Document Type : Research Paper
Author
Associate professor-, Department of Islamic Knowledge, faculty of Theology and the Teaching of Ahl Al-Bayt (AS), University of Isfahan, Isfahan, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه
دوران آلبویه بستر مناسبی برای فعالیت و کنشگری نخبگان شیعی در عرصههای سیاسی و اجتماعی فراهم آورد. برخلاف نقش برجسته وزرا در پایهریزی نهادهای دیوانی، هدایت سیاستهای فرهنگی و حمایت از نهضت علمی، ابعاد تمدنی و کارکرد اصلی آنان همچنان نیازمند کاوشهای عمیقتر علمی است. این پژوهش تلاش میکند تا با تمرکز بر الگوی تعامل نخبگان و حاکمیت، سهم آنان را در فرایند تمدنسازی مورد تحلیل قرار دهد.
آلبویه (۳۲۲–۴۴۸ق/۹۳۳–۱۰۵۶م)، بهعنوان یکی از تأثیرگذارترین دولتهای اسلامی میانه، به دلیل رویکردهای مذهبی، فرهنگی و سیاسی متمایز خود در تاریخ اسلام شناخته میشود. از مهمترین عوامل اقتدار این دولت، وزرای نامدار آن بودند که از میان طبقه دانشمندان و فرهیختگان علمی و فرهنگی برخاستند و نقش مؤثری در شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی و جامعه شیعی ایفا کردند. به دلیل اهمیت دولتمردان بویهی و کارآمدی نهاد وزارت، برخی منابع اسلامی به این موضوعات، هرچند بهصورت پراکنده، پرداختهاند. از جمله این منابع، کتاب یتیمة الدهر، تألیف ثعالبی، است که به شرح اخباری از بویهیان و اقدامات وزرای آنان اختصاص یافته است. همچنین صابی در التاج به رویکرد وزرای بویهی توجه کرده و ابوعلی مسکویه در تجارب الأمم اطلاعات ارزشمندی درباره حضور سرآمدان بویهی در فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی ارائه کرده است.
پژوهش در پی پاسخگویی به دو پرسش محوری است: ۱. جایگاه و منزلت وزیران آلبویه بهعنوان نخبگان شیعی در ساختار قدرت چگونه قابل تبیین است؟ ۲. کنشهای سیاسی و مدیریتی این وزیران چه تأثیری بر فرایند تمدنسازی اسلامی داشته است؟ فرضیه پژوهش آن است که فهم دقیق جایگاه تمدنی وزیران آلبویه بدون تحلیل هدفمند و منسجم نحوه بهکارگیری سرمایه فرهنگی در نظام حکمرانی و شکلدهی به یک شبکه ارتباطی منسجم و همافزا میسر نخواهد شد. این پژوهش در نهایت به دنبال آن است تا روشن سازد نخبگان شیعی چگونه از طریق نهاد وزارت بر شکافهای مشروعیت و کارآمدی سیاسی فائق آمدند و در حکمرانی سیاسی و فرهنگی قرن چهارم هجری ایفای نقش کردند.
روش تحقیق، رویکردی تاریخی با تکیه بر روش تحلیلی و توصیفی است. گردآوری دادهها از طریق کتابخانهای و با استناد به منابع اصلی و نیز پژوهشهای معاصر صورت گرفته و با هدف پاسخگویی به پرسشهای اصلی تحقیق تحلیل و تبیین شده است. نوآوری این پژوهش در پیوند میان کنش سیاسی نخبگان و شکلگیری نهادهای تمدنی در بستر تاریخی آلبویه نهفته است. تمایز آن نسبت به دیگر پژوهشها در تمرکز ویژه بر نهاد وزارت و تحلیل برخی وزرا و نشان دادن پیوند نخبگان با ساختارهای اداری، مالی و فرهنگی زمانه است.
با وجود گستردگی پژوهشهای مرتبط با بویهیان، همواره ابهامات و خلأهایی پیرامون ماهیت تعامل نخبگان و حاکمیت و بازتاب آن بر فرایند تمدن اسلامی باقی مانده است. در میان پژوهشهای داخلی میتوان به چند نمونه اشاره کرد: مرسلپور (۱۳۹۲) در مقاله «بررسی شخصیت و جایگاه محمد بن بقیه در دوران آلبویه» بر عوامل محیطی مؤثر بر کارآمدی یا ناکارآمدی نهاد وزارت تأکید کرده است. بیگدلی (۱۳۹۵) در پژوهش «مروری بر شناخت نخبگان خوزستان در عصر آلبویه» به معرفی برخی وزرای بویهی و نقش آنان در تحولات عصر خود پرداخته است. همچنین اکبری و همکاران (۱۳۹۶) در مقاله «بررسی شخصیت و نقش ابوجعفر صیمری، وزیر شیعیمذهب معزالدوله» بر دانایی، کاردانی و ذکاوت وی در تثبیت دولت آلبویه و طراحی الگوی تبعیت آنان از خلافت عباسی تمرکز داشتهاند. مقاله «کاریزمای هارونالرشید، سیفالدوله و صاحببنعباد و شکوفایی علمی و هنری دربار» اثر ایمانیان (۱۳۹۳)، با تکیه بر دیدگاه ثعالبی، جایگاه صاحببنعباد را بهعنوان کانون کاریزماتیک معرفی میکند که به واسطه تدبیر و گشودگی، موجب شکوفایی فرهنگ و ادب در عصر خود شد. در پژوهش شجری (۱۳۹۸) با عنوان «بررسی رویکرد اسلامگرایانه ایرانستیز در اندیشه ایرانیان (موردپژوهش: صاحببنعباد و بدیعالزمان همدانی)» بر این نکته تأکید شده است که همسانپنداری عرب با اسلام در دوران نخستین اسلامی موجب شکلگیری جریانی شد که هویت ایرانی را در سایه تعصب دینی به محاق برد. مقاله «بررسی عملکرد سیاسی صاحببنعباد در دوره حکومت آلبویه» نوشته ایزدیار (۱۳۹۵) نیز با واکاوی نقش محوری صاحببنعباد نتیجه میگیرد که وی با هوشمندی سیاسی و عبور از بحرانهای جانشینی، قلمرو جبال را در دوران فخرالدوله به اوج اقتدار و شکوه رساند. برای درک عمیقتر ساختار نهاد وزارت، کتاب نظام وزارت در دوره عباسیان، عصر آلبویه و سلجوقیان نوشته محمدمسفر زهرانی اثری مهم و ارزشمند محسوب میشود. وی معتقد است نهاد وزارت در این دوره از منظر رویکرد و کارکرد دچار تحول شد و تمامی اختیارات به امیرالأمراها سپرده شد (زهرانی، ۱۳۹۳: ۱۰۰–۱۰۱). همچنین وزارت در دوران بویهی دو عرصه متفاوت را تجربه کرد: در آغاز از جایگاهی مهم برخوردار بود و متصدی امور حساس بهشمار میرفت؛ اما به واسطه رقابتهای درونخاندانی بویهیان و کشمکش دولتمردان بر سر تصاحب قدرت، جایگاه این نهاد رو به افول نهاد و پیامدهای نامطلوبی به همراه داشت (زهرانی، ۱۳۹۳: ۱۰۳–۱۰۵).
در میان پژوهشهای خارجی، مقاله «خاندان آلبویه در بغداد» نوشته کبیر[1] (1964) با ترسیم چگونگی نفوذ وزیران شیعی در ساختار قدرت، نقش آنان را در تثبیت دولتها برجسته میسازد. بوسه[2] (1975) در بخشی از کتاب تاریخ ایران به بررسی بازگشت نمادهای سیاست ایرانی در دوران آلبویه و نقش وزرا در این زمینه میپردازد. اسماعیل مارچینکوفسکی[3] (2009) در مقاله «سلطنت آلبویه بهعنوان پیشینه تاریخی برای شکوفایی پژوهشهای اسلامی در قرن چهارم هجری/دهم میلادی» بر این باور است که دوران آلبویه بهعنوان بستری حیاتی برای شکوفایی پژوهشهای اسلامی و حمایت از نخبگان علمی در قرن چهارم شناخته میشود. در میان پژوهشهای جدیدتر، متحده[4] (2012) در مقاله «ایده ایران در قلمرو آلبویه» بررسی میکند که حکومت آلبویه چگونه هویت ایرانی را در ساختارهای سیاسی و فرهنگی احیا نمود. مرور انتقادی ادبیات تحقیق تصویری متناقض اما مکمل از وضعیت کنونی مطالعات حوزه آلبویه ارائه میکند. در بخش قابل توجهی از پژوهشهای داخلی، تمرکز اصلی بر شرح شخصیتها و نقل اخبار تاریخی معطوف است و مباحثی نظیر ساختار قدرت، سیاستگذاری کلان دولتها، سوابق فرهنگی، طبقات اجتماعی، اندیشه سیاسی و رویکرد تمدنی کمتر مورد مداقه قرار گرفته است.
در مقابل، پژوهشهای به زبان خارجی گام را فراتر نهاده و به ابعاد ساختاری و هویتی قدرت در دوره آلبویه پرداختهاند. با این وجود، خلأ پژوهشی در زمینه تبیین سازوکار این نقشآفرینی با تکیه بر نظریههای نوین نخبگان همچنان احساس میشود.
چارچوب نظری پژوهش بر مبنای دیدگاههای ویلفردو پارتو[5] (1935) درباره گردش نخبگان و دیدگاههای سی. رایت میلز (1956) پیرامون نخبگان قدرت بنا شده است. بر اساس نظریه پارتو، وزیران شیعی در این دوره بهعنوان نخبگان نوظهور، با برخورداری از ویژگیهایی نظیر گرایش به تغییر و نوآوری توانستند در فرایند جایگزینی نخبگان خلافت عباسی تغییرات ساختاری اعمال کنند (اجلالی، ۱۳۹۸: ۷۴–۹۱). افزون بر این، با بهرهگیری از مفهوم نخبگان قدرت (میلز، ۱۳۸۳: ۳۴) و ترکیب پیچیده میلز[6] (۱۳۸۳: ۴۰–۴۲)، این پژوهش نشان میدهد که چگونه وزیران با تمرکز همزمان بر جایگاه وزارت و مدیریت منابع اقتصادی، به هسته اصلی نخبگان حاکم تبدیل شده و جهتگیریهای کلان حکومت را تعیین کردند. این نظریهها فراتر از ابزار مفهومی، به تبیین سازوکارهای قدرت میپردازند. بر این اساس، نهاد وزارت در دولت آلبویه در چارچوب یک نهاد صرفاً دیوانی و اجرایی باقی نماند، بلکه بستری برای تعامل هدفمند و راهبردی میان نخبگان علمی و فرهنگی و نظام سیاسی فراهم آورد. این رویکرد امکان تحلیل دقیقتری از چگونگی شکلگیری نهادهای تمدنی، اصلاحات اداری و سیاستگذاریهای فرهنگی را فراهم میکند و نشان میدهد که مشارکت و تعامل نخبگان شیعی چگونه به مشروعیتسازی آلبویه و بروز خلاقیتهای تمدنی منجر شد.
۱. تحلیل نظری تعامل وزیران و حاکمان در دولت آلبویه
۱.1. مشروعیتبخشی متقابل امیران بویهی و وزیران
ساختار قدرت در دولت آلبویه بر اقتدار موروثی امیر و ماهیت سلطنت دیلمی استوار بود (عتبی، ۱۳۷۴: ۶۷). روابط بویهیان با خلافت عباسی ماهیتی ترکیبی از تسلط و تعامل استراتژیک داشت؛ بهگونهای که امرای دیلمی قدرت اجرایی و نظامی را در دست گرفتند (نک: مسعودی، [بیتا]: ۳۴۵-۳۴۶)، در حالی که خلافت نقش رسمیتبخشی نمادین را ایفا میکرد (نک: سیوطی، ۱۴۲۵: ۲۸۶-۲۸۸). اعطای القاب (مستوفی، ۱۳۶۴: ۴۲۳؛ قلقشندی، [بیتا]: ۵/۴۱۵)، ذکر نام امیران در خطبهها (جوینی، ۱۳۸۵: ۳/۲۱۷) و ضرب سکه به نام ایشان (قلقشندی، [بیتا]: ۱/۴۷۲)، نشاندهنده نفوذ عملی بویهیان بر ساختار خلافت، بهویژه در دوره عضدالدوله بود (سیوطی، ۱۴۲۵: ۲۹۲). در این میان، وزیران شیعی نقش حیاتی در توجیه و تسهیل انتقال مشروعیت از سوی دستگاه خلافت به ساختار جدید ایفا کردند. این تحولات با مخالفت سنتگرایان دستگاه خلافت مواجه شد. نگرانیهایی نظیر انتقال قدرت به پارسیان، بازگشت سنتهای ایرانی و فقدان مشروعیت بنیادین در ساختار نوپای بویهیان، توسط شخصیتهایی چون بیرونی مطرح شد (۱۳۶۳: ۳۰۳). بااینحال، برخی پژوهشها تضعیف هیبت دستگاه خلافت پیش از ظهور آلبویه را عاملی در تسهیل این انتقال قدرت میدانند (زهرانی، ۱۳۹۳: ۱۶).
2.1. گردش وزیران: از همافزایی تا اختلال ساختاری
در اواخر دوره آلبویه، الگوی تعامل میان امیران و نهاد وزارت از فاز همافزایی و نهادسازی به فاز اختلال و فروپاشی ساختاری سوق یافت. این انحطاط عمدتاً ریشه در فقدان قواعد نهادی پایدار برای مدیریت نهاد وزارت و اتکای بیشازحد به اراده فردی امرای بویهی داشت. عوامل اصلی اختلال عبارتاند از: ۱. بیثباتی نهادی و دخالت مستقیم و مکرر امیران در عزل و نصب وزرا؛ ۲. رقابتهای درونساختاری و تضاد منافع میان نخبگان و گرایش برخی کارگزاران به سیاستورزی فردمحور و مقطعی. این عوامل منجر به بیثباتی دستگاه دیوانی و عدم موفقیت در حفظ تعادل در گردش نخبگان گردید. تمرکز قدرت، سیاستورزی مبتنی بر فرد و بهرهبرداری مقطعی از ظرفیتهای نخبگان، در بلندمدت به فرسایش اقتدار مرکزی، کاهش انسجام اداری و رکود فرهنگی انجامید. تجربه تاریخی نشان میدهد فرایند تمدنسازی که ابتدا با مشارکت سازنده وزارت آغاز شده بود، در مواجهه با غیاب تعامل پایدار و ساختارمند میان حاکمیت و نخبگان کارآمد، دچار اختلال شده و به بحرانهای سیاسی میانجامد.
3.1. موانع ساختاری مشارکت نخبگان و علل افول آن
دولت آلبویه همچون بسیاری از دولتهای همعصر اسلامی، از فقدان قواعد مدون و ثابت برای کارگزاران رنج میبرد. جذب نخبگان به عواملی همچون گرایشهای فردی امیران بویهی (حموی، ۱۴۲۶: ۲۵)، شرایط فرهنگی و اجتماعی و مهمتر از آن جایگاه متزلزل آلبویه در ساختار قدرت سیاسی وابسته بود (مقدسی، ۱۴۱۱: ۴۳۹). این عوامل منجر به محدودیت تدریجی مشارکت مدنی و اجتماعی نخبگان، حتی در دوران اوج حیات سیاسی آلبویه گردید (مستوفی، ۱۳۶۴: ۴۱۹؛ ابنعبدالبر، ۱۹۸۱: ۳/۱۰۹). صرفنظر از برخی شخصیتهای سیاسی نزدیک به عصر بویهیان، نظیر نظامالملک طوسی که به دلایل مذهبی-سیاسی دیدگاه مثبتی نسبت به آلبویه ندارد (طوسی، ۱۳۷۸: ۱۰۱-۱۱۲)، گزارشهای تاریخی بیانگر آن است که نهاد وزارت در اواخر دوره بویهیان از مسیر نهادگرایی فاصله گرفت و بر مدار سیاستهای گذرا و فردی امیران اداره میشد. این وضعیت بهویژه در زمان درگیری امیرزادگان بویهی، به بیثباتی نهاد وزارت انجامید (مستوفی، ۱۳۶۴: ۴۱۸-۴۱۹) و در سالهای پایانی حیات دولت، به ویرانی نهادهای مهم و گسترش هرجومرج منجر شد (خواندمیر، ۱۳۸۰ (ب): ۲/۴۲۷). وزرا و دولتمردان بویهی در تعامل با حاکمیت، نقش دوگانه و متناقض ایفا کردند (ابنجوزی، ۱۴۱۲: ۷/۶۸). این ناپایداری یکی از عوامل اصلی تنشهای داخلی و ناتوانی امیرزادگان بویهی در رقابت با دولتهای همعصر محسوب میشد (اشپولر، ۱۳۸۳: ۱/۱۸۴). نمونههای تاریخی مانند نقش محمد بن بقیه (ابنخلکان، ۱۹۹۴: ۵/۱۱۸) در تشدید رقابت داخلی (یافعی، ۱۴۱۷: ۲/۲۹۴) و ابوعلی در برهم زدن ثبات سیاسی، این امر را تأیید میکنند (ابناثیر، ۱۳۸۵: ۹/۲۰۳-۲۰۴).
تعصب و زیادهخواهی برخی دولتمردان (مقدسی، ۱۴۱۱: ۴۳۹) موجب کنارهگیری دانشمندان صاحبنفوذ از عرصه سیاست گردید (مستوفی، ۱۳۶۴: ۴۱۸-۴۲۰). دخالتهای غیرسازنده وزیران در امور جانشینی و برداشت افکار عمومی مبنی بر ظلم و بیقانونی نهادهای دیوانی، که آنان را همتراز ترکان میشمردند (تنوخی، ۱۳۹۱: ۱/۳۲۵)، منجر به کمرنگ شدن روابط نخبگان با دولت و متلاشی شدن شبکه تعاملی آنان شد. نمونه آن وزارت ابوعلی اصفهانی (مسکویه، ۱۳۷۹: ۷/۲۰۹) و ابوالعباس ضبی است (بغدادی، ۱۴۱۸: ۲۱/۶۲). تعامل نخبگان با حکومت آلبویه در بستری از ضعف نهادی و چندپارگی قدرت شکل گرفت. ساختار قدرت بر پایه نظامیگری خاندانی بنا شده بود و اعمال قدرت امیران مبتنی بر رقابتهای خاندانی و سیاستهای ناپایدار بود (قلقشندی، [بیتا]: ۱/۷۰ و ۶/۵۶۱؛ ابنحمدون، ۱۹۹۶: ۸/۱۶۸ و ۹/۲۶۴). این شرایط مانع شکلگیری الگوی پایداری برای مشارکت نخبگان در فرایند نهادسازی تمدنی شد. فقدان زیرساختهای فرهنگ سیاسی و ساختار نهادی لازم برای مدیریت مؤثر تعامل نخبگان، از عوامل ناکامی نسبی آلبویه در نهادینهسازی تمدن اسلامی قلمداد میشود. در نهایت، فردیت، رقابت و وابستگی دولت بویهیان، ساختار اداری را دچار آشفتگی و معطوف به بحران سیاسی کرد.
۲. کارکرد سیاسی و اداری وزیران در نظم عمومی و نهادسازی دولت آلبویه
وزیران آلبویه نقش مهمی در تحکیم ساختار سیاسی و اداری دولت داشتند. هدف اصلی آنان تقویت اقتدار امیران، ساماندهی امور اجرایی و تثبیت مشروعیت حاکمیت بود. در بعد نمادین، اعطای القابی چون «الدوله» و «الدین» به فرمانروایان (قلقشندی، [بیتا]: ۴۱۵-۴۱۶) نمود پیوند میان قدرت سیاسی و مشروعیت دینی به شمار میرفت. اسماعیل بن عباد مشهور به «صاحب» (م. ۳۸۵ق.) در وصیتنامهاش به فخرالدوله دیلمی (م. ۳۸۷ق.) بر پاسداری از این میراث سیاسی تأکید دارد (قمی، ۱۳۸۵: ۴۱۷-۴۱۸). او در توصیف کارنامه خود مینویسد: «در ایام وزارت، به قدر طاقت در رواج دولت این خاندان کوشیدم» (خواندمیر، ۲۵۳۵ (الف): ۱۱۹-۱۲۰).
1.2. وزارت بهمثابه ابزار مشروعیتبخشی و تحکیم قدرت آلبویه
از منظر نظریه نهادگرایی تاریخی، وزیران بویه را میتوان نخبگان کارآمدی دانست که با اتخاذ تدابیر هوشمندانه در اداره و آیندهنگری سیاسی، نقش مؤثری در حفظ پایداری و انسجام نظام دیوانی ایفا کردند. مدیریت آنان در بحرانهای سیاسی مانع از فروپاشی ساختار حکمرانی و جلوگیری از برتریجویی دولتهای همعصر شد. نمونه شاخص این کارکرد، ابوالفضل بن عمید (م. ۳۶۰ق.) است که با تدبیر در فرایند جانشینی، زمینه سلطنت عضدالدوله (م. ۳۷۲ق.) را فراهم ساخت (خواندمیر، ۱۳۸۰: ۲/۴۲۴-۴۲۵). در پی بحران جانشینی پس از مویدالدوله، صاحب بن عباد با درایت سیاسی و بهمنظور حفظ یکپارچگی دولت، توانست با ایجاد اجماع میان نخبگان درباری، مؤیدالدوله را به پذیرش فخرالدوله بهعنوان جانشین ترغیب کند. این اقدام از بروز خلأ قدرت در شرایط رقابت مدعیان در نیشابور و ری جلوگیری کرد (گیلانی، ۱۳۵۲: ۷۷؛ خواندمیر، ۲۵۳۵ (الف): ۱۱۹؛ عتبی، ۱۳۷۴: ۶۸). در پی این تدبیر، فخرالدوله با هدایت صاحب بن عباد پیش از ورود به عراق عجم، در سال ۳۷۳ق. زمام امور گرگان را به دست گرفت (ابناثیر، ۱۳۸۵: ۹/۲۶-۲۷؛ خواندمیر، ۱۳۸۰ (ب): ۲/۴۲۹).
۲.۲. سازماندهی دیوانسالاری و تربیت نخبگان اداری
دیوانسالاری منسجم یکی از ارکان تثبیت اقتدار و ارتقای کیفیت حکمرانی آلبویه بود. این نهاد تحت هدایت وزیران کارآمد اداره میشد و مظهر عقلانیت سیاسی و انتظام اداری آنان به شمار میرفت (بیهقی، ۱۳۷۴: ۲/۴۱۲-۴۱۵). بنا بر روایت عماداصفهانی، فعالیت وزارت و حضور شخصیتهای دانشمند در قلمرو بویهیان سبب رشد علمی و فرهنگی و گسترش تألیف و مناظره شد (۱۳۷۵: ۱۰/۸۲). دیوان وزارت نظارت بر همه امور اداری و مالی دولت را بر عهده داشت و به دلیل تداوم تاریخی و قاعدهمندی حقوقی، نقش اساسی در تحکیم حکمرانی ایفا کرد (خواندمیر، ۱۳۸۰ (ب): ۲/۴۲۹). مطابق گزارش ماوردی (م. ۴۵۰ق.) وزارت از جهت حدود اختیار دو گونه داشت: «تنفیذ» با کارکرد اجرایی و مالی و «تفویض» با اختیارات فراگیر در تدبیر، نظارت و حکمرانی (۱۳۸۳: ۱۱-۱۲). آوی (م. ۴۲۱ق.)، وزیر مجدالدوله دیلمی، مفهوم بلاغت را نیز در تبیین وزارت تنفیذی بسط داد که میان سیاست داخلی و تعاملات اجتماعی پیوند ایجاد میکرد (۱۴۲۴: ۱/۷). مجموع این ساختارها، وزارت را به محوریترین ابزار قدرت و تمایز آلبویه از دیگر دولتهای معاصر تبدیل کرد (مسعودی، [بیتا]: ۳۴۶). در سیاست جذب نخبگان، امیران بویهی کوشیدند اهل دانش و اعتبار اجتماعی را در سطوح عالی به خدمت گیرند. بهرهگیری از سنت ایرانی و رواداری فرهنگی، زمینه ظهور اندیشمندانی چون صاحب بن عباد، ابنسینا و مسکویه را در دستگاه فکری و اجرایی دولت فراهم آورد (زند، ۱۴۰۰).
این سیاست موجب شد نهاد وزارت و دیوان رسائل به کانون تربیت نخبگان و تجربهآموزی بدل شود (ثعالبی، ۱۴۲۰ (الف): ۲/۳۶۹)، و کاتبان جوان فنون بلاغت، انشاء و آیینهای اداری را زیر نظر استادان سیاسی فرا میگرفتند. بر پایه گزارش قلقشندی، اصلاحات وزیران در نظام مکاتبات و انشاء موجب شکلگیری الگویی نو از دیواننویسی شد که انتقال منظم دستورات حکومتی را در سراسر قلمرو تضمین میکرد (قلقشندی، [بیتا]: ۶/۲۶۴ و ۳۲۱). این بدان معناست که آلبویه با نظاممند کردن دیوان انشاء و تدوین الگوهای مطلوب مکاتبات، شیوههای سنتی و پراکنده اداری را ارتقا دادند (کرمانی، ۲۵۳۶: ۱۶۹؛ قلقشندی، [بیتا]: ۳/۲۹۳). این امر انتقال مؤثر دستورات حکومتی را به سراسر قلمرو بویهیان تضمین میکرد. نهاد وزارت دارای سه مؤلفه بنیادین بود:
۱. اقتباس از الگوی حکومت ایرانی در تعامل با خلافت عباسی (جوینی، ۱۳۸۵: ۳/۷۴۹؛ کرمر، ۱۳۷۵: ۳۷۱-۳۷۲؛ زند، ۱۴۰۰: ۳۲-۳۴)، ۲. هماهنگی تشکیلات مالی و نظامی با نیازهای حکمرانی، ۳. ارائه طرحهای اجرایی برای مدیریت بحرانها و اصلاح ساختارهای موجود.
پایداری دستگاه اداری بر تربیت نیروهای کارآمد استوار بود. در همین بستر، چهرههایی ظهور کردند که با مهارت در نگارش و تدبیر اداری، نظام نوشتاری و سبک بلاغی دولت را قوام بخشیدند. از این نمونهاند: ابوالحسن صابی (م. ۳۸۴ق.) که در دوران عضدالدوله در امور دیوانی و کتابت نقش داشت (خواندمیر، ۱۳۸۰ (ب): ۲/۴۲۷)؛ ابواسحاق ابراهیم بن هلال صابی (م. ۳۸۴ق.) که بهواسطه مهارت در کتابت و ابداع سبک نوین نگارش مورد توجه امیران بویهی قرار گرفت و سفیر بویهیان در بغداد و مسئول دیوان رسائل در زمان عزالدوله بود (بغدادی، ۱۴۱۸: ۱۶۳)؛ و نیز ابنمرزویه زرتشتی (م. ۴۲۸ق.) که به دعوت سید رضی اسلام آورد و بخش عمدهای از قصاید ایشان را نقل کرده است (خوارزمی، ۱۳۸۲: ۱۹۳). بر اساس تحلیل نظریه نخبگان، ساختار نهاد وزارت آلبویه با بهرهگیری از ظرفیت آموزشی دیوان رسائل، چرخههای جانشینی و بازتولید نخبگان را مدیریت کرد و بهمثابه نهاد محوریِ سرمایه اجتماعی و فرهنگی، نقش تعیینکنندهای در دوام قدرت و کارآمدی دولت آلبویه ایفا نمود.
۳.۲. مدیریت امنیت داخلی و تثبیت نظم سیاسی
وزیران آلبویه در تحقق نظم سیاسی، کارکردی فراتر از نظارت اداری داشتند و در حوزه امنیت و دفع تهدیدات داخلی فعال بودند. در راستای دیدگاه ماوردی مبنی بر حفاظت وزیر از سلطان در برابر رعیت (۱۳۸۳: ۱۱-۱۲)، وزیران با بهکارگیری ابزارهای حقوقی نظیر عزل و تبعید و نیز برقرار ساختن انضباط اداری و امنیتی، ساختار نظم را سامان میدادند. یکی از جنبههای حیاتی عملکرد وزیران، دخالت مستقیم در عملیات نظامی و دفع شورشها بود. صاحب بن عباد در دوره امارت شرفالدوله، با فرماندهی لشکر به طبرستان رفت و ضمن شکست شورشیان، قلعههای قریم و عاد را فتح کرد (۳۶۷ق.) (یافعی، ۱۴۱۷: ۲/۲۱۸؛ تتوی، ۱۳۸۲: ۳/۱۹۴۹). وی در مأموریتی دیگر در سال ۳۷۷ق.، اموال شورشیان طبرستان را ضبط و نیروهای آنان را منهدم ساخت (خواندمیر، ۱۳۸۰ (ب): ۲/۴۲۹-۴۳۰؛ خواندمیر، ۲۵۳۵ (الف): ۱۱۹). در عرصه داخلی عراق، عزالدوله از طریق وزیر خود، عباس بن حسین شیرازی، به ساماندهی امور و مذاکرات با رقبای منطقهای پرداخت (ابنکثیر، ۱۴۰۷: ۸/۶۱۰).
از منظر نهادگرایی، وزیر موظف بود از طریق شبکه «منهیان بصیر» - که عموماً از دانشمندان و خواص بودند - سلطان را از وضعیت بلاد مطلع سازد (ابناثیر، ۱۳۸۵: ۷/۲۲ و ۱۰۶). قلقشندی این نهاد امنیتی را با عنوان «سُعات» معرفی میکند که وظیفه بازرسی و مقابله با مخالفان داخلی را بر عهده داشت ([بیتا]: ۱/۱۶۲). وزیران در مواقع ضروری، کارگزاران را تجهیز میکردند. بهعنوان نمونه، صاحب بن عباد ابوعلی حسن بن احمد را مأمور محاصره قلعه شمیران کرد (حموی، ۱۹۷۹: ۳/۲۵۶؛ جوینی، ۱۳۸۵: ۳/۴۴۳). تأمین امنیت مناطق کلیدی مانند عراق، از طریق اقداماتی چون برخورد صیمری (م. ۳۳۹ق.) با شورشیان بصره و مهلبی (م. ۳۵۳ق.) با شورشیان بغداد به سرانجام رسید (تتوی، ۱۳۸۲: ۳/۱۸۵۰-۱۸۵۱).
در سیاست خارجی، آلبویه با ایجاد توازن قدرت نامتقارن، یکپارچگی نسبی قلمرو خود در ایران را ممکن ساخت و روابطش را با همسایگان تسهیل کرد (اشپولر، ۱۳۸۳: ۱/۱۷۰-۱۷۱) و مرزهای خود را تا سیستان و کردستان گسترش داد (تتوی، ۱۳۸۲: ۱/۱۷۹-۱۸۰). تداوم موفقیت بویهیان در عرصه سیاسی مدیون بهکارگیری نخبگانی بود که تدبیر لازم برای مدیریت بحران را داشتند. نقش ابومحمد مهلبی در توسعه نفوذ سیاسی آلبویه در عراق (مسکویه، ۱۳۷۹: ۲/۱۴۵) و نیز تنظیم صلحنامهها برجسته است (تتوی، ۱۳۸۲: ۳/۱۸۷۳). همچنین مشارکت فعال صاحب بن عباد در تثبیت دیلمیان در شمال و شرق ایران (خواندمیر، ۱۳۸۰ (ب): ۲/۴۲۹-۴۳۰) و مجبور ساختن ترکان به ارسال هدایا به دربار بویهی، نشاندهنده توانایی آنان در مدیریت ژئوپلیتیک بود (ابناثیر، ۱۳۸۵: ۹/۱۰۳).
۳. نقش اقتصادی وزیران در بازسازی مالی و عمران
تداوم قدرت و مشروعیت حکومت آلبویه بر پایه مدیریت عقلانی منابع و توسعه اقتصادی استوار بود. این امر با نظریههای نخبگان در تبیین بقای قدرت همراستا است؛ چنانکه پارتو پایداری نخبگان حاکم را منوط به مدیریت منابع و جلوگیری از سقوط آنها در پی ناکارآمدی اقتصادی میداند (اجلالی، ۱۳۹۸: ۸۴-۸۶). همچنین تشکیل شبکه متمرکز نخبگان سیاسی، اقتصادی و نظامی، کنترل ابزارهای اقتصادی را تسهیل میکند (میلز، ۱۳۸۳: ۳۶۴-۳۶۵). وزیران بویهی با اتکا به سنت دیوانسالاری ایرانی، در سه حوزه نظام مالیاتی، نظام پولی و کشاورزی، سیاستهایی را به اجرا گذاشتند که بنیاد مالی دولت را استحکام بخشید و به عمران انجامید:
1.3. اصلاح نظام مالیاتی و ساختار خراج
مسئله اصلی دیوانسالاران، نظارت بر وصول خراج و ممانعت از تعدی مأموران بود. در دوره ابوالحسن عمید (وزیر فخرالدوله)، به دلیل افزایش ناموزون خراج و درهمآمیختگی آن با سایر مالیاتها که مؤدیان را تحت فشار قرار میداد، اصلاحات ساختاری ضروری شد (قمی، ۱۳۸۵: ۳۰). اقدام محوری، صدور فرمان اصلاحی سال ۳۴۰ق. موسوم به فرمان عبّاد بود که با هدف نظمدهی به فرایند وصول و جلوگیری از زیادهخواهی مأموران تنظیم شد (قمی، ۱۳۸۵: ۳۶۱-۳۶۶). این اقدامات منجر به برقراری مجدد نظم در ساختارهای مالی و درآمد عمومی شد.
2.3. ساماندهی نظام پولی و نظارت بر ضرابخانه
کنترل نظام پولی و ضرب سکه بهعنوان یکی از شاخصهای اصلی مشروعیت، مستلزم مداخله مستقیم وزیران بود. در دوره آلبویه، ضرب سکه در ضرابخانههای اصلی بغداد، شیراز و ری تداوم یافت. صاحب بن عباد با هدف توسعه شبکه مالی، دستور تأسیس دارالضرب در گرگان را صادر کرد. سکههای ضربشده دارای ویژگیهای مشخصی بودند؛ از جمله نقش سوره اخلاص، نام امیر بویهی و هفت بیت شعر بر یک روی آن (خواندمیر، ۲۵۳۵ (الف): ۱۲۰-۱۱۹). این نمادهای پولی علاوه بر کارکرد اقتصادی، ابزاری برای تثبیت هویت سیاسی و مذهبی شیعی آلبویه و القای مشروعیت حکومتی محسوب میشد (صابی، ۱۳۴۶: ۱۱۵؛ زند، ۱۴۰۰: ۲۲). سختگیری صاحب بن عباد در قبال تخلفات ضرابخانه نیز نشاندهنده نظارت دقیق وزیر بر این نهاد بود (ابنخلکان، ۱۹۰۰: ۱/۲۳۰).
۳.۳. توسعه کشاورزی و مدیریت منابع آب
محور زیرساختی اقدامات اقتصادی، توسعه آبیاری و حمایت از زراعت بود. به فرمان صاحب بن عباد، طرحهایی برای بهرهبرداری بهینه از منابع آب زیرزمینی، از جمله حفر چاه، لایروبی قنات و ایجاد کاریز، جهت تأمین آب مزارع و مصارف عمومی به اجرا درآمد (قمی، ۱۳۸۵: ۱۳۲). نمونه عملیاتی این سیاست، بازسازی سه کاریز در قم و جاریکردن جویهای آب در شهرها بود (قمی، ۱۳۸۵: ۱۳۲). در دوره عضدالدوله در فارس، سد بزرگی با دیوارههای مستحکم ساخته شد که آب مورد نیاز ۳۰۰ روستا را تأمین و موجب رونق اقتصادی منطقه شد (مقدسی، ۱۴۱۱: ۴۳۹). این اقدامات نشاندهنده نقش محوری نخبگان بویهی در پایداری طبیعی و اقتصادی نواحی تحت حاکمیت از طریق مدیریت منابع حیاتی بود.
۴. پیشبرد فرهنگ و علوم با محوریت وزرا و نخبگان شیعی
یکی از متمایزترین ویژگیهای دوران آلبویه، پیوند عمیق میان ساختار قدرت و نهاد دانش بود؛ بهگونهای که وزرا و کارگزاران ارشد، عموماً اهل علم، تألیف و فضیلت بودند. این همافزایی نخبگانی چون ابوالفضل بن عمید، صاحب بن عباد، شاپور بن اردشیر (م. ۴۱۶ق.)، ابوعلی سینا (م. ۴۲۸ق.)، ابواسحاق صابی (م. ۳۸۴ق.) و ابوعلی مسکویه (م. ۴۲۱ یا ۴۲۶ق.) را بر مصدر وزارت و دیوان نشاند. بهطوری که لقب «صاحب» برای ابن عباد نشانه معاشرت وی با اهل علم بود (سیوطی، ۱۴۲۵: ۲۹۷). صاحب بن عباد با وجود اشتغال فراوان به امور دولتی، تدریس را رها نکرد و از معرفت کافی به تمامی علوم برخوردار بود (مستوفی، ۱۳۶۴: ۴۱۷-۴۱۶؛ ابنخلکان، ۱۹۰۰: ۱/۲۲۸). آلبویه با استقرار در مرکز تمدن اسلامی و تسهیل دسترسی به محافل علمی، در دگرگونیهای فرهنگی و علمی قرن چهارم هجری نقش محوری ایفا کردند؛ بهگونهای که برخی پژوهشگران آن را عصر رنسانس اسلامی خواندهاند (کرمر، ۱۳۷۵؛ متز، ۱۳۶۲). گرچه پویایی علمی ریشه در تلاش دانشمندان داشت، سیاستهای حمایتی وزرا و دیوانیان در ایجاد فضای فکری باز عامل تعیینکنندهای در تسهیل تولید علم بود. مهمترین اقدام در این راستا، تأسیس و توسعه مراکز علمی و کتابخانههای عمومی و دارالعلمها بود که موجب اتصال شبکههای علمی و ظهور خلاقیتهای تمدنی - بهویژه در حوزه علوم و فرهنگ شیعی - شد (صفار، ۱۴۱۵: ۲۲). در این بستر، شمار بیشماری از اندیشمندان و دانشمندان، از جمله ابوبکر خوارزمی (م. ۳۶۲ق.)، ثابت بن سنان (م. ۳۶۳ق.)، ابوالوفاء بوزجانی (م. ۳۸۶ق.)، ابوبکر بن فورک (م. ۴۰۶ق.) و شیخ مفید (م. ۴۱۳ق.) به اوج رسیدند.
1.4. حمایت نهادی از نخبگان و کسب مشروعیت
وزیران بویهی از طریق ایجاد شبکههای تعاملی میان دربار و محافل علمی، بهعنوان مدیران سیاسی ـ فرهنگی عمل کرده و زمینه شکوفایی اندیشه را مهیا ساختند. این حمایتها شامل برپایی مجالس علمی، مجالست با اهل فضل و تشویق اندیشمندان بود که نشاط علمی دوره را ارتقا داد. مداومت صاحب بن عباد با شعرا، علما و اهل فضل (خطیب بغدادی، ۱۴۱۷: ۲/۶۱؛ آملی، ۱۳۴۸: ۱۸-۱۹؛ کرمانی، ۲۵۳۶: ۱۱۹-۱۲۰) تجلی روحیه علمی و تواضع وی بود (ثعالبی، ۱۴۲۰ (الف): ۳/۲۲۶). این رویکرد توسط دیگر وزیران بویهی نیز دنبال شد. بهعنوان نمونه، ابوالفضل بن عمید مجموعهای از شاعران را گرد آورد و با آنان انس داشت (ابنعماد، ۱۴۰۶: ۴/۳۱۲). همچنین ابوغالب محمد بن علی (فخرالملک)، وزیر بهاءالدوله و سلطانالدوله دیلمی، با دانشمندان گفتگو میکرد و آنان را تکریم مینمود (یافعی، ۱۴۱۷: ۲/۱۶؛ خواندمیر، ۲۵۳۵ (الف): ۱۲۲).
از منظر نظریه نخبگان، حمایت گسترده از علوم فراتر از اقدام فرهنگی، یک ابزار استراتژیک برای تولید مشروعیت و تثبیت هویت شیعی بود. امیران و دیوانسالاران بویهی که فاقد مشروعیت مذهبیِ تام بودند، با تکریم دانشمندان امامیه، برگزاری مناظرات علمی میان مذاهب (ابنجوزی، ۱۴۱۲: ۱۴/۲۹۳؛ مقدسی، ۱۴۱۱: ۴۴۴) و بهکارگیری اعتبار علمی نخبگان، خلاءهای مشروعیت سیاسی و اجتماعی خود را پر کرده و زمینه طرح مباحث نوین علمی را فراهم میساختند (ابنجوزی، ۱۴۱۲: ۱۴/۲۹۳). این سیاستِ تساهل و حمایت، نوابغ ادبی، فلسفی و بخشی قابل توجه از فقیهان و مفسران را به بلاد تحت فرمان آلبویه جذب کرد تا در باب مسائل علمی و مذهبی به گفتگو بپردازند (آوی، ۱۴۲۴: ۱/۷؛ مقدسی، ۱۴۱۱: ۳۳۹ و ۴۱۳).
شواهد تاریخی، نظیر تسهیل سفرهای علمی و تأمین امنیت مسیرها، بر این تعامل دلالت دارد؛ از جمله تشرف شیخ صدوق (م. ۳۸۱ق.) به مشهد الرضا (ع) در سال ۳۶۷ق. (شیخ صدوق، ۱۴۱۷ (الف): مجلس ۲۶)، سفرهای متعدد وی به مناطق مختلف (شیخ صدوق، ۱۴۱۷ (الف): ۸؛ ۱۸۳-۱۸۵؛ نجاشی، ۱۴۱۶: ۱/۱۸۴)، حضور شیخ کلینی (م. ۳۲۹ق.) (شیخ طوسی، ۱۴۱۵: ۴۳۹)، خاندان رضی (خوارزمی، ۱۳۸۲: ۱۷۹)، شیخ مفید و شیخ طوسی در بغداد (نجاشی، ۱۴۱۶: ۴۴۰؛ خوارزمی، ۱۳۸۲: ۱۷۹) و نیز فعالیتهای گسترده شیخ مفید (۱۴۱۴: ۱۳۵) و خاندان بابویه در ری و قم (شیخ صدوق، ۱۴۰۵ (ب): ۱/۲؛ ۲/۵۰۲). حضور این مشاهیر شیعی در محافل و جلسات مناظره، گواه تعامل دولت بویهی با نخبگان و نقش آنان در بازسازی پایگاه اجتماعی و سیاسی نظام بود.
2.4. برپایی نهادهای تعلیمی و فرهنگی
از جدیترین اقدامات نخبگان بویهی برای مشروعیتسازی فرهنگی، حمایت هدفمند از دانش و تأسیس زیرساختهای علمی و فرهنگی در مراکز اصلی حکومت، نظیر شیراز، بغداد، ری و اصفهان بود (ابناثیر، ۱۳۸۵: ۱۰/۷؛ مقدسی، ۱۴۱۱: ۱۰، ۱۳۳، ۴۴۸–۴۴۹). این رویکرد، قرن چهارم هجری را در نگاه برخی پژوهشگران به «دوران کتابخانهها» مبدل ساخت (محمدنیا، ۱۳۸۸: ۱۵۴؛ نک: محمدی و پریوش، ۱۳۹۰؛ هونکه، ۱۳۷۰: ۳۵۱–۳۵۷، ۳۵۳). وزرا و کارگزاران بویهی، اعم از شیعی و غیرشیعی، با وقف منابع و تأسیس کتابخانههای عظیم، نقش محوری در توسعه فرهنگ مکتوب ایفا کردند. این مراکز، بستر لازم برای تولید و نشر اندیشه را فراهم ساختند. در بغداد، ابومحمد مهلبی به دستور معزالدوله دیلمی، بخشی از درآمدهای دولت را به توسعه زیرساختهای علمی اختصاص داد و این امر سبب گسترش آبادانی در شهر شد (مسعودی، ۱۳۰۶: ۲/۵۵۲؛ خطیب بغدادی، ۱۴۱۸: ۱/۱۲۱). کتابخانه شاپور بن اردشیر (وزیر بهاءالدوله دیلمی)، واقع در کرخ بغداد، از طریق وقف و اختصاص محلی به نام «خزانةالکتب» یا «دارالعلم» شهرت داشت (حموی، ۱۹۹۵: ۲/۳۴۲؛ ابنجوزی، ۱۴۱۲: ۱۴/۳۶۶). در این مکان، علاوه بر استنساخ، نسخههای مختلف کتابها نگهداری میشد (حموی، ۱۹۷۹: ۱/۵۳۴). بنا بر گزارش ابناثیر، بالغ بر بیش از ده هزار جلد کتاب در آن قرار داشت (ابناثیر، ۱۳۸۵: ذیل حوادث ۳۸۳ق.) و محلی برای مراجعه عموم دانشمندان بود (ثعالبی، ۱۴۰۳: ۳/۱۴۵ به بعد). این کتابخانه نقش مؤثری در نشر عقاید شیعه ایفا کرد (سعیدیان، ۱۳۹۳) و نخستین مدرسهای بود که برای فقها وقف گردید (ابنکثیر، ۱۴۰۷: ۱۲/۳۵۷). علاوه بر این، تنوع و تعداد اقدامات در این حوزه، بیانگر میزان اهتمام نخبگان عصر بویهی و تلاش مستمر اهل علم برای تولید اندیشه و آفرینشهای تمدنی همسو با نیاز عمومی و شرایط اجتماعی آن دوره بوده است. از آن جمله است: کتابخانه حبشی (برادر معزالدوله بویهی) در بصره، با پانزده هزار جلد کتاب (مسکویه، ۱۳۷۹: ۶/۲۸۶)؛ کتابخانه ابن عمید در ری که بار آن معادل صد بار شتر بود (مسکویه، ۱۳۷۹: ۶/۳۱۵–۳۱۶)؛ کتابخانه عظیم صاحب بن عباد که فهرست کتب آن ده مجلد و معادل بار چهارصد شتر تخمین زده میشد (خواندمیر، ۱۳۸۰ب: ۲/۴۳۰)؛ و کتابخانه ابوعلی بن سوار (م. ۴۹۶ق.)، کاتب عضدالدوله، در رامهرمز و بصره (مقدسی، ۱۴۱۱: ۴۱۳).
همچنین تأسیس بیمارستانها و رصدخانهها توسط دولتمردان بویهی، گویای نگاه جامع و همهجانبه به توسعه علوم کاربردی بود. به فرمان عضدالدوله دیلمی، بیمارستان عضدی در بغداد (۳۶۹ تا ۳۷۲ق.) احداث شد (ابناثیر، ۱۳۸۵: ۹/۱۶) که به دلیل وسعت، نمونهای برجسته از عمران دوره بویهی است (ذهبی، ۱۴۱۴: ۲۶/۴۷۳؛ ابن خلکان، ۱۹۷۱: ۴/۵۴–۵۵؛ نیز نک: هونکه، ۱۳۷۰: ۲۲۳–۲۲۴). همچنین بیمارستانهایی در شیراز (قفطی، ۱۴۲۶: ۱۱۷) و واسط، توسط مؤیدالملک رخجی (وزیر مشرّفالدوله) برپا گردید (ابناثیر، ۱۳۸۶: ۹/۳۲۹).
در حوزه نجوم، علاوه بر رصدخانه منسوب به عضدالدوله در بغداد (هونکه، ۱۳۷۰: ۱۵۸، ۱۸۵)، رصدخانه اصفهان توسط عبدالرحمن صوفی، منجم (م. ۳۶۳ق.)، احیا شد و در آنجا زیج جدیدی تنظیم گردید (خواندمیر، ۱۳۸۰ب: ۲/۴۲۵؛ سیوطی، ۱۴۲۵: ۲۹۰؛ حاجی خلیفه، ۱۳۷۶الف: ۲/۹۶۵). این نهادسازی، ابزاری برای تقویت قدرت سیاسی و اعتبار مشروع نخبگان حاکم بود؛ چراکه دستاوردهای علمی و فرهنگی در راستای تقویت هویت دولت و انسجام اجتماعی بهکار گرفته میشد.
3.4. گسترش فرهنگ مکتوب و تولید علم
تحکیم پایگاه قدرت سیاسی و مشروعیت اجتماعی دولت آلبویه از طریق گسترش فرهنگ مکتوب و نهادسازی علمی میسر گردید. وزیران، بهعنوان هسته نخبگان اجرایی، با ارائه تسهیلات و مدیریت بازار تألیف و استنساخ، علم را به پلی ارتباطی میان ساختار قدرت و نخبگان فکری تبدیل کردند. این رویکرد، شکاف میان عرصه سیاست و دانش را بهشدت کاهش داد و موجبات پویایی فکری عصر را فراهم آورد؛ بهگونهای که ابوحیان توحیدی (م. ۴۱۴ق.) پویایی فکری عصر خویش را به رشته تحریر درآورده است (ابوحیان توحیدی، ۱۹۹۲: ۱/۲۵۰).
دانشمندان تحت حمایت، آثاری با مرجعیت علمی در علوم معقول و منقول تولید کردند که با شرایط اجتماعی و سیاسی پیوندی تنگاتنگ داشت. این تعامل مستقیم به خلق آثار فاخری انجامید. ابوعلی سینا کتاب «شفا» را در ری و در دستگاه مجدالدوله دیلمی نگاشت (قفطی، ۱۴۲۶: ۳۰۷) و ابن هیثم بصری از جمله نخبگانی بود که با تعامل با بویهیان به قلههای علمی رسید (مستوفی، ۱۳۶۴: ۶۸۸–۶۸۹).
تقدیم کتب به رجال سیاسی، به منزله بهرسمیت شناختن مشروعیت آنان بود. از نمونههای بارز، تألیف «الفخری» و «الکافی فی الحساب»، اثر ابوبکر کرخی برای فخرالملک بویهی (ذهبی، ۱۴۱۴: ۴۶/۳۴۱–۳۴۲؛ یافعی، ۱۴۱۷: ۳/۱۷، ۹۱) و «التاجی» توسط ابراهیم بن هلال صابی در مدح امیران بویهی است (بغدادی، ۱۴۱۸: ۱۶۳). همچنین ابوالفرج اصفهانی (م. ۳۵۶ق.) که با مهلبی، وزیر معزالدوله، ارتباط نزدیکی داشت (ابوالفرج اصفهانی، ۱۴۱۵: ۱/۱۶–۱۸)، کتاب «مناجیب الخصیان» را برای او نگاشت (همان: ۱/۲۴). این نمونهها از کنش متقابل و همافزایی میان نخبگان علمی و سیاسی در دولت آلبویه حکایت دارد و نشان میدهد که نخبگان علمی از حمایت و همراهی بویهیان بهرهمند بودند (حاجی خلیفه، ۱۳۷۶الف: ۲/۹۶۵).
حضور وزرا در نهادهای علمی، قدرتنمایی فرهنگی را تقویت میکرد. منزل ابن سعدان، وزیر صمصامالدوله، به محفل اهل علم و ادب تبدیل شده بود (ابوحیان توحیدی، ۱۹۹۲: ۱/۱۰۸). ابوعلی مسکویه رازی، مؤلف «تجارب الامم» و «تهذیب الاخلاق»، به عنوان کتابدار بویهیان در شیراز، سهمی بسزا در مدیریت آرشیو دولتی و ثبت تاریخی ایفا نمود (ثعالبی، بیتا ب: ۱۹۲؛ مسکویه، ۱۳۷۹: ۶/۱۷۰). حمایت از افرادی چون ابوماهر موسی بن یوسف بن سیار (م. ۳۵۰ق.)، ابوالقاسم تنوخی (بغدادی، ۱۴۱۸: ۱۸/۲۲۴)، منصور منطقی، بندار رازی (قدیانی، ۱۳۸۷: ۱/۶۹؛ صفا، ۱۳۷۸: ۱۶۹)، ابوبکر خوارزمی (خواندمیر، ۱۳۸۰ب: ۲/۴۳۰؛ مستوفی، ۱۳۶۴: ۶۸۷–۶۸۸؛ عتبی، ۱۳۷۴: ۶۸–۶۹)، ثابت بن سنان بن صابی (م. ۳۶۰ق.) (مستوفی، ۱۳۶۴: ۴۱۹؛ حاجی خلیفه، ۱۳۷۶الف: ۳۰۳)، ابن فورک (ابناثیر، ۱۳۸۵: ۸/۶۱۷؛ زریاب، ۱۳۹۸: ۴/۴۱۷) و حسن قمی (قمی، ۱۳۸۵: ۲۰، ۴۱)، نشان از پیوند عمیق میان حمایت سیاسی و خلق ادبیات رسمی دارد.
در این دوره، ادبیات عربی به شکوفایی رسید؛ بهطوری که برخی عصر بویهی را سرآغاز علوم ادبی دانستهاند (ثعالبی، ۱۴۲۰الف: ۲/۲۵۴؛ قلقشندی، بیتا: ۶/۲۶۴، ۳۲۱). صاحب بن عباد با نگارش آثاری چون «المحیط»، «رسائل» و «شرح طرائف الطرف» (خوارزمی، ۱۳۸۲: ۱۶۶، ۱۸۲) و نیز سرودن اشعار متعدد، بهعنوان یکی از مشعلداران علم و ادب شناخته میشود (ثعالبی، بیتا ب: ۱۷۰). ابوالفتح ابن عمید ثانی (وزیر رکنالدوله و عضدالدوله)، با گردآوری صنایع لفظی و تأکید بر بلاغت (یافعی، ۱۴۱۷: ۲/۲۸۱؛ مستوفی، ۱۳۶۴: ۴۱۲؛ صفا، ۱۳۷۸: ۱/۶۳۹)، توسط صاحب بن عباد با لقب «خاتم الکتاب» مورد تقدیر قرار گرفت (مستوفی، ۱۳۶۴: ۴۱۲؛ یافعی، ۱۴۱۷: ۲/۲۸۱). در نهایت، بخش عمدهای از ادبیات دیوانی (سلطانیات، اخوانیات و ممدوحات) بهعنوان میراث مکتوب نظام اداری آن عصر باقی ماند (ثعالبی، ۱۴۲۰: ۲/۳۶۹–۳۸۲؛ ۱۴۲۰الف: ۳/۲۰۷، ۳۴۹).
۴.۴. ترویج اخلاق سیاسی و معنویتگرایی
قرن چهارم هجری شاهد بروز و توسعه چشمگیر کنشگری اجتماعی شیعیان در سایه دولت آلبویه بود. بویهیان با اتخاذ رویکردهای مذهبی همسو با تشیع، به رسمیت شناختن شعائر و تقویت نهادهای مدنی، بستری امن برای رشد فکری و سیاسی جامعه شیعه فراهم آوردند. این فضای مساعد به وزرا و دیوانسالاران شیعی امکان داد تا نقش راهبران فرهنگی را ایفا کرده و جریانهای علمی و هویتی این گروه را هدایت کنند.
نهادهایی چون «سعات» در راستای سیاستگذاری کلان فرهنگی آلبویه، همراستا با جریانهای فکری و ایجاد نشاط علمی نقش داشتند. گزارش قلقشندی عملکرد این نهاد را به نفع شیعیان تأیید میکند (قلقشندی، بیتا: ۱/۱۶۲). همافزایی میان سیاستهای مذهبی دولت و فعالیتهای نخبگان شیعی، یکی از عوامل اصلی گسترش تشیع در ایران محسوب میشود (خواندمیر، ۱۳۸۰ب: ۲/۴۲۶). از منظر نظریه نخبگان، این تعامل مصداق تبادل قدرت سیاسی با سرمایه نمادین میان طبقه حاکم و نخبگان علمی و دینی بود.
نتیجه این همگرایی، فراهم آمدن بستر نهادینهسازی اخلاق سیاسی و رویکرد معنویتگرایانه در ساختار جامعه بود. نخبگان شیعی با تکیه بر آموزههای وحیانی و سیره اهلبیت (ع)، الگوهای جدیدی از مشارکت سیاسی مشروع را تبیین کردند که در آن، حفظ حریم شریعت و پایداری مذهب در عصر غیبت مدنظر بود (زهرانی، ۱۳۹۳: ۱۹).
حمایت آلبویه، نخبگان امامیه را در وظیفه مقابله با انحرافات فکری توانمند ساخت. مهلبی با تکیه بر عالمان دینی، با افراطگرایی برخورد کرد و اقدام او در مصادره اموال ابوجعفر محمد بن علی ابوالعزاقر در همین راستا قرار داشت (ثعالبی، ۱۴۲۱ج: ۲/۲۰۲؛ تتوی، ۱۳۸۲: ۳/۱۸۵۰–۱۸۵۱).
در حوزه بنیادین، دفاع از امامت بهعنوان رکن فهم شریعت، راهبرد اصلی بقای هویت شیعی در مواجهه با حملات فکری گسترده بود. این دفاع در قالب تأسیس مراکز علمی، توسعه دانش و حضور فعال در مناظرات تجلی یافت و جایگاه عالمان شیعه را بهعنوان مدافعان دین تثبیت کرد. این گروه همچنین توجه ویژهای به شعائر و مناسک شیعی داشتند (نک: سعیدیان، ۱۳۹۳). این کنش متقابل الگویی موفق برای حل مسائل جامعه شیعه و مشارکت اجتماعی پویا در مواجهه با چالشهای فرهنگی ارائه داد.
نتیجهگیری
پژوهش حاضر با بهکارگیری نظریه نخبگان و منظر نهادگرایی تاریخی، جایگاه وزیران آلبویه را بهعنوان کانون نخبگان شیعی در تمدنسازی قرن چهارم هجری قمری ارزیابی کرد. یافتهها نشان داد که نهاد وزارت، فراتر از کارکردهای مدیریتی، به عرصهای راهبردی برای پیوند استراتژیک قدرت سیاسی و سرمایه فرهنگی تبدیل شد. در تحلیل ساختار قدرت آلبویه مشاهده شد که وزیران، با بهرهگیری از همپوشانی موقعیتهای سیاسی و اجرایی و تمرکز بر اقتدار نهاد وزارت، در قالب نخبگان کارآمد، نقش محوری در ساماندهی منابع اقتصادی و مدیریت کلان دولت ایفا کردند. آنان با پر کردن خلأ مشروعیت حاکمان دیلمی -که از طریق پیوند با خلافت عباسی و احیای سنتهای ایرانی تأمین میشد- سهمی قابل توجه در تثبیت اقتدار سیاسی آلبویه برعهده داشتند. وزیران بویهی در محورهایی نظیر توسعه سرمایه انسانی، ارتقای نظام دیوانی، اصلاح نظام مالی و عمرانی و بهویژه مشروعیتسازی فرهنگی، حضوری فعال و تأثیرگذار از خود نشان دادند. بررسی نقش سیاسی و مدیریتی وزیران در روند تمدنسازی نشان داد که اقدامات آنان، از جمله ایجاد دیوانسالاری منسجم، سیاستگذاری فرهنگی چندلایه و مدیریت منابع اقتصادی، زمینه را برای شکلگیری نهادهای پایدار تمدنی فراهم آورد. اصلاح نظام مالیاتی، ساماندهی پول و ضرب سکه، مدیریت منابع آب و کشاورزی، تأسیس دارالعلمها و کتابخانهها و گسترش شبکههای ارتباطی میان نخبگان، از مهمترین دستاوردهای آنان در مسیر شکوفایی علمی و فرهنگی بود. این عملکرد نهتنها به پیشرفتهای اداری، اقتصادی و فرهنگی انجامید، بلکه بستر تعامل سازنده میان نخبگان شیعی و هویت فرهنگی شیعیان را نیز تقویت کرد. همگرایی منافع نخبگان سیاسی و آرمانهای هویتی عالمان شیعی، موجب تثبیت اخلاق سیاسی و تحکیم هویت جمعی شیعیمتن شما از نظر استدلال و انسجام علمی مناسب است.
[1] Kabir
[2] Heribert Busse
[3] Ismail Marcinkowski
[4] Roy Parviz Mottahedeh
[5] Vilfredo Federico Damaso Pareto
[6] Charles Wright Mills