Document Type : Research Paper
Authors
1 Assistant Professor, Department of Islamic Studies, Faculty of Theology and Islamic Studies, Ilam University
2 PhD in History of the Islamic Revolution, Bu Ali Sina University, Hamedan. Iran.
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه
نهضت آزادی ایران در سال ۱۳۴۰ بهعنوان نخستین حزب سیاسی-مذهبی سازمانیافته با رهبری مهدی بازرگان و همراهی طیفی از نیروهای مذهبی متأثر از اندیشههای نوین اروپایی پایهگذاری شد. این چهرهها در پی آن بودند که با تلفیق نگرش اسلامی با مفاهیم مدرنِ لیبرالیسم، ناسیونالیسم و علمگرایی، نظامی نوین از اندیشه اجتماعی و سیاسی را بازسازی کرده و این مفاهیم را در چارچوب دینی ادغام کنند. هرچند هدف نهایی آنان در تأسیس نهضت آزادی، تلاش برای تبدیلشدن به یک حزب تمامعیار اسلامی در آینده بود، اما ماهیت اصلی فعالیتشان مذهبی نبود و عمدتاً پیگیر کنش سیاسی بودند. بنابراین، فلسفه وجودی این جمعیت را نه تحقق حکومت دینی یا مبارزه تمامعیار مذهبی، بلکه باید گونهای مبارزه سیاسی برای تحقق آزادی و حقوق بشر بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر دانست. این رویکرد ویژه به نهضت آزادی امکان داد تا با حفظ وجوه مشترک با جبهه ملی و بهرهمندی از ارتباط نسبی با روحانیت، میان طیفهای مدرن و سنتی جامعه نقش پل ارتباطی را ایفا کند. از سال ۱۳۴۲ به بعد، آنان ضمن برخورداری از جایگاهی میان این دو طیف و با اتکا بر ارتباط با دانشگاه، بازار و روحانیت، توانستند خود را بهعنوان «فرهنگ سیاسی اسلام لیبرال» در کنار دیگر فرهنگهای سیاسی مخالف حکومت مطرح نمایند. اما این حزب نوپا اندکی پس از تأسیس و بهدنبال دستگیری گسترده رهبرانش و رخداد ۱۵ خرداد، تا سال ۱۳۵۶ با دورهای طولانی از فترت سیاسی مواجه شد و عملاً از فعالیت آشکار بازماند. بااینحال این دوره فترت، اگرچه فرصتی برای بازتعریف هویت و سازماندهی مجدد بود، تهدیدی جدی نیز برای انحلال کامل و ازهمگسیختگی هویت سیاسی–ایدئولوژیک نهضت محسوب میشد؛ چرا که ساختار رسمی حزب فروپاشیده و امکان کنش علنی محدود شده بود. ازاینرو، وضعیت مذکور ضرورت واکاوی فعالیتهای نهضت آزادی را برای حفظ هویت سیاسی–ایدئولوژیک و تداوم روند مبارزه تا سازماندهی مجدد در سال ۱۳۵۶ برجسته میسازد. هدف اصلی پژوهش حاضر، تمرکز بر این فعالیتها در راستای بقای تشکیلاتی و ایدئولوژیک در این مقطع است تا نشان دهد چگونه یک جریان سیاسی، با وجود فشارهای امنیتی، توانست از انحلال کامل در ساختار سرکوب جلوگیری کرده و در نهایت در روند پیروزی انقلاب اسلامی، به همگرایی با نیروهای انقلابی برسد.
پیشینه پژوهش
درباره تاریخچه شکلگیری، عملکرد، ایدئولوژی و مواضع نهضت آزادی تحقیقات متعددی انجام شده است. از جمله این آثار میتوان به کتابهای «نهضت آزادی ایران ۱۳۹۶–۱۳۴۰» و «خط سازش» اثر مجتبی سلطانی، «نهضت آزادی؛ مروری بر تاریخچه، ماهیت و عملکرد» اثر علی رضوینیا، و مقالاتی مانند «عضوگیری نهضت آزادی ۱۳۵۷–۱۳۴۲» نوشته عباس کشاورز شکری و محمد رحمتی، «تبیین رفتار سیاسی نهضت آزادی در عرصه تحولات انقلابی ایران» اثر فریده باوریان، «تبیین و تحلیل عملکرد نهضت آزادی در رویارویی با نظام جمهوری اسلامی در دهه ۱۳۶۰» اثر عیسی مولوی و… اشاره کرد. بخش قابلتوجهی از ادبیات موجود در این آثار بهخوبی زمینههای فکری، عملکرد و شکافهای ایدئولوژیک نهضت آزادی با دیگر گروهها و تعامل آن با نیروهای مذهبی را تبیین کردهاند. بااینحال، اغلب این پژوهشها در تحلیل دورههایی که فعالیت نهضت آزادی دچار وقفه شده است، مطالب قابلتوجهی ارائه نمیدهند و عمدتاً بر برنامهها و کنشهای آشکار سیاسی این جریان تمرکز دارند.
در کنار این آثار، پژوهشهایی نیز وجود دارند که هرچند موضوع اصلی آنها نحوه فعالیت نهضت آزادی نیست، اما در خلال مباحث خود نکات مهمی درباره دوران فترت فعالیت این حزب مطرح کردهاند. از جمله میتوان به کتاب «در تکاپوی آزادی» اثر حسن یوسفی اشکوری اشاره کرد؛ اثری که در آن نویسنده روند محاکمه رهبران و اعضای نهضت آزادی، دفاعیات مهدی بازرگان، فعالیتهای فکری و فرهنگی وی در زندان و پس از آزادی، و تحلیل برخی آثار مکتوب او را بررسی کرده است. همچنین غلامرضا نجاتی در کتاب «تاریخ بیستوپنج ساله ایران» ضمن مرور وقایع سیاسی معاصر، به اختصار به روند محاکمه اعضای نهضت آزادی، شکلگیری شاخهای از نهضت در آمریکا و نقش افرادی چون علی شریعتی، مصطفی چمران و ابراهیم یزدی اشاره دارد. افزون بر این، وی به حضور یزدی و قطبزاده در فرانسه طی تبعید امام، و نیز مناسبات نهضت آزادی با سازمان مجاهدین خلق پرداخته است. نجاتی در کتاب دیگر خود با عنوان «شصت سال خدمت و مقاومت»، با اتکا بر یادداشتهای روزانه مهندس بازرگان در زندانهای قزلقلعه، قصر و برازجان و نیز مصاحبه با عزتالله سحابی، ابراهیم یزدی، محمد توسلی، غلامعباس توسلی، احمد صدر و محمدرضا رئیسطوسی، شرحی از فعالیت آنان در دوران زندان، فعالیت شاخههای برونمرزی در اروپا و آمریکا و نیز سازماندهی مجدد نهضت آزادی در داخل ارائه میکند.
اما پژوهش حاضر بر آن است تا به واکاوی فعالیتهای نهضت آزادی در حفظ هویت سیاسی–ایدئولوژیک و بررسی چگونگی استمرار و بازسازی تشکیلاتی این جریان در دوران فترت چهاردهساله بپردازد. این پژوهش برخلاف بسیاری از مطالعات پیشین که تمرکز خود را بر نحوه شکلگیری و سیر فعالیتهای سیاسی نهضت آزادی معطوف کردهاند، تلاش میکند بدون تعمق بر روند شکلگیری یا فعالیتهای عمومی نهضت، دامنه تحقیق را بهصورت مستند و جامع بر رفتار و کنش نیروهای این جریان در مقطع فترت متمرکز سازد. از اینرو، این تمرکز نقطه اصلی نوآوری و وجه تمایز تحقیق کنونی با پژوهشهای دیگر است.
۱. از تعامل با نهضت اسلامی تا آغاز فترت سیاسی
هیئت مؤسس نهضت آزادی در آستانه آغاز فعالیت خود، در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۴۰ با انتشار بیانیهای دکتر مصدق را بهعنوان پیشوای نهضت ملی مورد خطاب قرار دادند و ضمن ابراز وفاداری به اصول نهضت ملی ایران، از وی درخواست حمایت کردند (ساکما، 3894/280). با این حال، بلافاصله در جریان مخالفت امام خمینی با لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی در مهر ۱۳۴۱، بیشترین همراهی را با نیروهای مذهبی تحت رهبری ایشان نشان دادند (امیری، ۱۳۸۳: 242). در ششم آبان ۱۳۴۱ با صدور اعلامیه «دولت از هیاهوی انتخابات انجمنهای ایالتی چه خیالی دارد؟» بار دیگر به همسویی با مواضع نهضت اسلامی پرداختند. پس از آن در جریان انقلاب سفید، مواضعی مشابه با روحانیون معترض قم اتخاذ کردند و در سوم بهمن با انتشار اعلامیه «ایران در آستانه یک انقلاب بزرگ» آشکارا رفراندوم را تحریم کردند (اسناد نهضت آزادی، ۱۳۶۱: ۱/۲۲۱–۲۰۳، ۱۷۳–۱۷۰). اما اینبار با واکنش فوری حکومت روبهرو شدند و شماری از سران و فعالان ملی–مذهبیِ عضو شورای مرکزی نهضت آزادی به اتهام اقدام علیه امنیت کشور و مخالفت با سلطنت مشروطه دستگیر شدند (نجاتی، ۱۳۷۷: ۱/۳۳۲). در این زمان، سطوح پایینتر سازمان، علیرغم نداشتن دستورالعمل مشخص، در تظاهرات شرکت میکردند و در سازماندهی آن فعال بودند. ازاینرو، در واکنش به قیام ۱۵ خرداد، این نیروها اعلامیهها و تراکتهایی صادر کردند و در آن جریان ۱۵ خرداد را «پاسخ به ندای یک مرجع تقلید» دانستند که از پایگاه تدین خود سخن گفته بود. آنان بدینترتیب به دفاع از حرکت روحانیون و مقابله با حکومت پرداختند (شیخفرشی، ۱۳۸۱: ۳۳۷). در این دوره، سازمانهای تابعه نهضت با انتشار بیانیهای خطاب به مردم، علت قیام را دستگیری امام خمینی و دیگر مراجع بزرگ، و تجاوز به حریم دین و ستم حکومتی اعلام کردند و افزودند که حکومت برای کوچک جلوهدادن ابعاد این قیام، آن را به کشورهای بیگانه نسبت میدهد و دامنه آن را محدود جلوه میدهد (ساکما، 3905/280). با این همه، اعلامیه «دیکتاتور خون میریزد» در ۱۹ خرداد مهمترین بیانیه صادرشده از سوی آنان بود. این اعلامیه با مشورت سران زندانی نهضت آزادی و به قلم جلالالدین فارسی نوشته شد و در آن ضمن حمایت از روحانیون، شاه بهعنوان «دیکتاتور» خطاب قرار گرفت (بصیرتمنش، بیتا: ۱۵۴). انتشار آن موج دوم دستگیری اعضای نهضت را بهدنبال داشت و افرادی چون آیتالله طالقانی، منصور و رحیم عطایی، عباس سمیعی، ماشاالله فولادی، عباس رادنیا، ایرج سحابی، علیاکبر عدالتمنش و دیگران دستگیر شدند (یزدی، ۱۳۷۷: ۱۵۴–۱۴۲، ۱۳۱–۱۱۵). پس از این رویداد، آنان آشکارا به ادامه همراهی با رهبران روحانی پرداختند. این همسوییِ نهضت آزادی، بهعنوان نماد حرکت دانشگاهی، با اعتراضات مذهبی و روحانیون مبارز، نگرانی حکومت را برانگیخت و حساسیت نسبت به فعالیتهای نهضت و پیوند آن با روحانیت را شدت بخشید. این حساسیت تا آنجا پیش رفت که ساواک هنگام بازداشت برخی روحانیون مرتبط با قیام ۱۵ خرداد، آنان را درباره روابطشان با نهضت آزادی بازجویی میکرد (شیخفرشی، ۱۳۷۹: ۱۳۹). در نهایت، این شرایط دورهای از فترت را در عملکرد نهضت ایجاد کرد؛ دورهای که با تمرکز کامل قدرت در دست شاه، انحلال احزاب مستقل، حاکمیت ساواک و ممنوعیت هرگونه فعالیت سازمانیافته سیاسی همراه بود و مخالفان سیاسی و فکری با نظارت امنیتی و سرکوب شدید روبهرو شدند.
۲. محاکمه سران نهضت آزادی
محاکمه رهبران نهضت آزادی ایران پس از چند ماه حبس آغاز شد و در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۴۲ با اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» و «توهین به مقام سلطنت» رسمیت یافت. در جریان این دادرسی، نهضت آزادی با انتشار بیانیهای در مهر ۱۳۴۲ ـ با هدف آگاهیبخشی عمومی و ایجاد وقفه در روند دادگاه ـ از مردم دعوت کرد در جلسات دادگاه حضور یابند: «اکنون [که] استبداد و فساد، فضیلت و تقوا را به محاکمه کشیده است؛ رژیم پلیسی شریفترین فرزندان وطن را به جرم مبارزه با ظلم و خفقان محاکمه مینماید… ما بهنام انسانیت و حفظ فضایل اخلاقی از عموم هموطنان عزیز تقاضا داریم در این محاکمه… حضور یابند» (ساکما، 3897/280). بااینحال، فرجام دادرسی منجر به صدور احکام سنگینی شد؛ مهندس بازرگان و آیتالله طالقانی به ده سال، عباس شیبانی و احمد علیبابایی به شش سال، و عزتالله سحابی، یدالله سحابی، ابوالفضل حکیمی و محمدمهدی جعفری، هر یک به چهار سال حبس تعزیری محکوم گردیدند (بازرگان، 1377: 1/459-456؛ سحابی، 1377: 139). مبنای کیفرخواست، انتشار چند اعلامیه و ازجمله نامه کشفشده در زندان قصر درباره قیام ۱۵ خرداد بود که در آن، شاه عامل نابسامانی، فساد و خرابی کشور معرفی شده و بهعنوان مسئول کشتار مردم در این روز، بهنحو بیسابقهای مورد حمله قرار گرفته بود (بازرگان، 1377: 1/568، 450). علیرغم دفاعیات بازرگان، سحابی و شیبانی در نخستین جلسه دادگاه تجدیدنظر، دولت مانع انتشار عمومی این اظهارات شد (ساکما، 13323/296؛ 35812/999). در پنجم آبان ۱۳۴۴، سیزده نفر از آنان از جمله بازرگان، دکتر سحابی، مهندس سحابی، علیبابایی، شیبانی، حکیمی، جعفری، مفیدی، بستهنگار و… به برازجان تبعید شدند (یاحسینی، 1390: 1/212). این گروه پس از ورود به برازجان، با حمایت علما و روحانیون شیراز روبهرو شدند و علمای شیراز و بهویژه آیتالله بهاءالدین محلاتی، طی نامهای به مسئولان زندان در مورد شیوه برخورد با اعضای نهضت آزادی توصیههایی ارائه نمودند (مراسان، 1181). پس از محکومیت رهبران نهضت، عباس رادنیا، محمد بستهنگار و مصطفی مفیدی از فعالان حزب نیز در ۲۲ اسفند ۱۳۴۴ به جرم عضویت در نهضت آزادی محاکمه و به ترتیب به پنج، دو و چهار سال زندان محکوم شدند. در اواخر همین سال، افرادی چون مجتبی مفیدی، مهدی شاملو، حسن عالی، مرتضی نیلفروشان و… نیز محاکمه شدند و هرکدام به سه سال زندان محکوم گردیدند (بازرگان، 1377: 1/568، 450).
این محاکمات نهتنها در داخل با اعتراض مردم تهران مواجه شد (ساکما، 35812/999)، بلکه در سطح بینالمللی نیز با مخالفتهای گسترده همراه بود. اتحادیههای دانشجویان ایرانی و دانشجویان سیودو کشور اروپایی، آمریکایی، آفریقایی و آسیایی و نیز کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در اروپا و آمریکا با تظاهرات و بیانیههای اعتراضی به آن واکنش نشان دادند (بازرگان، 1377: 2/146). روزنامههای «اومانیته» و «لوموند» مقالاتی درباره این دادگاه منتشر کردند (بازرگان، 1391: 3/488). دبیرکل انجمن بینالمللی حقوقدانان دموکرات، «نوردمان»، نیز طی نامهای به سفارت ایران در پاریس، نسبت به روند محاکمات دکتر سحابی و بازرگان اعتراض نمود (مراسان، کد بازیابی 1534). در جریان محاکمه رهبران نهضت آزادی، اعلامیهها، تلگرافها و نامههای متعددی در حمایت از آنان از سوی علما و مراجع تقلید ـ از جمله امام خمینی ـ صادر شد (اسناد انقلاب اسلامی، 1374: 1/214-209؛ اسناد انقلاب اسلامی، 1378: 4/248). نهایتاً این محاکمات با جلوگیری از فعالیتهای نهضت آزادی و غیرقانونی اعلامکردن حزب، پس از نوزده ماه فعالیت، همراه شد. باوجود حمایتها، سران نهضت مدتی را در زندان گذراندند تا اینکه بازرگان در هفتم آبان ۱۳۴۶ پس از چهار سال و نه ماه آزاد شد. دیگر رهبران نیز در همین سال، بهمناسبت مراسم تاجگذاری، مورد عفو عمومی قرار گرفتند (سحابی، 1377: 141).
۳. اقدامات و فعالیتهای نهضت آزادی در دوران فترت سیاسی
در دوره فترت، با توجه به محدودیتهای گسترده اعمالشده بر گروههای سیاسی، اعضای نهضت آزادی از طریق شیوههای خاصی به حفظ تداوم فکری و ایدئولوژیکی خود پرداختند. نهضت آزادی در این دوره و بهعلت بستهبودن فضای سیاسی، از ساختار رسمی حزبی فاصله گرفت و به شبکهای چندلایه و پراکنده بدل شد. این حزب، با تکیه بر فعالیتهای زیرزمینی و فکری ـ عمدتاً در راستای حفظ هویت و تداوم ایدئولوژی ـ اجازه نداد گفتمان مذهبی–سیاسیاش در برابر سرکوبهای گسترده حذف شود. ازاینرو، دوره فترت برای نهضت آزادی رکود مطلق نبود؛ بلکه طی آن، با تغییر راهبرد از فعالیت سیاسی مستقیم و پرهزینه به سمت فعالیت فکری و سازمانی، توانستند زمینه تداوم حیات فکری و تشکیلاتی را فراهم کرده و با تقویت زیرساختهای فکری، بقای خود را بازتعریف کنند.
۳.۱. فعالیت نیروهای رده دوم نهضت آزادی در داخل کشور
با زندانیشدن سران نهضت آزادی، برخی اعضا ـ مانند رحیم عطایی به دلیل بیماری قلبی ـ و برخی چون حسن نزیه و امیر انتظام از بیم برخورد حکومت، ناچار به اختفا یا ترک ایران شدند (کیهان، 3/4/1375، ش15581: 1). گروهی دیگر مانند رضا صدر حاجسیدجوادی، بهعلت مسئولیتهای قضایی، نمیتوانستند آشکارا به نهضت وابسته باشند (بازرگان، 1377: 1/116). در نتیجه، چهرههای جوانتر و اعضای رده دوم و سوم؛ بهویژه دانشجویان، علیرغم نبود دستورالعمل مشخص، با فعالیت مخفیانه، امور نهضت را در بیرون از زندان سامان دادند (میثمی، 1381: 1/130). به توصیه شورای مرکزی نهضت آزادی که اغلب در زندان بهسر میبردند، سیداحمد صدر حاجسیدجوادی تشکیلات زیرزمینی نهضت را بنیان گذاشت. این مأموریت مستقیماً از سوی مهندس بازرگان به وی ابلاغ شده بود. احمد صدر با تشکیل هیئت اجرایی جدید، فعالیتهایی همچون تبلیغات سیاسی، صدور اعلامیهها، تحلیلها، سخنرانیها و جلسات مخفی را ساماندهی کرد (یزدی، 1379: 336). او هرگز هویت خود را آشکار نمیکرد؛ نامش در اعلامیهها درج نمیشد و در جلسات نیز حضور نمییافت، اما خانهاش مرکز رفتوآمد فعالان سیاسی بود. وی در دوره زندان و تبعید رهبران، علاوه بر اداره تشکیلات، به امور زندانیان و خانوادههای آنان توجه داشت (بستهنگار، 1392: 10-4).
در رأس این تشکیلات زیرزمینی، هیئت اجرایی موقتی به ریاست احمد صدر قرار داشت که اعضای آن شامل گلپروران، پرویز یعقوبی، هاشم صباغیان, نیلفروشان، صادق اسلامی و جلالالدین فارسی بودند (صدر حاجسیدجوادی، 1387: 259).
در کنار این ساختار مخفی، مجموعهای از کمیتهها نیز فعال بودند: کمیته فرهنگیان به مسئولیت محمدعلی رجایی، کمیته دانشجویان به مسئولیت علی دانشمنفرد، کمیته بازاریان به مسئولیت صادق اسلامی، کمیته شهرستانها، کمیته کارگران به مسئولیت محمد حنیفنژاد و نیز کمیته تعلیمات و تبلیغات و انتشارات به مسئولیت جلالالدین فارسی. بااینحال بررسی محتوای اعلامیهها نشان میدهد تفکر واحدی بر کل نهضت حاکم نبود و طیفهای مختلف ملی و مذهبی، هرکدام براساس خطمشی خود اعلامیه صادر میکردند. این امر بیانگر رقابت درونی برای کسب نقش پیشتاز در رهبری نهضت بود. این اختلافات سرانجام به غلبه طیف غیرمذهبی انجامید. مهندس بازرگان، تحتتأثیر گزارشهای این طیف، دستور داد امور نهضت از هیئت اجراییه موقت خارج شود و بدینترتیب جناح غیرمذهبی (عطایی، سمیعی، نزیه، فولادی و…) بر امور مسلط شد (فارسی، 1373: 89-87، 118). پیرو این شرایط، افرادی چون رجایی و فارسی به جریانهای مذهبی نزدیک به امام خمینی پیوستند و شماری دیگر مانند حنیفنژاد و سعید محسن در اندیشه مشی مسلحانه قرار گرفتند (جاسبی، 1383: 3/232). این جناح که مواضعی نزدیک به روحانیون مبارز داشت، صراحتاً به تداوم همراهی با آنان پرداخت (شیخفرشی، 1379: 139) و طی چند ماه بیش از ۳۵ مطلب درباره امام خمینی و روحانیونی چون آیتالله میلانی و شریعتمداری منتشر کرد (احمدی، 1380: 200-199). همچنین در آذر ۱۳۴۲ اعلامیههایی از سوی نهضت آزادی در محکومیت حمله به طلاب مدرسه حجتیه و حوزه قم منتشر شد (ساکما، 3896/280). در همین ماه، کمیته مرکزی دانشجویان نهضت در اعلامیهای با حمایت از امام خمینی اعلام کرد: «نهضت آزادی… با نیروی اصیل و رهبران شریف مذهبی و ملی همگام میگردد و نیروهای ما آماده است تا دیکتاتوری و سایر پایگاههای استعمار را نابود سازد» (ساکما، 3901/280).
در این زمان نهضت یک نشریه، به اسم «نشریه داخلی» داشت که بهصورت روزنامه و پلیکپی بود (بصیرتمنش، بیتا: 148)، نقش مهمی در استمرار فعالیت داشت. صدور اعلامیههای متعدد از سوی فعالان نهضت در برخی موارد موجب شکلگیری تظاهرات گسترده در اطراف بازار تهران شد. از مهمترین این اعلامیهها، اعلامیهای در زمستان ۱۳۴۲ بود که صریحاً «وحدت نهضت آزادی با نهضت امام» را اعلام کرد و این وحدت را «پیوند مقدسی که ناگسستنی است» خواند اعلامیه، وحدت کامل و پایدار نهضت آزادی را بهعنوان پیشقراول نیروهای انقلابی جبهه ملی ایران با روحانیت اعلام داشت و با اشاره به تأییدات روحانیون و مراجع از نهضت آزادی، از رهبران آن با عنوان «با اخلاصترین سربازان دین» نام برد که همواره مورد تأیید آیات عظام بودهاند. اما محتوای این اعلامیه موجب خشم افراد غیرمذهبی نهضت آزادی شد و حتی بعضی را به شکایت واداشت که با صدور این اعلامیه، استقلال نهضت آزادی ازدسترفته و به تبعیت علما و مراجع درآمده است (فارسی، 1373: 100-98).
بهطورکلی قالب اصلی فعالیت هر دو گروه در این دوره، به تبعیت از فعالیتهای گذشتۀ رهبران نهضت، مسالمتآمیز و محدود به چاپ و انتشار اعلامیه بوده است و به علت غیرقانونی اعلامشدن این حزب آنها قادر به برگزاری هیچگونه اجتماعاتی نبودهاند و فعالیتشان به همین اعلامیهها محدود بوده است. اما گفتهشده اعضای نهضت بخاطر اینکه فاقد امکان چاپ و نشر بودند در این خصوص هم با محدودیتهایی مواجه بودند و چون نیرویهای مؤتلفه این امکان را داشتند، به-وجود ارتباط با این نیروها احساس نیاز شده است. بنابراین تماسها و جلساتی با آنها، در نیمۀ 1342 برگزارشده است و افراد مؤتلفه در انتشار اعلامیههای نهضت آزادی شرکت کردند (فارسی،1373: 92-90). بهگفتۀ سحابی این ارتباط چنان تنگاتنگ بوده است که گوینده و سخنران بیشتر جلسات و کلاسهای هیئتهای مؤتلفه، اعضای نهضت آزادی بودند (سحابی، 1388: 1/268). بااینحال اعضای هیئتهای مؤتلفه وجود چنین ارتباطی را رد میکنند، به گفتۀ بادامچیان چون نسبت به نهضت آزادی تردید وجود داشت مسئله با امام خمینی مطرح گردید و ایشان فرمودند: «آنها از شما در اینگونه امور مسلطتر هستند و شمارا به دنبال خود میکشانند، شما کار خودتان را بکنید» (نوذری، 1387: 159). بنا به استدلال امام در درون این تشکلها ساواک ردپا داشت و امکان لو رفتن تشکیلات مؤتلفه وجود داشت (کوهستانینژاد، 1377: 13). باوجوداین فعالیتهای محدود، بازهم ساواک توانسته بود آنها را زیر نظر بگیرد و فعالیتشان را کنترل نماید و هرگاه که اقتضاء میکرد با دستگیری و بازداشت سران فعالیت آنها را برای مدتی متوقف میکرد، با این وضعیت نهضت امکان فعالیت مؤثری نداشت و بیشتر فعلوانفعالات آن در خارج از کشور صورت میگرفت.
3-2- فعالیتهای آموزشی ـ پژوهشی و برگزاری جلسات سخنرانی زندان
افراد نهضت آزادی طی دورۀ بازداشت، با تغییر راهبرد از فعالیت سیاسی مستقیم به کنش علمیـفرهنگی و فکریـآموزشی ـ البته غالباً با مضامین و جهتگیری سیاسی ـ کوشیدند تشکیلات را از فروپاشی مصون بدارند و بدینوسیله زمینههای ادامۀ حیات فکری و سازمانی نهضت را فراهم کنند. این سیاست، ضمن حفظ میراث فکری نهضت، موجب تداوم حیات آن شد (یوسفیاشکوری، 1376: 1/364). با این تفکر، نیروهای نهضت پس از محکومیت و انتقال به زندان قصر و سپس برازجان، فعالیت خویش را در قالبهای جدید سازماندهی کردند. برخلاف زندان قصر، ورود به برازجان آزادی بیشتری برای آنان فراهم آورد؛ زیرا اسباب خواندن و نوشتن فراهم بود و آنان با استفاده از این موقعیت، بسیاری از تحقیقات و بحثهای علمی و قرآنی خود را در آنجا انجام دادند و بحثها و مجادلات علمی، سیاسی و حتی مذهبی متعددی میان آنان شکل گرفت (سحابی، 1377: 141). در این دوره، میتوان فعالیتهای آنان را در جهت حفظ ایدئولوژی نهضت در قالب دستهبندی زیر بررسی کرد.
3-2-1. فعالیتهای آموزشی ـ پژوهشی
نخستین فعالیت نهضتیها در زندان قصر، برگزاری کلاسهای آموزشی بود: تدریس زبان فرانسه توسط عباس شیبانی؛ زبان عربی توسط محمدمهدی جعفری؛ «مباحث شرایع و اصول فقه» توسط آیتالله طالقانی؛ و شرح و تدریس کتاب «تنبیهالامه و تنزیهالمله» آیتالله نائینی توسط مهندس سحابی برای گروهی از بازاریان و اعضای هیئتهای مؤتلفه اسلامی که در زندان حضور داشتند. در همین دوران، جعفری کتاب «روش تربیتی اسلام» نوشتۀ سیدمحمد قطب را به فارسی ترجمه کرد. آیتالله طالقانی جلد اول «تفسیر پرتوی از قرآن» را نگاشت و مهدی بازرگان کتابهای «باد و باران در قرآن» و «سیر تحول قرآن» را تألیف کرد که پاکنویسی و ویراستاری آنها را جعفری انجام داد (یاحسینی، 1390: 1/173ـ187؛ بستهنگار، بیتا: 2ـ6). در زندان برازجان نیز ترجمه کتاب «ناسیونالیسم در ایران» نوشتۀ ریچارد کاتم و کتاب «افضلالجهاد» نوشتۀ عمار اوزگان توسط عزتالله سحابی انجام گرفت، اما این دو اثر بهدلیل مفقودشدن و فقدان شرایط چاپ، در ایران انتشار نیافتند (سحابی، 1380: 35). در این دوره، کتاب «بعثت و ایدئولوژی» توسط بازرگان تألیف شد که حاصل بحثهای جمعی در زندان برازجان بود. همچنین وی در جشن مبعث 1344 در زندان برازجان، طی سخنرانیای با عنوان «خدا در اجتماع» و با توجه به افکار ماتریالیستی افسران حزب توده در زندان، درباره نقش مثبت خدا در اجتماع سخن گفت؛ این سخنرانی بعدها بهصورت کتاب چاپ شد (یاحسینی، 1390: 1/223).
اوج فعالیتهای پژوهشی در برازجان مربوط به دکتر سحابی بود. وی پژوهش ایدئولوژیک خود را بر افکار جوانان کمونیست متمرکز کرد؛ این فعالیتها تا حدی موفقیتآمیز بود و برخی از اعضای حزب توده مجدداً به گرایشهای اسلامی بازگشتند. مهمترین کار وی در این دوره، کوشش برای «آشتی میان تئوری داروین و آیات قرآن» بود. سحابی در درسهای خود در دژ برازجان برای نخستینبار کوشید با تبیینهای علمی نشان دهد که میان علم و دین و میان قرآن و عقل هیچ تضادی وجود ندارد. این درسها بعدها مبنای نگارش کتاب «خلقت انسان» شد. جرقۀ نخست این اثر، در یکی از جلسات تفسیر نهجالبلاغۀ آیتالله طالقانی در رمضان 1343 زده شد. هدف سحابی از نگارش این کتاب، نشاندادن امکان سازگاری علمی نظریۀ تکامل با آیات قرآن درباره خلقت انسان بود. این اثر در آغاز سال 1345 بهصورت جزوهای با عنوان «قرآن و تکامل» چاپ شد و در سال 1346 پس از آزادی سحابی، بهصورت کتاب مستقل منتشر گردید. انتشار کتاب بازتابهای گستردهای داشت؛ هرچند در محافل روشنفکری و جوانان با استقبال روبهرو شد، اما محافل سنتی و حوزوی آن را نپذیرفتند. در این زمان، دو موضع مهم در حوزۀ علمیه مطرح شد: آیتالله مشکینی نظریۀ تکامل را کموبیش پذیرفت و در جلسات تفسیر خود آن را طرح کرد، اما علامه طباطبایی نظریۀ «ثبوت انواع» را ترجیح داد و در جلد شانزدهم «المیزان» در بخش «کلام فیکینونه الانسان الاولی» بدون ذکر نام، مطالبی در رد کتاب سحابی نوشت. این امر باعث شد سحابی در دی 1348 با انتشار کتابچهای سیصفحهای به ایرادات علامه پاسخ دهد (سحابی، 1377: 412ـ416، 482ـ483؛ یاحسینی، 1390: 1/220ـ222).
3-2-2. برگزاری جلسات سخنرانی
در زندان، برنامههای منظم سخنرانی از سوی نهضت آزادی برگزار میشد. طبق برنامه، هفتهای دو شب آیتالله طالقانی به تفسیر قرآن میپرداختند و اغلب مباحث جلدهای مختلف «پرتوی از قرآن» در همین جلسات مطرح میشد. افزون بر این، هفتهای یک شب مهدی بازرگان و عزتالله سحابی سخنرانی میکردند. حاصل سخنرانیهای بازرگان، مجموعهای از آثار او از جمله «سیر تحول قرآن»، «نیکنیازی»، «خلقت انسان» و… بود. در این جلسات تأکید میشد که ایدئولوژی نهضت از اسلام گرفته شده و باید با اجتهاد روزآمد شود. همچنین . مبحث دیگر مربوط به حکومت در اسلام بود که این حکومت باید منتخب مردم و مورد تأیید آنها باشد و حق هیچ دسته، گروه، طیف و شخص خاصی نیست. در جمعبندی بحث نیز به شکل و محتوای خاصی از حکومت میرسیدند و آن را مورد تأکید قرارمیدادند. از مباحث دیگر رابطۀ هویت و ملیت، مسئلۀ چگونگی حکومت و اندیشههای آزادی و مساوات ازنظر اسلام بود که موردبحث قرار میگرفت (بستهنگار، بیتا: 2ـ6). بازرگان در جشن مبعث 1344 در زندان برازجان، سخنرانی «خدا در اجتماع» را ایراد کرد. وی در این سخنرانی با توجه به گرایشهای ماتریالیستی برخی افسران حزب توده، به نقش مثبت خدا در زندگی جمعی پرداخت. این سخنرانی بعدها منتشر شد (یاحسینی، 1390: 1/223).
3-2-3. برگزاری جلسات درونگروهی
در زندان قصر میان دو نسل قدیم و جدید نهضت مباحثاتی شکل میگرفت که اغلب به منازعات فکری میانجامید. نسل قدیم متأثر از لیبرالیسم بود، اما نسل جدید تحت تأثیر نگرشهای نو و تمایلی به سوسیالیسم داشت و کوشید پوششی مذهبی بر آن بیابد. اعضای نهضت در زندان قصر جلسات درونگروهی منظم یازدهنفره با حضور بازرگان، سحابی، طالقانی، بستهنگار، جعفری، عباس رادنیا، شیبانی، علی بابایی، ابوالفضل حکیمی، مصطفی مفیدی و عزتالله سحابی برگزار میکردند. دو یا سه نفر از اعضای «جامعۀ سوسیالیستهای خلیل ملکی» نیز در این جلسات شرکت داشتند. بحث اصلی بر بازنگری مرامنامه، اساسنامه، ایدئولوژی و تشکیلات نهضت متمرکز بود. پس از مباحث گسترده، چنین جمعبندی شد: 1. نهضت آزادی یک جمعیت سیاسی است و صرفاً فرهنگی و اخلاقی نیست؛ اگرچه اخلاق و فرهنگ جایگاه مهمی در آن دارد، اما هدف اصلی دستیابی به شرایط سیاسی ـ اجتماعی مطلوب است و تلاش میشود جامعه به شکوفایی برسد. 2. راهبرد تحقق اهداف، مبارزه با استعمار، استبداد و استثمار است. در این میان، بازرگان بر مبارزه با استعمار و استبداد تأکید داشت و جوانان نهضت بیشتر بر موضوع استثمار تمرکز میکردند. این جلسات در نهایت به اصلاح برخی اصول مرامنامۀ نهضت آزادی منجر شد (سحابی، 1388: 1/276ـ278).
3-2. اقدامات و فعالیت نیروهای نهضت آزادی در خارج از کشور
«نهضت آزادی خارج از کشور» در سال 1341 در واکنش به توسعۀ وابسته و نظام سرکوبگرانۀ شاه در فرانسه پدید آمد. موجودیت این تشکیلات از یکسو ناشی از دوریِ فضای خارج از کشور از سرکوب مستقیم حکومت و فراهمبودن امکان مانور تبلیغاتی و فعالیت آزادانهتر مخالفان بود، و از سوی دیگر تابع تحولات داخلی ایران بهشمار میرفت؛ تحولاتی که همزمان با فضای باز سیاسی و شکلگیری جبهۀ ملی دوم و نهضت آزادی بروز یافت (احمدی، 1380: 215). سنگبنای نخست این تشکیلات را علی شریعتی گذاشت. وی در آبان 1341 در نامهای خطاب به طرفداران نهضت آزادی بر ضرورت ایجاد تشکیلات نهضت آزادی در خارج از ایران تأکید کرد، هرچند تأسیس آن را به آینده موکول نمود. بهدنبال این پیشنهاد، در اواخر 1341 جمعی 15 نفره از دانشجویان ایرانی مقیم خارج ـ از جمله علی شریعتی، مصطفی چمران، شریفیان، بهرام راستین، ابراهیم یزدی، پرویز امین، صادق قطبزاده، فریدون سحابی، محمد توسلی، ابوالفضل بازرگان، امیرانتظام و… ـ که سابقۀ فعالیت در نهضت مقاومت ملی یا نهضت آزادی داخل کشور را داشتند، در پاریس گرد آمدند و برای تشکیل سازمانی جدید توافق کردند (نجاتی، 1377: 1/469). این سازمان با ماهیت سیاسی پنهانی و مستقل از نهضت آزادی داخل کشور، از همان آغاز تمرکز اصلی خود را بر آمریکا گذاشت. از نظر رهبران آن، تشکیلات نهضت آزادی خارج از کشور با انجمنهای اسلامی دانشجویان تفاوتی ماهوی نداشت و دکتر یزدی نقش رهبری هر دو را ایفا میکرد (زیباکلام، 1372: 282ـ286). در این زمان صادق قطبزاده تشکیلات نهضت آزادی در اروپا را اداره میکرد (فارسی، 1373: 231) و حسن حبیبی مسئولیت بخش اعتقادی و فرهنگی آن را برعهده داشت (بادامچیان، 1384: 60). از مهمترین فعالیتهای سیاسی قطبزاده و حبیبی، چاپ و نشر مدافعات بازرگان و آثار مصدق و شریعتی بود (فارسی، 1373: 231). با تشکیل این تشکیلات، ارتباط نزدیکی میان نهضت آزادی خارج از کشور و انجمن اسلامی دانشجویان برقرار شد؛ زیرا بخش بزرگی از فعالان و بنیانگذاران نهضت آزادی از اعضای پیشین انجمن اسلامی بودند و نوعی جهانبینی مشترک مذهبی ـ سیاسی میان آنان وجود داشت (بازرگان، 1375: 1/170ـ183). هر دو جریان نمایندۀ اسلام سیاسی نوگرای لیبرال بودند و برجستهترین اعضایشان اعتقادات مذهبی عمیقی داشتند، در عینحال بر ارائۀ تفسیری نو از اسلام سیاسی و مبارزه تأکید میکردند Bashiriyeh, 1984, p.130)). فعالیتهای نهضت آزادی خارج از کشور را میتوان در محورهای زیر بررسی کرد:
3-2-1. تدارک مبارزۀ مسلحانه و تشکیل سازمان مخصوص اتحاد و عمل «سماع»
پس از سرکوب قیام 15 خرداد، فعالان نهضت در خارج از ایران همانند فعالان داخلی گرایشهای رادیکال پیدا کردند و به این نتیجه رسیدند که شیوۀ مبارزه باید به نبرد مسلحانه تبدیل شود. در این زمان، موفقیتهای انقلابیون الجزایر و کوبا آنان را تحت تأثیر قرار داد. ازاینرو به فکر دستیابی به اسلحه و آموزشهای چریکی افتادند و برای تشکیل «سازمان مخصوص اتحاد و عمل» معروف به «سماع» ـ مرکب از فعالان داخلی و خارج از کشور ـ تلاش کردند. سماع نخستین سازمان مخفی ایرانی برای انجام مبارزۀ مسلحانه بود و در پی فراگیری شیوههای جنگ چریکی برآمد. اصول سیاسی آن شامل: همکاری ملتهای مسلمان، حمایت از نهضتهای ضداستعماری، پشتیبانی از بیطرفی مثبت مصدق، مبارزه با اسرائیل، تلاش برای تحقق نظام جمهوری، تأکید بر اقتصاد سوسیالیستی متکی بر جهانبینی خداپرستی، و محکومکردن سیاستهای خارجی در خلیجفارس بود (نجاتی، 1377: 1/470).
برای آموزش نظامی ـ سیاسی اعضا، توافقی با مصر صورت گرفت و در 24 دی 1342 موافقتنامهای میان هیئت ایرانی و مصری امضا شد. گروهی پنجنفره شامل پرویز امینی، شریفیان، بهرام راستین، چمران و یزدی به قاهره رفتند و بعداً قطبزاده نیز به آنان پیوست. برنامههای آموزشی تا اواسط 1345 ادامه یافت و سپس بهدلیل اختلافات با دولت مصر، اعضا به اردوگاههای فلسطین منتقل شدند (کریمیان، 1381: 194ـ195). علاوه بر مصر، آموزشهایی نیز در الجزایر، لبنان، فلسطین و… دنبال شد. در دوران محکومیت رهبران نهضت آزادی، احمد صدر و رحیم عطایی رابط تشکیلات داخل کشور با سازمان بودند (نجاتی، 1377: 1/470ـ471).
3-2-2. ارتباط با مجامع بینالمللی و انعکاس نقض حقوق بشر در ایران
نهضت آزادی خارج از کشور توانست خود را بهعنوان یکی از گروههای اپوزیسیون ملی ـ مذهبی معرفی کند. این تشکیلات با کشورهایی چون سوریه، لیبی و الجزایر ارتباط برقرار کرد و قطبزاده از پاریس مسئول اصلی این ارتباطات با خاورمیانه و شمال آفریقا بود (احمدی، 1380: 230). این روابط عمدتاً باعث انعکاس مبارزات ایران به مجامع مذکور میشد مهمترین ابزار تبلیغاتی آنان نشریۀ «پیام مجاهد» بود که در هوستون تگزاس به مدیریت یزدی منتشر و سپس به اروپا ارسال میشد (بازرگان، 1377: 2/185ـ186). همکاری با گروههای اسلامی سازمانیافته در سال 1345 نیز موجب انعکاس یک مشی مذهبی نوین انقلابی شد؛ مفاهیمی چون انقلاب، مبارزه و اسلام، بازتاب بیشتری یافتند. گرچه این شیوۀ مبارزه با مشی قانونی مهندس بازرگان و یاران وی در داخل کشور سازگار نبود و گاهی با آن ناسازگاری مییافت (Chehabi, 1991: 219-220). نشریات دیگری چون Iran Defense»»، «اخبار ایران»، «ایران آزادی» و «راه مجاهد» نیز اخبار ایران را منتشر و بر تحولات داخلی تأثیر میگذاشتند (بازرگان، 1377: 2/185ـ186).
نهضت آزادی خارج از کشور همچنین با سازمانهای بینالمللی حقوق بشر، اتحادیه حقوق مدنی آمریکا، شورای جهانی کلیساها، انجمن بینالمللی حقوقدانان دموکرات و… همکاری گستردهای داشت. این فعالیتها تا حدی موجب فشار بر رژیم شاه در موضوع حقوق بشر شد و حضور هیئتهای نظارتی در ایران را در پی داشت. هدف اصلی این تلاشها دفاع از حقوق زندانیان سیاسی و حمایت از مبارزات مردمی بود (احمدی، 1380: 237؛ یوسفیاشکوری، 1379: 2/114).
3-2-3. تلاش برای جذب نیروهای تحصیلکرده
نهضت آزادی در دوران فعالیت خود در داخل کشور در پی جذب ایرانیان تحصیلکرده مقیم آمریکا با گرایشهای مذهبی بود (بازرگان، 1377: 2/184ـ193). نهضت آزادی خارج از کشور نیز بر همین شیوه عمل کرد و کوشید نیروهای دانشگاهی و مذهبی را جذب کند. ویژگیهای انعطافپذیر این جریان سبب میشد بتواند با هر دو فرهنگ سیاسی ـ مذهبی و غیرمذهبی نقاط اشتراک و همکاری بیابد. آنها کوشش خود را درزمینۀ بالابردن هرچه بیشتر دانش سیاسی جوانان برپایۀ ایمان مذهبی متمرکز ساختند و در این زمینه موفق شدند. در این میان بیشترین ارتباطشان با جریانهای دارای فرهنگ سیاسی- مذهبی بود و به جذب نیرو از میان آنها پرداختند (احمدی، 1380: 240).
3-2-4. تعامل با امام خمینی (ره) در دوران تبعید
یک ماه پس از تبعید امام از ترکیه به عراق، نهضت آزادی خارج از کشور در سال 1343 با ایشان ارتباط برقرار کرد و ابراهیم یزدی، صادق قطبزاده و محمد توسلی در نجف با وی ملاقات نمودند (Chehabi, 1991: 219-220).به بیان توسلی او نخستین ایرانی دیدارکننده با امام در نجف بود و ارتباط میان امام و نیروهای نهضت در بیروت، قاهره، اروپا و آمریکا را برقرار نمود (توسلی، 1384: 97). از سال 1349، نهضت آزادی خارج از کشور که از حالت دانشجویی فراتر رفته بود فعالیت خود را توسعه داد. یزدی و قطبزاده با انتشار نشریۀ «پیام مجاهد» فعالترین چهرههای این دوره بودند (جاسبی، 1383: 3/233). آنان گاه به لبنان و عراق میرفتند و با امام دیدار میکردند (بازرگان، 1377: 2/195ـ207). این ارتباط بعدها مستمر شد و بهویژه در رشد و نفوذ شاخه خارجی نهضت اثر گذاشت (کریمیان، 1381: 292). ارتباط با مراجع مذهبی و بخصوص امام خمینی، که بهتدریج مرکز ثقل اپوزیسیون شد، همکاری نزدیکی میان فرهنگ سیاسی اسلام لیبرال و اسلام مبارز امام خمینی (ره) ایجاد کرد؛ چنانکه دکتر یزدی پس از ورود امام به پاریس یکی از مشاوران ایشان شد و در سال 1351 نیز بهعنوان نماینده تامالاختیار امام در آمریکا منصوب گردید (Chehabi, 1990: 219-220). هرچه به سال 1356 نزدیک میشویم، روند همگرایی این طیف که رادیکالتر از نهضت آزادی در داخل بود با روحانیان مبارز شدت مییابد (احمدی، 1380: 243). این همراهی چنان بود که امام خمینی در اول شهریور 1357 در پیامی به نهضت آزادی ایران خارج از کشور آنان را به اتحاد با سایر جناحهای اسلامی برای رسیدن به هدف دعوت کردند:
«امروز که ما به خط «الله » قدم به قدم به هدف نزدیکتر میشویم....باید افراد محترم نهضت آزادی ایران در داخل و خارج، و جمیع جناحهای اسلامی ـ ایّدهم الله تعالی ـ بدون از دست دادن فرصت، دست در دست یکدیگر نهاده و در این امر حیاتی، که برچیده شدن رژیم پهلوی است مبارزه، و بدون مناقشات، ملت را به سوی هدف غایی که ایجاد حکومت اسلامی است، هدایت نمایند» (امام خمینی، 1379: 3/448).
3‑3. اقدامات و فعالیت رهبران نهضت آزادی پس از آزادی از زندان
پس از آزادی رهبران نهضت آزادی از زندان در سال ۱۳۴۶، بهدلیل خفقان موجود و اینکه مشی مبارزه مسالمتآمیز برای گروههای مخالف غیرممکن بود، فعالیت نهضت آزادی که عملاً از سال ۱۳۴۲ به رکود کشیده شده بود، بلافاصله طلوعی مجدد بهخود ندید و تا آغاز فضای بازِ سیاسی در حال تعطیلی بود. طی این دوران، بدون آنکه اعضای نهضت رسماً استعفا داده باشند، فعالیت سیاسی و تشکیلاتیِ مستقل نداشتند؛ زیرا ارتباطات تشکیلاتی آنان قطع شده بود و بهدور از سیاست، مشغول زندگی روزمره بودند (سحابی، ۱۳۸۸: ۱/۲۹۸). بنابراین فعالیتشان در این شرایط سرکوب، جدا از فعالیتهای انفرادی، صورتی محفلی و دورهای بهخود گرفت. این جلسات محدود به حلقهای چند از نخبگان این طیف بود که در دورههای دوستانه و در خانههای شخصی افراد برگزار میشد. در چنین شرایطی هرچند که برخی افراد بهصورت انفرادی به فعالیت سیاسی میپرداختند، اما بهطور کلی فعالیت سیاسیِ سازمانیافته و قابلتوجهی نداشتند و تنها در انتظار شروع دورانی تازه از فرصتها بودند تا فعالیتهای سیاسی خود را بار دیگر آغاز کنند. بنابراین، همچون جبهه ملی، بر حیات سیاسی آنان دوران «سیاستِ صبر و انتظار» حکمفرما شد و آنان برای رسیدن فرصت مناسب به انتظار نشستند. از زمستان سال ۱۳۴۶ به بعد، هر دو هفته یکبار جلساتی در رودهن، طالقان، مناطق اطراف تهران یا در منازل افراد، با حضور آیتالله طالقانی، بازرگان، دکتر سحابی و مهندس سحابی تشکیل میدادند. در این جلسات ضمن تبادل اخبار، فعالیتهایی چون جمعآوری کمک مالی برای برخی انتشارات سیاسی اسلامی یا فلسطینیهایی که تازه سازمان الفتح را تشکیل داده بودند و … انجام میشد. گاهی نیز این جلسات با حضور طیف گستردهتری چون شیبانی، علی بابایی، جعفری، احمد صدر و … برگزار میشد و در آنها درباره اوضاعواحوال و شرایط اجتماعی بحث میشد (سحابی، ۱۳۸۸: ۱/۳۰۴، ۲۹۸). با وجود تشکیل این جلسات، تا سال ۱۳۴۸ فعالیت سیاسی چندان آشکاری مشاهده نشد و افراد صرفاً در جلسات مذهبی معمول شرکت میکردند؛ و از سال ۱۳۴۹ بود که کمی فعالتر شدند (یاحسینی، ۱۳۹۰: ۱/۲۱، ۳۱). اما این جلسات در حالی برگزار میشد که مأموران ساواک از آن بیاطلاع نبودند و در این خصوص اظهار نگرانی میکردند؛ زیرا معتقد بودند اعضای نهضت، بهخصوص سحابی، بازرگان، طالقانی و عزتالله سحابی، در این جلسات با تبلیغ و تحریک طرفداران خود قصد تجدید حیات سیاسی و راهانداختن تشکیلات سابق را دارند. این ترس از فعالیت افراد نامبرده سبب شد که کنترل مکاتبات آنان در دستور کار ساواک قرار گیرد (مراسان، ۱۵۳۸). اما در کنار تشکیل این محافل، آنان چند نقش را تا شروع مجدد فعالیتهای خود ایفا کردند که در ذیل به آنها اشاره میگردد:
3‑3‑1. کمک به سازمان مجاهدین خلق
با وجودی که افراد نهضت در زمان تأسیس سازمان مجاهدین، علناً از آنها حمایت نکرده بودند و با سکوت خود مهر تأییدی بر آغاز فعالیتهای مسلحانه زده بودند، طی این سالها نیز بهصورت علنی با آنها همکاری نکردند. اما همچنان برای این سازمان چریکی الهامبخش بودند و بیشتر به حمایت معنوی خود از آنها اکتفا نمودند (میثمی، ۱۳۸۱: ۱/۳۱۴). در این دوران، همکاری با مجاهدین خلق و سعی در کمک مالی به آنها و مرتبط کردنشان با روحانیان و بازار، آموزش اصول مبارزه مخفی و روشهای شورشگری و ضدشورشگری، سخنرانی در جلسات مختلف سازمان مجاهدین خلق و … از اهم فعالیتهای نهضت در ارتباط با این سازمان بود (احمدی، ۱۳۸۰: ۲۴۷؛ سحابی، ۱۳۸۸: ۱/۳۰۱).
3‑3‑2. فعالیت فکری ـ اسلامی در سایه نهادهای فرهنگی و سیاسی ـ مذهبی
در این دوره سران نهضت آزادی به فعالیتهای فرهنگی در مراکزی چون «متاع» و سازمانهای تابع آن مانند انجمن اسلامی مهندسین، دبیرستان کمال و … روی آوردند. بازرگان بهعنوان شخصیتی فکری، در انجمن اسلامی مهندسین مطرح بود و در آنجا بحثهای فکری، سیاسی و اجتماعی ارائه میداد و در سخنرانیهای این مرکز شرکت میکرد. وی طی این سالها سکوت را بر مبارزه سیاسی ترجیح داد و به تدریس پرداخت. دکتر سحابی نیز در دبیرستان کمال فعالیت میکرد. آیتالله طالقانی نیز در پایگاه سنتی و دیرینه خود، مسجد هدایت، با گروههای سیاسی گوناگون ارتباط برقرار میکرد و فعالیت خود را دنبال کرد که در نهایت ممنوعالمنبر شد (جاسبی، ۱۳۸۳: ۳/۲۳۳). نهضتیها همچنین در تأمین مالی «حسینیه ارشاد» ـ محل سخنرانی شریعتی و دیگر گویندگان اسلامی ـ مشارکت داشتند؛ نهادی که مدیریت آن برعهده ناصر میناچی، از افراد نهضت، بود. حسینیه ارشاد که نهضتیها در جلسات سخنرانی آن شرکت میکردند، در این زمان هدف اصلیاش خدمات دینی و علمی در جهت نشر و تقویت دین اسلام بود. این سخنرانیها متناسب با سطح فکر طبقه تحصیلکرده و در موضوعات مختلف فلسفی، دینی، اخلاقی و … برگزار میشد (جعفریان، ۱۳۹۱: ۲۵۰ـ۲۵۱). آنان به حمایت مالی از فعالیت همفکران خود در خارج از کشور نیز پرداختند؛ و در این زمینه از ثروت سید ابوالفضل تولیت استفاده میشد (احمدی، ۱۳۸۰: ۲۴۹).
3‑3‑3. تلاش برای ارتباط و همکاری با روحانیون
طی سالهای فترت، افراد شاخص نهضت چون بازرگان، طالقانی، دکتر سحابی، احمد صدر و … تماسها و ارتباطهایی با جناحهای گوناگون روحانیت داشتند. آنان با مرتضی مطهری و علامه طباطبایی دارای همکاری و ارتباط فکری نزدیکی بودند و با روحانیان مبارزی چون هاشمی رفسنجانی، محمدحسین بهشتی و … نیز در ارتباط بودند. بازرگان در کنار کسانی چون هاشمی رفسنجانی و عدهای دیگر از همفکران، در جلساتی که بهعنوان یک نیاز روز برای بحث پیرامون تدوین ایدئولوژی اسلامی برگزار میشد، شرکت میکرد (احمدی، ۱۳۸۰: ۲۵۱). با توجه به همگامی پیشین این افراد با نهضت اسلامی، رابطه خوبی میان آنها و فعالان روحانی نهضت اسلامی برقرار بود (هاشمیرفسنجانی، ۱۳۷۶: ۱/۲۳۵). هاشمی رفسنجانی در ارزیابی نقش آنان در این دوره میگوید «در این دوران ما نهضت آزادی را جزء جریان خودمان (مذهبیها) حساب میکردیم، اگرچه آن اطاعتی که ما از امام داشتیم، نداشتند… ما به آنها اهمیت میدادیم… اصولاً جزء سوژههای حرکت امام محسوب میشدند… در آن زمان اختلافات بدینصورت نبود… وقتی میخواستیم یک کار فکری بکنیم، بهطور گروهی دنبال میکردیم» (زارع، ۱۳۷۹: ۲/۲۰ـ۲۲). در این زمان برخی نهضتیها چون احمد صدر بهدلیل شغل وکالت با روحانیون در ارتباط بودند. وی در دهه ۵۰ وکالت سیدعلی خامنهای را برعهده داشت و طی این دهه، هاشمی رفسنجانی برای تعیین وکیل جهت زندانیان یا تبعیدیها مرتباً به او رجوع میکرد (حاجسیدجوادی، ۱۳۸۷: ۴۵۲).
در این دوره، مسجد هدایت بهعنوان مرکزی برای پیوند این دو طیف نقشآفرینی میکرد؛ زیرا در جلسات آن علاوهبر سخنرانی و حضور افراد نهضت، پایگاهی برای سخنرانی روحانیون در مناسبتهای مختلف بود و از این طریق زمینه ارتباط گستردهتر طیف روحانی با دانشجویان، دانشگاهیان و روشنفکران مذهبی فراهم میشد. در این راستا، انجمن اسلامی مهندسین، انجمن اسلامی پزشکان و دبیرستان کمال نیز پایگاههایی برای مبارزه روحانیون بودند (هاشمیرفسنجانی، ۱۳۷۶: ۱/۲۳۵).
3‑3‑4. تشکیل مجدد نهضت آزادی
با آزادی رهبران نهضت در سال ۱۳۴۶ و تا آغاز فضای بازِ سیاسی، با وجود فعالیتهایی که از سوی آنان انجام میشد، اعضای نهضت دچار نوعی سردرگمی و نداشتن استراتژی مشخص مبارزاتی بودند. اما از سال ۱۳۵۵، بهدلایلی چون موضوع حقوق بشر کارتر در سطح جهانی و تغییر و تحولات درونیِ جنبش ضد استبدادی، جو سیاسی دوباره برای مبارزه علنی مساعد شد. بنابراین در اواخر سال ۱۳۵۵، چند نفر (هفت الی هشت نفر) از فعالان قدیمی جلسهای در منزل ابوالفضل حکیمی تشکیل دادند و تصمیم گرفتند برای انجام فعالیتهای منظم، نهضت آزادی را دوباره تجدید سازمان کنند. اما این تصمیم علنی نشد و نشستها حالت محفلی و دوستانه یافت (یاحسینی، ۱۳۹۰: ۲/۳۶۱ـ۳۶۲). این روال ادامه داشت تا اینکه در بهمن یا اسفند ۱۳۵۶، پس از آزادی حجتالاسلام معادیخواه از زندان و انتقال اخبار درون زندان و درگیریهای شدید میان نیروهای زندانی ملی ـ مذهبی و روحانیان، به دعوت بازرگان جلساتی تشکیل شد که منجر به توافق کلی برای تجدید فعالیت نهضت آزادی گردید (یزدی، ۱۳۷۹: ۳۵۲ـ۳۵۳). لذا در نیمه دوم سال ۱۳۵۶ نهضت آزادی دارای تشکیلات منسجمتر و حالت رسمیتری شد (یاحسینی، ۱۳۹۰: ۲/۳۶۱ـ۳۶۲). اما بهدلیل شتاب حوادث سیاسی، از همان آغاز نتوانست سازماندهی ضروری متناسب با شرایط ویژه تاریخی را فراهم آورد؛ زیرا در این دوره بخش عمدهای از سازماندهندگان اولیه نهضت در زندان یا در دو شاخه نهضت آزادی خارج از کشور در آمریکا و اروپا بودند یا فاقد فعالیت تشکیلاتی بودند. اما در آستانه پیروزی انقلاب، بهموازات تغییرات سریع در جو سیاسی کشور، دو گروه به فعالان نهضت افزوده شدند: اعضایی که از زندان آزاد شدند و اعضایی که در خارج فعال بودند (یزدی، ۱۳۷۹: ۳۳۷ـ۳۳۸، ۳۵۲ـ۳۵۳). با این ترتیبات، در اواسط نیمه اول سال ۱۳۵۷، نهضت آزادی با انتشار اطلاعیهای درباره قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱، بهطور علنی به عرصه فعالیت سیاسی بازگشت (امیری، ۱۳۸۹: ۱۶۸). برای ارتباط بیشتر با مخاطبان، در نیمه اول سال ۱۳۵۷ نشریه «پیام» (یاحسینی، ۱۳۹۰: ۲/۳۶۱) و در آبان ۱۳۵۷ نشریه «اخبار جنبش اسلامی» منتشر شد (اسناد نهضت آزادی، ۱۳۶۲: ۹/۱۱۳). سپس در سال ۱۳۵۸ مرامنامه جدیدی تدوین کردند و طی سه کنگره در سالهای ۱۳۵۸–۱۳۵۹ ساختار سازمانی نهضت را در دوران جدید سازماندهی نمودند (سحابی، ۱۳۹۲: ۲/۱۰۳–۱۰۵). در کنگره سوم، بار دیگر مهندس بازرگان بهعنوان دبیرکل نهضت آزادی انتخاب شد. کنگره ضمن تعیین اعضای شورای مرکزی، افرادی را برای ریاست هیئت اجرایی و دفتر سیاسی برگزید. در دوره جدید، نهضت همچون گذشته فعالیت خود را عمدتاً در تهران متمرکز کرد، اما در شهرهای اصفهان، مشهد، تبریز، زنجان، قزوین، شیراز، همدان و اهواز نیز فعالیتهای سازمانیافتهای ایجاد شد (یزدی، ۱۳۷۹: ۳۶۰ـ۳۶۶).
نتیجهگیری
نهضت آزادی از آغاز تأسیس، بهعنوان یک جمعیت با شاخصههای ملیگرایی و اسلامگرایی، ضمن داشتن جایگاهی میان دو طیف مدرن و سنتی، بهنوعی واسطه ارتباط میان دانشگاه، بازار و روحانیت شد. اما اندکی پس از تأسیس، بهواسطه دستگیری گسترده رهبرانش، تا سالها از فعالیت سیاسی آشکار بازماند. بنابراین با تغییر و تحولات درونسازمانی مواجه شد و حتی بخشی از نیروهای جوان و رادیکال آن با تغییر عملکرد خود از مبارزه مسالمتآمیز رو بهسوی مبارزه مسلحانه نهادند. در ادامه روند مبارزه، این حزب با سختگیریهای حکومت با رکود فعالیتهای سیاسی مواجه شد و بیشتر صورتی محفلی و دورهای بهخود گرفت. اما در این دوران، افراد حزب در ردههای مختلف با اتخاذ راهبردهایی برای حفظ هویت سیاسی ـ ایدئولوژیک و استمرار مبارزه تا فرارسیدن زمان مناسب برای شروع مجدد فعالیت رسمی به انتظار نشستند؛ در مرحله اول، چهرههای جوانتر و اعضای رده دوم و سوم با ایجاد تشکیلات زیرزمینی و فعالیتهای مخفیانه در بیرون از زندان؛ در مرحله دوم، رهبران زندانی با فعالیتهای آموزشی ـ پژوهشی، برگزاری جلسات سخنرانی و جلسات درونگروهی؛ در مرحله سوم، تشکیلات نهضت آزادی خارج از کشور با تدارک مبارزه مسلحانه، ارتباط با مجامع بینالمللی و انعکاس نقض حقوق بشر در ایران، تلاش برای جذب نیروهای تحصیلکرده و ارتباط با امام خمینی در تبعید؛ و در مرحله پایانی، رهبران آزادشده نهضت با همکاری و ارتباط با روحانیون و فعالیت فکری ـ اسلامی در سایه نهادهای مرتبط، توانستند با عبور از دوران رکود، در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی با سازماندهی مجدد نهضت آزادی، هویت سیاسی ـ ایدئولوژیک نهضت را تثبیت نموده و به استمرار روند مبارزهای که از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۵ طول کشید، هویت بخشند. با اینحال، پایگاه مردمی آنها نسبت به نیروهای مذهبی محدودتر باقی ماند و نتوانستند بهصورت مستقل یک تظاهرات عمومی را سازماندهی کنند؛ اما در پیوند با نیروهای مذهبی، در ایجاد و راهاندازی تظاهرات در سال ۱۳۵۷ فعالیت نمودند. لذا در اوج پیروزی انقلاب، ضمن تعدیل استراتژی خود، به همکاری تاکتیکی با نیروهای مذهبی تحت رهبری امام خمینی روی آوردند. با اینحال، نهضت آزادی را باید در سالهای پایانی عمر حکومت، با توجه به مواضع و تفکرات سیاسی آنان از سویی، و عناصر تشکیلدهنده، رهبران و ساختار سازمانی از سوی دیگر، بهعنوان جریانی میانهرو و نه رادیکال ـ که خواستار مبارزه «در رژیم» نه «با رژیم» بودند ـ تلقی کرد.