی پژوهش آن است که تأسیس ناوگان دریایی نادر نه صرفاً پاسخی لجستیکی به الزامات جنگ داغستان، بلکه بخشی از راهبرد دولت‌سازی وی برای اعمال حاکمیت ملی و درهم‌ شکستن انحصار دریایی قدرت شمالی بود. روسیه پیشتر با اتکا به اصلاحات پترِ اول و تثبیت محور آستاراخان&amp;amp;ndash;ولگا، مزیتی پایدار ایجاد کرده و دریا را به حوزه نفوذ تقریباً انحصاری خود تبدیل کرده بود. یافته‌های مبتنی بر اسناد آرشیوی روسیه و گزارش‌های بریتانیایی نشان می‌دهد که ایران اگرچه با استخدام جان التون و تأسیس کارگاه‌های چمخاله و مشهدسر در انتقال &amp;amp;laquo;دانش فنی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نقشه‌برداری&amp;amp;raquo; در کوتاه‌مدت موفق بود، اما کمبود مهارت‌های تخصصی، وابستگی شدید به گلوگاه‌های تأمین، و کنترل مرحله‌به‌مرحله روسیه، این پروژه را آسیب‌پذیر و شکننده ساخت. روسیه که حضور التون و فعالیت‌های کمپانی مسکوی را تهدیدی مستقیم برای انحصار ترانزیتی خود می‌دانست، سیاست &amp;amp;laquo;خفگی نرم&amp;amp;raquo; را به‌کار گرفت و با فرمان ۱۷۴۶م/۱۱۵۹ق مبنی بر ممنوعیت تجارت بریتانیا از مسیر ولگا، شریان حیاتی تأمین تجهیزات ناوگان ایران را عملاً مسدود کرد. با قتل نادرشاه در ۱۱۶۰ق/۱۷۴۷م و فروپاشی تمرکز سیاسی&amp;amp;ndash;مالی دولت، این طرح که فاقد ریشه‌های نهادی پایدار بود، از پشتیبانی ساختاری محروم شد و به‌سرعت رو به زوال رفت. برآیند این تجربه نشان داد که اراده سیاسی و انتقال فناوری، بدون &amp;amp;laquo;استقلال لجستیکی از محور ولگا&amp;amp;raquo; و در غیاب &amp;amp;laquo;دیپلماسی متوازن&amp;amp;raquo;، توانایی لازم برای مقابله با هژمونی دریایی تثبیت‌شده روسیه را فراهم نمی‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی فعالیت‌های نهضت آزادی جهت حفظ هویت سیاسی-ایدئولوژیک و استمرار مبارزه در دوران فترت فعالیت‌های سیاسی(1356-1342)</title>
      <link>https://irhj.sbu.ac.ir/article_106890.html</link>
      <description>نهضت آزادی ایران، با توجه به تأثیرات انکارناپذیر خود بر روند تحولات انقلابی، بخش قابل‌توجهی از مطالعات سیاسی معاصر را به خود معطوف داشته است. این حزب، اندکی پس از تأسیس، با بازداشت گسترده رهبران خود روبه‌رو شد و محدودیت‌های شدیدی را تجربه کرد؛ به‌گونه‌ای که تا آغاز فضای باز سیاسی، از هرگونه فعالیت حزبی و تشکیلاتی علنی بازماند. با این‌ حال، این جریان توانست با اتخاذ سازوکارهایی متناسب با دوران فترت، هویت سیاسی&amp;amp;ndash;ایدئولوژیک خود را حفظ کرده و در مسیر مبارزه علیه حکومت پهلوی، به همگرایی با جریان انقلابی دست یابد. از این‌ رو، پژوهش حاضر با روشی تاریخی و رویکردی توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای، نشریات و اسناد، در پی آن است تا چگونگی استمرار مبارزه و بازسازی تشکیلاتی این حزب را در دوره رکود فعالیت‌های سیاسی مورد واکاوی قرار دهد. در این راستا، یافته‌های پژوهش با طرح این پرسش که &amp;amp;laquo;نهضت آزادی چگونه توانست هویت سیاسی&amp;amp;ndash;ایدئولوژیک و تداوم روند مبارزاتی خود را در دوران فترت فعالیت‌های سیاسی علیه حکومت پهلوی حفظ کند؟&amp;amp;raquo; بر این مبنا استوار است: نهضت آزادی در این شرایط، با بهره‌گیری از ظرفیت نیروهای جوان برای ایجاد تشکیلات زیرزمینی و فعالیت‌های مخفیانه، سازمان‌دهی فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی و برگزاری جلسات مناظره و سخنرانی در زندان، سازمان‌دهی و مدیریت شاخه‌های خارج از کشور و تعامل فعال با مجامع بین‌المللی و امام خمینی، و در نهایت فعالیت فکری-اسلامی در سایه نهادهای مرتبط و ساماندهی مجدد فعالیت‌های حزبی از طریق مؤسسان اولیه‌اش، توانست از هویت سیاسی&amp;amp;ndash;ایدئولوژیک خویش صیانت کند و تداوم جریان مبارزاتی خود را تضمین نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شکست یک ایده، شکست یک الگوی حکمرانی؛ تحلیلی نهادگرایانه از افول نظام پارلمانی در ایران؛ 1300-1304</title>
      <link>https://irhj.sbu.ac.ir/article_106987.html</link>
      <description>با پیروزی جنبش مشروطه و تشکیل نظام پارلمانی در ایران، جایگاه مجلس شورای ملی به عنوان مهم‌ترین نهاد حقوقی در ساختار سیاسی کشور تثبیت شد؛ بااین‌حال، با گذر از سالهای ابتدایی پیروزی مشروطه، شرایط سیاسی کشور به‌گونه‌ای پیش رفت که مشروطه‌خواهان نتوانستند به اهداف موردنظر خود دست یابند. در ادامه اگرچه با ورود جنگ جهانی اول به ایران این نظام سیاسی فروپاشید، اما به مجرد پایان جنگ، تلاش کنشگران سیاسی برای احیای این ساختار شروع شد ولی علیرغم تشکیل مجالس چهارم و پنجم، نتیجه نهایی تحولات این دوره، تنزل جایگاه مجلس و به تبع آن نظام پارلمانی در ایران بود. با توجه به این مقدمات پرسش اصلی این مقاله آن است که چرا تلاش برای احیای نظام پارلمانی در ابتدای دهه 1300 با شکست رو‌به‌رو شد؟ فرضیه اصلی این مقاله آن است که فاصله میان پایان جنگ جهانی و تغییر سلطنت در ایران، یک مقطع بحرانی مهم است و در مقاطع بحرانی، نهادها تحت تاثیر اهداف و خواسته-های کانون‌های قدرت قرار می‌گیرند؛ بدین ترتیب، پیروزی هر ایده‌ای در این دوران منوط به اقدامات بازیگران سیاسی در شناسایی بحران و ارائه راه‌حل عملی برای تغییر شرایط است. این پژوهش با استفاده از رویکرد نهادگرایی تاریخی و تاکید بر ایده مقاطع بحرانی، چنین مساله‌ای را به پرسش می‌گذارد. با توجه به این مقدمات، این پژوهش نتیجه می‌گیرد که پایان جنگ جهانی اول تا تغییر سلطنت، زمان بازتعریف ماهیت و چارچوب ساختار سیاسی ایران بود و تمامی نهادها در منازعات میان کانون‌های قدرت در ایران بازتعریف شدند؛ بر این اساس از آنجایی که نیروهای حامی نظام پارلمانی نتوانستند بحران واقعی جامعه ایران را شناسایی کنند و راه‌حل عملی برای برون‌رفت از آن ارائه کنند، به حاشیه رانده شدند و طبیعتا ایده مدنظر آنها نیز امکان بروز و ظهور عملی نیافت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قانون اوقاف ۱۳۱۳ و قدرت زیرساختی دولت در حوزه بهداشت و درمان دوره پهلوی اول</title>
      <link>https://irhj.sbu.ac.ir/article_107188.html</link>
      <description>دولت پهلوی اول در راستای تمرکز قدرت سیاسی، بازسازی ساختار اداری و ایجاد بنیان‌های نوین حکمرانی، مجموعه‌ای از اصلاحات نهادی را به اجرا گذاشت. یکی از حوزه‌های مهم این اصلاحات، نهاد وقف بود. حکومت پهلوی با بازنگری و سازماندهی قوانین وقفی، زمینه نظارت و هدایت عواید موقوفات را در چارچوب سیاست‌های دولت فراهم ساخت. قانون اوقاف ۱۳۱۳ را می‌توان یکی از حلقه‌های مهم در فرایند بازآرایی نهادی وقف و گسترش ظرفیت اجرایی دولت پهلوی اول دانست. این مقاله با تکیه بر مفهوم «قدرت زیرساختی دولت» می‌کوشد به این پرسش پاسخ دهد که قانون اوقاف ۱۳۱۳ چگونه زمینه هدایت بخشی از منابع وقفی به حوزه بهداشت و درمان را در دوره پهلوی اول فراهم کرد؟
یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که دولت پهلوی اول با سامان‌دهی قوانین وقفی، ایجاد سازوکارهای نظارتی بر موقوفات، تعیین تکلیف موقوفات مجهول‌المصرف و متعذرالمصرف و اختصاص بخشی از عواید آن‌ها به امور عمومی، زمینه بسط و تقویت قدرت زیرساختی خود را فراهم آورد. در نتیجه تقویت قدرت زیرساختی، دولت توانست منابع پراکنده و محلی وقف را در شبکه بوروکراتیک خود ادغام کرده و آن‌ها را در جهت اهداف مورد نظر، از جمله توسعه بهداشت و درمان، به کار گیرد. در این چارچوب، موقوفات در ساخت، تکمیل و اداره بیمارستان‌ها، تامین مالی مراکز درمانی، آموزش صحی و اقدامات پیشگیرانه نقش یافتند. با این حال، این فرایند با چالش‌هایی مانند اختلاف بر سر نحوه مصرف عواید، مقاومت برخی متولیان و نیروهای محلی و نیز تنش میان استقلال سنتی وقف و مداخله دولت همراه بود. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و بر پایه اسناد اداری، قوانین و نظام‌نامه‌ها، مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، گزارش‌های مطبوعاتی و منابع کتابخانه‌ای انجام شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل و بررسی نقش لوایح ، طرح ها و مصوبات در تأمین رفاه معلمان؛ مطالعه موردی مجالس شورای ملی ادوار 24-21</title>
      <link>https://irhj.sbu.ac.ir/article_107189.html</link>
      <description>چکیده
پیشرفت هر ‌جامعه‌ای وابسته به کیفیت نظام آموزش و پرورش است؛ ساختاری که حیات فکری و فرهنگی یک ملت را سامان می‌دهد. معلم با جایگاهی والا و بی بدیل به‌عنوان اصلی‌‌ترین ستون آموزش، نقشی سرنوشت ساز در تربیت نیروی انسانی ایفا می‌کند. توجه به رفاه و تأمین حداقل‌های زندگی معلم نه تنها اقدامی حمایتی ، بلکه سرمایه ‌گذاری‌ بلند مدت برای توسعة همه‌جانبه‌ کشور به شمار ‌‌‌‌‍‌می‌آید. در دوره‌ پهلوی دوم (1357-1320ش.) قوه مجریه و قوه مقننه دو نهاد اصلی مؤثر در سیاست‌گذاری و قانون‌گذاری مرتبط با رفاه معلمان بودند. از ‌یک سو دولت با ارائه‌ لوایح و اجرای برنامه‌های مختلف‌ و از سوی دیگر مجلس شورای ملی با تصویب قوانین، ایراد نطق‌ها و طرح پرسش‌های نظارتی هر یک تلاش داشتند تا ساز و کاری مناسب برای بهبود وضعیت معلمان فراهم کنند. پژوهش حاضر درصدد واکاوی رابطه میان رفاه معلمان در بازه زمانی 1357-1342ش. و نقش دولت و مجالس بیست و یکم تا بیست و چهارم شورای ملی است. چهار محورِ جبران کمبود نیروی انسانی، نظام حقوق و دستمزد، رتبه‌بندی و سیاست‌های رفاهی فرهنگیان، پرسش‌های این تحقیق را تشکیل می‌دهند. روش پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و در تدوین آن، علاوه بر بررسی مصوبات و مذاکرات پارلمانی، از اسناد و منابع کتابخانه‌ای نیز بهره گرفته شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نمایندگان مجالس این دوره‌ها توجه به موضوعاتی همچون چگونگی جذب نیرو، اصلاح وضعیت معیشت، رفاه معلمان و تصویب قوانین حمایتی داشتند. دولت‌های وقت نیز درچارچوب برنامه‌های توسعه ‌و ‌انقلاب سفید، اقدام به طرح‌هایی نظیر ایجاد سازمان بازنشستگی کشوری کردند که گامی مهم در جهت تأمین آیندة‌‌ معلمان محسوب می‌شد. با این‌ حال، مجموع شواهد نشان می‌دهد که در برخی حوزه‌ها با وجود تلاش‌های صورت‌ گرفته، رفاه معلمان نیاز به توجه بیش از پیش داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی مد و اضطراب اخلاقی در کاریکاتورهای دوره پهلوی اول (1304-1320 ه.ش)</title>
      <link>https://irhj.sbu.ac.ir/article_107226.html</link>
      <description>این پژوهش به تحلیل بازنمایی بدن زنانه، مصرف‌گرایی و مد در کاریکاتورهای مطبوعاتی دوره رضاشاه می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه بدن زنِ مدرن به یکی از کانون‌های اصلی شکل‌گیری اضطراب اخلاقی در تجربه مدرنیته آمرانه بدل می‌شود. پرسش اصلی پژوهش آن است که بدن زن در کاریکاتورهای دوره رضاشاه چگونه و چرا به موضوعی برای شکل‌گیری اضطراب اخلاقی تبدیل می‌شود و کاریکاتورها چگونه نگرانی‌های مرتبط با زن مدرن و جابه‌جایی نقش‌های جنسیتی را بازنمایی و صورت‌بندی می‌کنند.  در این دوره، هم‌زمان با شکل‌گیری دولت متمرکز و اجرای سیاست‌های نوسازی از بالا، بدن از سطحی صرفاً زیستی فراتر رفته و به عرصه‌ای اجتماعی و سیاسی برای اعمال قدرت و تولید معنا تبدیل شد. پژوهش حاضر بدن زنانه را در تقاطع نظم جنسیتی و سازوکارهای هنجارسازی اجتماعی تحلیل می‌کند. چارچوب نظری پژوهش بر تلفیق دو رویکرد برساخت اجتماعی و رویکرد گفتمان فوکویی از بدن استوار است. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل گفتمان تصویری کاریکاتورهای منتشرشده در نشریات طنز و عمومی سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ هجری شمسی است.  یافته‌ها نشان می‌دهد که کاریکاتورها نه بازتابی منفعل از گفتمان رسمی، بلکه فضایی میانجی برای  بیان و صورت‌بندی تنش‌ها و اضطراب‌های هنجاری جامعه در مواجهه با مدرنیزاسیون هستند. بدن زن مدرن به‌طور هم‌زمان به‌عنوان نشانه‌ای از پیشرفت، تجدد و نظم نوین، و نیز به‌مثابه تهدیدی برای ارزش‌های اخلاقی، نظم جنسیتی و هویت فرهنگی بازنمایی می‌شود. این دوگانگی، بدن زنانه را به میدان منازعه‌ای نمادین میان سنت و مدرنیته بدل می‌کند. در این چارچوب، بدن و پوشش زنان به عرصه‌ای برای اعمال سیاست‌های انضباطی و بازنمایی هویت ملی تبدیل می‌شود. بدین‌ترتیب، کاریکاتورها تجربه‌ای متناقض از مدرنیته را ثبت می‌کنند؛ تجربه‌ای که در آن، مد پیش از تثبیت به منبعی از اضطراب بدل می‌شود و این اضطراب بیش از هر چیز در بدن زنانه و شیوه‌های بازنمایی آن در عرصه عمومی قابل مشاهده است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
