Document Type : Research Paper
Authors
1 PhD in History of the Islamic Revolution. Expert in Economic Documents at the National Archives and Library of Iran, Tehran, Iran.
2 Assistant Professor of History. Faculty Member, Documentation Research Institute. National Documentation and Library Organization. Tehran, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه
پس از جنگ جهانی دوم، آمریکا در کنار تهدیدات دیپلماتیک، از جمله فشار و تهدید شوروی برای خارج کردن سربازان خود از شمال غرب ایران، به ایجاد ائتلافهای اقتصادی با زمینة سیاسی روی آورد و از بسیج منابع فنی و تکنولوژیک خود برای ایجاد «موازنة قدرت» در مقابل تهدید شوروی بهره برد. این منابع شامل کمکهای اقتصادی، فنی و امنیتی به متحدانی بود که تصور میشد توان بالقوهای برای کمک به حفظ موازنة قدرت آمریکا در مقابل کشورهای کمونیستی دارند؛ بهخصوص با ارائۀ کمک به کشورهای خاورمیانه، تلاش میکرد از روی کار آمدن طرفدارن شوروی جلوگیری کند. کمکهای مشهور به «اصل چهار ترومن» مهمترین و گستردهترین نوع از بسیج منابع فنّی آمریکا بود که از پراکندگی جغرافیایی، تعداد پرسنل و تنوع در زمینههای مختلف فعالیت برخوردار بودند.
کمکهای اصل چهار در اواخر دهة 20 شمسی و در دوران دولت رزمآرا (27 مهر 1329) آغاز گردید. وعدۀ ارائة کمکهای اصل چهار و حمایت ضمنی آمریکا در امر ملی کردن نفت ایران به دولت مصدق، از سوی رسانهها توطئهای امپریالیستی علیه شوروی معرفی شد. مطبوعات شوروی جبهة ملی را بزرگترین خطر تلقی میکردند؛ زیرا در غائلة نفت سمت و سوی آمریکا گرفته بود (همایون کاتوزیان، 1393: 212). در چنین شرایطی، شوروی و حزب توده به بریتانیا و حضور آن در ایران بیشتر متمایل بودند؛ تا شاید ایران و خاورمیانه از حوزة نفوذ آمریکا دور بماند. اصطلاح «تودهای نفتی» که مصدق برای توصیف طرفداران این نظریه به کار میبرد (همایون کاتوزیان، 1393: 212)، مؤید این برداشت بود.[i] بنابراین ابهام اصلی پژوهش ماهیت و مواضع حزب توده در قبال کمکهای اصل چهار ترومن است و بر آن است تا با رویکردی توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر مطبوعات و اسناد منتشرنشده، بدان پاسخ دهد.
پیشینة پژوهش
سیاست خارجی آمریکا و شاه[ii] پژوهشی است که برای تحلیل نیروهایی که آمریکا از طریق نفوذ اقتصادی در ایران درگیر کرد و همچنین مواضع دولتهای ایران در قبال کمکهای آمریکایی، از جمله دولت دکتر مصدق، مهم ارزیابی میشود. مؤلف این اثر کوشیده است بینشی در مورد نیروهایی که آمریکا از طریق آن سیاست خارجی کشورهایی چون ایران را شکل میداد، فراهم سازد و چالش طیفهای سیاسی و هواخواه کشور شوروی را در تقابل با این نیروهای آمریکایی تحلیل کند. این پژوهش به تاکتیکهای رسانهای حزب توده نپرداخته و تحلیل محتوایی نشریات این حزب را مورد نظر قرار نداده است. ویدا همراز در بررسی اهداف و عملکرد اصل چهار ترومن[iii] شکلگیری و گسترة فعالیتهای این نهاد در جهان و ایران را توصیف کرده است. این اثر فصلی مستقل به عنوان اصل چهار ترومن در ایران نیز دارد که اقدامات هیئتهای آمریکایی را توصیف کرده و به برخی از آثار اجتماعی و طرحهای اقتصادی-توسعهای آمریکا و همچنین برخی از لایههای پنهان، رویکردهای آمریکا و الزامات هیئت حاکمۀ ایران و تقابل طیفهای سیاسی پرداخته است. نگارندگان مقالۀ «اصل چهار ترومن و امکان توسعه در ایران»[iv] از منظر جامعهشناسی تاریخی اصل چهار را مورد بررسی قرار داده و تلاش کردهاند نظریههای مختلف علت وجودی گرایش ایران به آمریکا را در این برهة زمانی مورد بررسی قرار دهند. البته خود نویسندگان گرایشی به یک نظریۀ خاص ندارند و صرفاً گذری تئوریک به این حوزه داشتهاند و توجه اصلی پژوهش به تقابل حزب توده با اقدامات اصل چهار در ایران نبوده است.
«بازتاب سیاست ضد امپریالیسم شوروی در نشریات حزب توده»[v] مقالهای است که نگرش حزب توده به نخستوزیری مصدق و نزدیکی وی به آمریکا را مورد مطالعه قرار داده است. این مقاله محتوای بسیاری از مطبوعات حزب توده را مورد تحلیل قرار داده و نشان داده است که چگونه این حزب نوعی «آمریکاستیزی» را در قالب تقبیح حضور کارشناسان آمریکایی در ایران رواج میداد و شوروی را به عنوان «نماد صلح جهانی» در مقابل «فاشیسم آمریکا» معرفی میکرد. با وجود این، نویسندگان این پژوهش تحلیل اسناد دیگر مراکز و همچنین خاطرات کارشناسان اصل چهار آمریکا را در مقابل این آمریکاستیزی مورد نظر قرار ندادهاند و ارتباط علمی و عملی حزب توده با دیگر احزاب را برای تحت فشار قرار دادن دولت مصدق و امتیازگیری از آن مغفول گذاشتهاند.
پژوهشهای دیگری به ارتباط کارشناسان اقتصادی آمریکا با دولت مصدق پرداختهاند که سخن جدیدی در رابطه با نوع برخورد حزب توده با کارشناسان اصل چهار نداشته و مخالفت با حضور کارشناسان آمریکایی را در قالب مخالفت کلی طیفهای سیاسی و مذهبی با استعمار آمریکا مطرح کردهاند. امری که نقطة تمایز مطالعة حاضر است، تحلیل دادههای اسنادی و محتوای نشریات حزب توده و مقابلة آن با خاطرات و تواریخ شفاهی کارشناسان آمریکایی اصل چهار در ایران و خاطرات رهبران حزب توده میباشد تا از این طریق تناسب همگرایی حزب توده با کشور شوروی در مدیریت اعتصابات و نشریات علیه کارشناسان اصل چهار را مورد مداقه قرار دهد و نتیجة آن را در تغییر رویکرد سیاسی و اقتصادی دولت آمریکا در قبال دولت جبهة ملی ردیابی کند.
با ورود هیئت مستشاران مالی آمریکایی به ریاست آرتور میلسپو به ایران در سال 1321، جبههگیری طرفداران شوروی بسیار زود آغاز شد. این امر ممکن است با تحریک دولت شوروی صورت گرفته باشد؛ زیرا در اخراج مستشاران مالی پیشین آمریکایی، دولت شوروی مؤثر بود. ضدیت حزب توده و طرفداران شوروی در ایران، نسبت به فعالیت هیأت مالی آمریکایی به قدری بود که همه جور عناوین و افترا به آنها زده میشد و در خیابانها برچسب «کاپیتالیست» و «فاشیست» به میلسپو زده بودند (میلسپو، 1370: 193). یکی از دلایل این امر، مربوط به منافع آگهیهای دولتی بود که آنها ادعا داشتند میلسپو به دلیل ضدیت با حزب توده، این منافع را از نشریات حزب قطع کرده بود؛ زیرا پیش از این، آگهیهای دولتی بین روزنامهها توزیع میشد. میلسپو برای ایجاد مدیریت مالی، چندین روزنامه را برای نشر آگهیها انتخاب و نشریات دیگر، از جمله روزنامههای حزب توده را که به دولت بدهی داشتند، حذف کرد. نتیجه آن شد که طرفداران این حزب در 12 مرداد 1323 نوشتند: «میلسپو یک دیکتاتور اقتصادی و سیاسی در ایران، چگونه در دو ماه اخیر منافع آگهیهای دولتی را به روزنامههای موافق خود داد. وی آگهیهای دولتی را به صورت رشوه درآورده است» (میلسپو،1370: 194). از نظر طرفداران شوروی و حزب توده، امور اقتصادی ایران دستاویز پیشبرد امور سیاسی گردیده بود. برای تلافی اقدامات هیئت مالی میلسپو، حزب توده میتینگ بزرگی در مقابل ساختمان مجلس برپا کرد و با دادن شعار علیه هیئت مالی میلسپو، به دنبال محکوم کردن اقدامات وی بود. در همین راستا حزب توده در شهرهای شمالی نیز تظاهراتی شکل داد (میلسپو، همان، 255).
در مقابل هواخواهان شوروی، سازمان سیا از دورة هری ترومن[vi] در چارچوب عملیات «بدامن»[vii] سعی داشت با قرار دادن مقالات و کاریکاتورهای ضدّ کمونیستی در روزنامهها، پخش کتابها و شایعات و اعلامیههای منتقد اتحاد شوروی و حزب توده، آنها را در ایران کنترل و تضعیف کنند (روزبهانی، 1391: 129). در همین راستا، مأموران سیا با حمله و برهم زدن راهپیماییهای حزب توده و تأمین مالی گروههای ضدّ کمونیستی، از جمله حزب پانایرانیست و حزب سومکا که دائماً با تودهایها در خیابان درگیر بودند، به مقابله با آنها پرداختند (گازیوروسکی، 1379: 84). علاوه بر عملیات سیاسی و امنیتی، آمریکا عرضة کمکهای موسوم به «اصل چهار ترومن» و اعزام کارشناسان فنی و اقتصادی را در زمان نخستوزیری رزمآرا آغاز کرد. جرج آلن[viii] سفیر آمریکا در ایران، اذعان داشت که تبلیغات شدید شوروی و طرفداران آنها همواره مردم ایران را از آمریکا برحذر داشته و بسیاری از ایرانیان پیرو سیاست موازنه و بیطرفی گردیده و این مسئله را حداقل تا اندازهای باور کردهاند. به عقیدة سفیر آمریکا، مردم ایران تفاوتی بین «امپریالیسم شوروی» و «امپریالیسم آمریکا» نمیبینند و هر دوی آنها را لعن میکنند (یوناه و نانز، 1378: 296). تأخیر در تعهدات آمریکا در عرضة کمکهای مالی و فنی اصل چهار در سال 1329، دلیلی گردید که رسانهها از بیاعتباری سخن آمریکاییها در کمک مالی مطالبی را منتشر کنند؛ به گونهای که برای اشاره به وعدۀ دروغین، اصطلاح «وعدة آمریکایی» را به کار میبردند (روبین، 1363: 57).
دفتر یادداشتهای سیاسی انگلیس، توضیحات روزنامههای حزب توده را که سعی داشتند ارزش کمکهای اولیة اصل چهار آمریکا را کم جلوه دهند، انعکاس داده و حتی به رنجش و عصبانیت روزنامههای چپ توجه کردند (بارل، 1395: 13/1238). نشریات حزب توده بازگشت به نگرش سنتی و اتحاد با شوروی را خواستار شدند. تحت تأثیر بدقولی آمریکاییها در پرداخت وام و کمک به برنامۀ اول توسعه، محدودیتهای تحمیلشده بر حزب توده از سال 1327 اندکی کاهش یافت (اسکندریان، 1401: 64-65)، ولی ترور ناکام شاه که در 15 آبان 1327 در زمان دولت ساعد (آبان 1327 تا اسفند 1328) اتفاق افتاد و به حزب توده منتسب شد، منجر به غیر قانونی اعلام شدن این حزب گردید (همراز، 1381: 50).
در 16 آبان 1330 ویلیام وارن[ix] به ریاست گروه اولیة کارشناسان اصل چهار در ایران منصوب شد و در هفتم آذر به ایران آمد (Warne, 1956: 20). بهطور کلی کارشناسان اصل چهار، غذا (تولید محصولات کشاورزی)، بهداشت و تربیت (آموزش در همة سطوح) را سه رکن اساسی سعادت (ایران) و وظیفة خود معرفی کرده بودند (اطلاعات ماهانه، بهمن 1331: شمارۀ 59، ص5). عمدة طرحهای عمرانی برنامة اول توسعه (1327-1333)، هدف اولیة اصل چهار برای عملیات اجرایی بود. در زمان تحریم نفتی دولت مصدق، اصل چهار تنها نماینده در زمینة اقتصاد بود که بخشی از بودجة خود را برای جلوگیری از شکست کامل پروژههای برنامه اول توسعه اختصاص داد (خرازی، 1380: 62). در حوزة عمرانی به ساخت مدارس، درمانگاهها، ساخت راه و حفر چاهها و غیره پرداختند. در حوزة روستایی به امر بهداشت کشاورزان، ایجاد تعاونیهای روستایی و کمک در افزایش بهرهوری اراضی... مشغول بودند و در بخش فرهنگی به همراهی در ساخت دانشگاهها و تجهیز آنها، طراحی، تدوین و اجرای برنامههای آموزشی در مناطق شهری و روستایی... همکاری داشتند. بهتدریج بخشی از این کمکها به کسری بودجة دولت ایران اختصاص یافت و این سرآغاز وابستگی رسمی بودجة دولتها به این نهاد بود (Warne,1956: 30-84). تحریمهای نفتی بریتانیا، دکتر مصدق را ملزم به درخواستهای مختلف از مقامات و سفیران آمریکا برای افزودن به کمکها میکرد.
دکتر مصدق در ملاقات با لوئی هندرسون[x] سفیر جدید آمریکا در ایران، تقاضای کمک مالی علاوه بر کمکهای اصل چهار از ایالات متحده را برای جبران کسری بودجة ایران مطرح کرد. مصدق به سفیر آمریکا گفت ایران بدون دریافت کمک آمریکا قادر به نجات اقتصادش نیست و از تهدید کمونیسم و حزب توده گریزی نخواهد بود: «من با خلوص نیت حرف میزنم. به خدا قسم اگر به ایران کمک خارجی نشود، از هم متلاشی خواهد شد و در عرض سی روز انقلاب کمونیستی صورت میگیرد» (بلیک، 1394: 77). او سعی کرد دولت آمریکا را مسئول آنچه پس از آن روی خواهد داد، معرفی کند: «این برای شما آمریکاییها خیلی ارزانتر تمام میشود که الان 30 میلیون دلار بدهید تا اینکه برای جنگ با شوروی، راهتان را به تهران باز کنید... آقای وارن، اگر به خاطر همسایگان شمالی ما نبود، شما اکنون اینجا نبودید...» (وارن، 1394: 434). با مشخص شدن محتوای ملاقات مصدق با هندرسون، روزنامة «داد» در 23 آبان 1330 نوشت: «دکتر مصدق شخصاً نامهای برای رئیسجمهور آمریکا فرستاده و در آن تقاضای کمک مالی از آمریکا کرده است. شاید متن این نامه از سوی ریاست جمهوری آمریکا منتشر گردد. یک نامة خفتبار برای ملت ایران که نخستوزیرش دست گدایی به سمت ترومن دراز کرده است» (روزنامة داد، 23 آبان 1330: شمارة 2241، ص2).
سفیر آمریکا هرگونه کمک علاوه بر قرارداد اصل چهار را منوط به قانون امنیت مشترک (M.S.A) کرده بود.[xi] در اوج مشکلات اقتصادی و تحریم نفتی ایران، آمریکا عرضة کمکهای اقتصادی و استمرار کمکهای اصل چهار را به دور شدن مصدق از تودهایها وابسته کرده بود. در این شرایط، آمریکا به اتخاذ و اجرای سیاست دوگانه و فرصتطلبانه ترغیب شده بود. با نزدیک نگه داشتن مصدق و قول میانجیگری بین ایران و انگلیس، از افتادن مصدق در دامان کمونیسم و تودهایها ممانعت ایجاد میکرد (بیل، 1371: 105).[xii] دکتر مصدق در مقابل چنین دیدگاهی پاسخ میداد: «حزب توده صبغة کمونیستی دارد و از آنجا که کمونیسم حاصل فقر و بدبختی است، ارائه نکردن کمکهای مالی و اقتصادی آمریکا به ایران، مانند این است که از انتقال خون به بیماری که از نبود خون در حال مرگ است، جلوگیری شود» (بارل، 1395: 14/171-172).
سیاست مصدق در برابر استراتژی اقتصادی دولت ترومن، حفظ روابط دوستانه و استفاده از فرصت منفعت با سیاست موازنة منفی بود. احتمالاً تصور مصدق این بود که با کمکهای مالی و فنی آمریکا، در شرایط سخت تحریمی دوام میآورد و در نهایت مناقشة نفتی را به سود خود فیصله میدهد. ارسال نامههای مختلف مصدق به رؤسای جمهور آمریکا، در همین راستا تعریف میشود. در شرایط سخت تحریم، فشار کمونیستها و لحن ضدّ آمریکایی مطبوعات توده بیشتر میشد و انتقادات از ادارة اصل چهار ترومن، صبر آمریکا را لبریز میکرد. با این حال، دولت آمریکا به دنبال راه حلی برای برونرفت از مسئلة نفت بود. اوراق قرضة دولت مصدق برای تأمین بخشی از کسری بودجه، تکافوی هزینه را نمیداد و بزرگنمایی خطر تهدید کمونیست برای دریافت کمکهای اقتصادی آمریکا نیز به نتیجه نرسید.
حزب توده در محورهای مختلفی در مقابل اقدامات کارشناسان آمریکایی و به تبع آن، در مقابل دولت مصدق موضع میگرفت:
الف. تبلیغ وابستگی مصدق: یکی از جلوههای مهم سیاست مصدق این بود که در مقابل فشارهای انگلستان، از دولت آمریکا کمک و پشتیبانی لازم را دریافت نماید (سحابی، 1389: 116). این اقدام از دیدگاه حزب توده، وابستگی به آمریکا تعبیر میشد و به همین دلیل با دیدة انتقادی شدیدی به اوضاع دولت مصدق مینگریست و حتی پا را فراتر از انتقاد میگذاشت و شروع به ناسزاگویی به دولت مصدق و تخریب رسانهای آمریکاییها میکرد و به تقبیح امپریالیسم آمریکا میپرداخت (برهان، 1378: 2/84). «دولت مصدق با مانورهای مزورانة خود، روز به روز بر دامنة وابستگی به امپریالیستهای آمریکایی میافزاید. مصدق آمریکاییها را خارجی نمیداند؛ زیرا آنها تکیهگاه وی هستند» (روزنامة به سوی آینده، 23 دی 1331: شمارۀ 54، ص1). «مصدق بدون اختیار... خزانة عمومی و اوقاف را به پای جاسوسان آمریکایی ریخته است...» (ترکمان، 1361: 146). حزب توده کمکهای اصل چهار را در قالب اعزام مستشار، خطری برای استقلال و حاکمیت ملی نشان میداد.
ب. ضدیت با ملی شدن نفت: نگرش ضد آمریکایی حزب توده، باعث شده بود مصدق را به «عامل» و «مهرة» سیاستهای امپریالیسم متهم سازند (عمویی، 1380: 67) و به مسئلة ملی شدن نفت نیز بیاعتماد باشند.[xiii] موضعگیری دیگر حزب، مربوط به ملی شدن نفت بود. نشریة تعلیماتی حزب توده دربارة ملی شدن نفت نوشت: «این ملی شدن کذایی نفت، باید امپریالیستهای انگلیس را از ایران بیرون کند تا جا برای امپریالیسم متوفق آمریکا باز شود... جبهة ملی بیمیل نیست که ملت چنان سرگرم دشمنی با همة انگلیسیها باشد که امپریالیسم آمریکا را به کلی به دست فراموشی بسپارند... امپریالیسم آمریکا نیز خواهان ملی شدن نفت میباشد... جبهة ملی مُبلّغ کمسواد ناسیونالیسم است؛ برای جدا کردن و دور داشتن مبارزة ملت ایران از مبارزة ملتهای دیگر و برای ایجاد دشمنی با کشور شوروی... بالاخره برای خدمت به امپریالیسم آمریکا» (میاتا، 1387: 143). به این ترتیب نتیجهگیری میکردند که: «تودهایها نباید از جنبش ملی کردن نفتی که پیرو بورژوازی ملی رخ داده است، حمایت کنند» (مجلة مارکسیسم جهانی، سپتامبر 1959: شمارۀ 8، ص74).
ج. کارشکنی در طرحهای اجرایی: حزب توده افزایش حضور مستشاران آمریکایی را مانع از شکلگیری اعتصابات گوناگون و پیگیری اهداف خود میدانست؛ زیرا حضور آنها را با کنترل کارخانهها و مؤسسات دولتی، سرکوب جنبش کارگری و با آتش و خون مساوی میدانستند (سرگزی و دیگران، 1400: 86). ویلیام وارن رئیس ادارة اصل چهار ایران، اذعان داشت که کمکهای بهداشتی اصل چهار در سال 1331، مرض مالاریا را در برخی مناطق تا یکچهارم کاسته بود. مردم محلی نیز همراهی خوبی با آنان داشتند. در این بین، حزب توده تمام قدرت تبلیغاتی خود را در این دهات که کارشناسان آمریکایی مشغول خدمات بودند، متمرکز ساخته بود. با اینکه مأموران تبلیغاتی حزب توده برای خنثی کردن اعمال کارشناسان آمریکایی، با مردم تماس رو در رو میگرفتند، ولی به نظر میرسد نتیجهای نگرفتند. با وجود رشد احساسات ملیگرایانه و ضد بیگانه، تا اواسط سال 1331 مخالفتی با نیروهای اصل چهار بین مردم عادی گزارش نشد (بشیر گنبدی، 1382: 1/142).
د. تخریب طرحهای روستایی: زمانی هم که موضوع تقسیم اراضی سلطنتی بین زارعان با اقساط 25 ساله مطرح گردید، کمونیستها به ضدیت با این طرح برخاستند و حتی در این راه سنگاندازی هم کردند. احتمالاً آنها میترسیدند مبادا روزی شاهد این موضوع باشند که کشاورزان ایران، زمینی را در مقابل هیچ صاحب شوند؛ امری که تبلیغات و شاخصههای تعلیمی آنها را در رابطه با کمک به کشاورزان و طبقات پایین جامعة ایرانی کماثر میکرد. اتفاقاً بخشی از کمکهای اقتصادی آمریکا و ادارة اصل چهار که با قدرت کار خود را در ایران آغاز کرده بودند، منوط به عملی شدن همین برنامة تقسیم املاک سلطنتی بود (مارجا، 33388)؛ زیرا کارشناسان اصل چهار معتقد بودند: «برنامه کمکهای اصل چهار صرفاً به منزلة دوای مُسکن ضعیفی است برای سرطان ایران». چارة فوری این مرض آن است که توزیع تمام اراضی اربابی و خالصه صورت پذیرد و پشتوانة «برنامة کمکهای اجتماعی شاهنشاهی» گردد (بشیر گنبدی، 1382: 1/124-125).
هـ. تحریم بلوک شرق: صادر نکردن و تحریک کالاهای استراتژیک به کشورهای بلوک شرقی، برای دفاع از کشورهای جهان آزاد و از شروط کمکهای اصل چهار بود. مواجهة روزنامههای توده در برابر پذیرش این کمکها، همیشه همراه با تخریب و اعلان تجاوز امپریالیسم آمریکا بود. در نتیجه، از دولت میخواستند با عقد قراردادهایی ایران را به سوی نیستی هدایت نکند و همچون کشور ترکیه که اسیر آمریکا شده بود، ملت را قربانی اهداف خود نسازد (رنج و گنج، 17 خرداد 1331: شمارۀ 76، ص1). روزنامههای چپگرا با انتشار مقالههای مختلف، به افشاگری دربارة هدفهای حضور آمریکاییان در مناطق مرزی و استراتژیک ایران برای تقویت تحریم، تحت پوشش فعالیتهای اصل چهار میپرداختند و ضمن آن، هرگونه تماس دولت مصدق با آمریکا برای دریافت کمکهای مالی و اقتصادی را محکوم میکردند.
3-1. تاکتیکهای تخریب رسانهای حزب توده علیه آمریکاییها
پس از غیرقانونی شدن حزب توده در سال 1327، فعالیتهای حزب به صورت تشکیل دستهها و جمعیتهایی با نامهای «جمعیت ملی مبارزه با استعمار» و «جمعیت ایرانی هواداران صلح» درآمد که علاوه بر برپایی تظاهرات، روزنامههای وابسته مانند «شهباز» و «مصلحت» را در جهت تبلیغ اهداف کمونیستی شوروی منتشر کردند (سرگزی و دیگران،1400: 95). از دیگر روزنامههای این حزب میتوان به «سنگر صلح»، «نامة ماندا»، «نامة آذربایجان»، «ناقوس خطر»، «بانگ مردم»، «ارزش کار»، «رنج و گنج» و «به سوی آینده» اشاره کرد. محتوای این نشریات دربردارندۀ مسائل مختلف سیاسی، از جمله تقبیح امپریالیسم آمریکا بود (سرگزی و دیگران،1400، 96). روزنامههای چپگرا تلاش داشتند اثبات کنند که دولت آمریکا بهطور کامل از سیاستهای انگلیس حمایت میکند (بارل، 1395: 14/262). حزب در مقابل هر محور مبارزاتی، تاکتیک تخریب رسانهای خاص خود را داشت:
الف. تاکتیک تمسخر و تحریف: حزب توده موضوع اصلاح نژاد احشام و حیوانات بارکش و پرورش قاطرهای بارکش را دستمایة تحریف و تمسخر قرار داده بود و از عادات و اشعار سنتی ایران علیه آن استفاده میکرد. روزنامههای حزب توده در این زمینه نوشتند: «آه! ایالات متحدة بزرگ برای کمک به ایران میآید و ایران به چه چیزی دست پیدا میکند؟ چند تا الاغ! مردم گرسنهاند، اما نتیجه و وعدههای امپریالیست توانگر چیست؟ چند تا الاغ» (وارن، 1394: 80).[xiv] رادیو مسکو نیز در اقدامی تحریکآمیز این ماجرا را دستمایة تمسخر قرار داده بود و هر شب به الاغهای آوردهشده به ایران میپرداخت (وارن، همان، 80-81). بر این اساس، کمونیستها تبلیغاتچیهای ماهری بودند و زیرکانهتر از هر گروهی در ایران عمل میکردند.
هر زمان که در فعالیتها و همکاری اصل چهار در طرحها، پیشرفتی نمایان میشد، دیگر کمتر از روش تمسخر برنامهها استفاده میکردند و نحوة تبلیغات تخریبی خود را ناگهانی تغییر میدادند و میکوشیدند مردم را چنان تحریک کنند که برنامههای آمریکا، یوغ بزرگی بر گردن ایرانی است و اینکه کارشناسان آمریکایی جاسوساند و تلاش دوچندانی را در زمینة نفوذی بودن آنان ارائه میدادند. حتی هنگامی که ایرانیان و مصدق در مقابل شرکت نفت ایران و انگلیس کوتاه نیامدند و به دنبال حق ملی کردن صنعت نفت بودند و به رغم آنکه آمریکا در سال اول نخستوزیری مصدق، میل به حمایت از وی داشت و نقش تعدیلکننده در برابر خواستههای بریتانیا داشت، حزب توده مشتاق حمله به آمریکاییها بود (همایون کاتوزیان، 1393: 211).
ب. بزرگنمایی گسترش وابستگی ایران به آمریکا: در هر دوره، تاکتیک مبارزاتی حزب توده در حال تغییر بود. روزنامة «شهباز»[xv] در شمارة شنبه، 16 فروردین 1331 نوشت: «جبهة ملی در عرض یازده ماه حکومت خود، نفوذ امپریالیسم را در میهن توسعه داده است. آنها در عین حال که ادعای مبارزه علیه استعمار میکردند، با قبول اصل چهار ترومن، پای «استعمارِ هار آمریکا» را به میهن ما گشودند» (روزنامۀ شهباز، 16 فروردین 1331: شمارۀ 184، ص1). در شماره سوم و نوزدهم تیر 1331 هم نوشت: «ساخت فرودگاه با کمکهای مالی اصل چهار در تهران، مشهد، همدان، تبریز و آبادان که از نقاط استراتژیکاند، در حال انجام است که باعث زنده شدن قرارداد 1919 در لفافة اصل چهار ترومن گردیده است» (روزنامة شهباز، 19 فروردین 1331: شمارة 187، ص3). روزنامة ایزوستیا در مقالهای با عنوان «زمامداران ایران درصدد انداختن یوغ برنامة مارشال به گردن ایران میباشند» انتشار داد که ترجمة آن، به وسیلة سفارت ایران در مسکو به تهران مخابره شد (مارجا، 1714). مخبر این خبرگزاری در تهران، با بزرگنمایی اهداف آمریکاییها و تشجیع حزب توده اطلاع داده بود که نحوة عرضة کمکها از سوی آمریکا مشروط به این شده است که مصرف وجوهی که ایران به عنوان کمک دریافت میکند، تحت نظارت و کنترل دقیق آمریکا باشد و آمریکا تنها با شرط استقرار کامل خود بر ایران، به این کشور پیشنهاد کمک خواهد کرد. دامنة این کنترل و نظارت، باید حتی شامل عزل و نصب اعضای هیئت دولت ایران باشد.
جمعیت ملی مبارزه با استعمار در راستای سیاست شوروی، قبول اصل چهار ترومن و موافقتنامههایی را که میان دولت جبهة ملی و ادارة اصل چهار در کشاورزی، بهداشت و فرهنگ ایجاد شده بود، موجب وابستگی و اِعمال نفوذ آمریکا در کشور بیان میکرد (روزنامۀ شهباز، 16 فروردین 1331، شمارۀ 184: ص1) و اینگونه نشان میداد که کمکهای اصل چهار، ضربة بزرگی بر پیکر استقلال سیاسی و اقتصادی ایران وارد خواهد کرد و قدم بزرگی برای کشاندن ایران به جبهة جنگ بینالمللی خواهد بود (نامه ماندا، 19 بهمن 1330: شمارۀ 13، ص1). مطبوعات حزب توده هدف ادارة اصل چهار را تحقق هدفهای امپریالیسم آمریکا بیان کردند و از مردم خواستند مداخلات علنی دولت استعماری را تحت عنوان کمک تحمل نکنند (رنگین کمان، 14/3/1332، ش2، 1).
ج. تاکتیک تخریب و افترا: تاکتیک دیگر حزب توده، افترا زدن به کارکنان آمریکایی و ایرانی بود. ویلیام وارن نوشته است یکی از روزنامههای تودهای در رابطه با فعالیتهای اصل چهار چنین نوشته بود: «خانمهای ماشیننویس مؤسسة همکارهای فنی (اصل چهار) با بسیاری مردان ایرانی بنای دوستی میگذارند. نه فقط به منظور دوستی با یک نفر، بلکه برای اینکه هرزگی را رواج دهند» (وارن، 1394: 173). البته این مقاله به وسیلة روزنامة «بانگ مردم» که رویة ملیگرایی داشت، پاسخ داده شد که «ما به حزب توده اهمیت نمیدهیم، چون آنها عمال یک کشور خارجی (شوروی) هستند و به دنبال سلطة شوروی بر ایراناند» (وارن، همان، همانجا).
یکی دیگر از روشهای حزب توده، رسوخ در کارشناسان ایرانی همراه هیئت عملیات اقتصادی آمریکا بود و از این طریق، هم از برنامههای آنها خبردار میشدند و هم احتمالاً شیوة تخریب را میتوانستند انتخاب کنند. در آذر 1331 شهربانی گیلان به وزیر کشور گزارش داد که برخی داوطلبان کمکمهندس، بدون اطلاع استانداری و توسط خود مأموران اصل چهار انتخاب شدهاند که همه «از اعضای حزب توده میباشند و مصلحت نیست جزو داوطلبان باشند؛ زیرا ایشان تمایلی ندارند مأموران اصل چهار در گیلان دست به اقدام بزنند و اصولاً مسافرت افراد آمریکایی را به آن مناطق نیز مناسب نمیدانند» (بشیر گنبدی، 1382: 1/171-173).
د. همراهی با احزاب دیگر در ضدیت با آمریکا: پس از عزل مصدق و نخستوزیری چندروزة قوام که منتج به قیام 30 تیر 1331 گردید، بسیاری از نیروهای احزاب دیگر از جمله ملیگراها و مذهبیون، به منتقدان حضور کارشناسان آمریکایی در ایران تبدیل شدند. همراهی با احزاب سیاسی و مذهبی برای دستیابی به اهداف، یکی دیگر از تاکتیکهای حزب توده بود. سفیر آمریکا در 28 تیر 1331 با قوام ملاقات کرد و حتی قول حمایت مالی و کمک اقتصادی داد. با وجود این دیدار، آمریکا به خاطر ترس از راه افتادن جنبش و احساسات ضد آمریکایی و تبدیل شدن آن به تظاهرات گسترده در ایران، بهطور علنی حمایت خود را از قوام اعلام نکرد. ولی این موضوع در یادداشتهای لوی هندرسون -سفیر آمریکا- به وزارت امور خارجة آمریکا ذکر شده که حزب توده و اعضای جبهة ملی بر این عقیده بودند که همدستی و همکاری قوام و هندرسون، عامل استعفای مصدق بود (بلیک، 1394: 79).
3-2. مواجهة حزب توده با تغییر رویکرد آمریکا نسبت به دولت مصدق
با روی کار آمدن آیزنهاور، برادران دالس در دولت وی نفوذ یافتند و شرایط برای دولت مصدق تغییر کرد. فعالیتهای ضد ایرانی بریتانیا در مناقشة نفتی و همراهی آمریکا با این کشور، به رشد جو بیاعتمادی شدید در کشور بر ضد خارجیان، بهخصوص نسبت به بزرگترین گروه خارجی مقیم ایران، یعنی آمریکاییان منجر شد. دکترین «نگاه نوی» آیزنهاور در مورد ایران، روی بیثباتی سیاسی و برطرف کردن خطری که از سوی حزب توده متوجه بود، متمرکز شد. به واقع سیاستمداران آمریکا به دنبال طرح یک رویکرد جدید بودند که میخواست ایران را از ملتی بیطرف در امور جهانی، به یک رکن ضد کمونیست در منطقه تبدیل سازد (گازیوروسکی، 1371: 168). این رویکرد، راهنمای عمل سیاستمداران در ایران بود که به بازدارندگی از نفوذ شوروی کمک کند و در صورت لزوم، یک خط جبهه علیه نیروهای شوروی در عمق ایران ایجاد کند.
نامة دکتر مصدق به آیزنهاور[xvi] برای حل مناقشة نفتی و جلسات با ویلیام وارن در تهران، باعث انتقادات شدید تودهایها از وی گردید. جریان امور هم به تنشها افزود. آیزنهاور پاسخ نامة درخواست کمک مصدق را از طریق شبکة رادیویی صدای آمریکا پخش کرد و همة ایرانیان متوجه شدند که مصدق قمار حمایت آمریکا را باخته است و همین باخت روی وی اثر زیادی خواهد گذاشت (صداقتکیش، 1350: 32). تودهایها در این برهه بهطور آزادانه در تظاهرات شرکت و مردم نیز از آنها استقبال میکردند. البته این امر هم ممکن است از حربههای دکتر مصدق در راستای تحت فشار قرار دادن آمریکا برای دریافت کمکهای مالی و خرید نفت ایران بوده باشد؛ چیزی که در نامه به آیزنهاور هم بر آن تأکید شده بود. مطبوعات حزب توده شروع به تبلیغات گستردهای علیه آمریکا کردند و نوشتند آمریکا تنها به علت وجود شوروی در همسایگی ایران، به عرضة کمکهای اصل چهار پرداخته بود (روزنامۀ شهباز، 20 مرداد 1332: شمارۀ 573، ص1) و سعی در دامن زدن به آتش نیمه خفتة نفاق و اختلاف داشتند. در پی همین توطئهها، در واقعة 30 تیر 1331، ادارة اصل چهار ترومن مورد حمله قرار گرفت. این موضوع سبب شایعاتی مبنی بر کشته شدن یک نفر آمریکایی و تعطیلی موقتی همة مراکز اصل چهار آمریکا در ایران گردید؛ هرچند سخنگوی سفارت آمریکا رسماً به تکذیب این شایعات پرداخت و اعلام کرد اصل چهار بر ادامة کار در ایران تأکید دارد و مراکز خود را تعطیل نخواهد کرد (همراز، 1381: 178-179).
در دی 1331 مصدق از آیزنهاور خواستار توافقنامهای در زمنیة ارائة کمکهای مالی بیشتر و مساعدت دربارة مناقشة نفتی بود. در بهمن همان سال، پیشنهادهای وی از سوی دولت آمریکا رد شد (خرازی، 1380: 176). حزب توده با بهرهگیری از شرایط موجود، پاسخ آیزنهاور به درخواست کمک مالی مصدق و گفتوگوی او با آمریکا را مورد حمله قرار داد. این موضوع عامل شروع وقایعی در بخشهایی از کشور گردید؛ در نهم بهمن 1331 رئیس شهربانی فارس به استاندار استان هفتم گزارش داد که در شیراز شخصی به نام کریم فیروزآبادی نسبت به یکی از اتباع آمریکایی اصل چهار اهانت و فحاشی کرده و دستهای از حزب توده در بازار حاجی و دروازة اصفهان شهر شیراز، تظاهراتی علیه دولت و آمریکاییها راه انداختند و شعار «یانکی به خانه بازگرد» علیه کارشناسان آمریکایی اصل چهار سر دادند. البته بسیاری از آنها متفرق و تعدادی دستگیر شدند (ساکما، 3679/290). در شهر آباده نیز گزارشی از توهین و حمله به نمایندة اصل چهار مخابره شد. گزارشها از شهرهای دیگری آگاهیهای زیادی میدهند که مردم این شهرها در ضدیت با کارشناسان آمریکایی در سال 1331 و 1332 تظاهرات و درگیریهای مختلفی را به راه انداختند و بهتدریج در حال همهگیر شدن بود.
همراهی با احزاب دیگر یا طراحی اعتراضات علیه کارشناسان آمریکایی، مستمراً توسط حزب توده صورت میگرفت؛ از جمله در بیانیة حزب تودة ایران که در شهر گرگان منتشر شد، پس از آنکه به دولت مصدق به علت سیاست نادرست نسبت به ملی کردن نفت، نزدیکی به آمریکا و شراکت آمریکا با انگلستان در تحریم نفتی ایران، انتقاداتی وارد کردند، خواستار طرد همة مستشاران آمریکایی از ادارات و ارتش، برچیدن سازمانهای جاسوسی آنها، از جمله اصل چهار و سایر مؤسسات نظیر آن گردیدند و قطع رابطه با بانک جهانی و قطع مذاکره با آمریکا برای دریافت وام را خواستار شدند (ساکما، 6349/290). هدف حزب توده این بود که در سایۀ این جوسازی، مسئلۀ نفت به نفع انگلیس حل نشود، نیروهای آمریکایی و ارزشهای مربوط به آنان را تخریب کنند و پایگاه یک نفوذ قوی را در بین مردم و احزاب ایجاد کنند.
حزب توده در عریضهها و تلگرافات مختلفی که از نمایندگان کارگران و کارکنان صنایع مختلف از جمله در صنایع شهر آبادان، شهرهای اصفهان و مناطق دیگر به دکتر مصدق نخستوزیر ارسال میشد، همیشه آمریکا و انگلیس را در کنار هم امپریالیست خطاب میکردند و نیروهای اصل چهار و کارشناسان آنها را «جاسوسان مستشارنمای آمریکایی» و مراکز اصل چهار را «لانة جاسوسی اصل چهار» خطاب میکردند و خواستار اخراج آنها بودند (کمام، 2-162-44). این تلگرافها در فروردین و اردیبهشت 1332 از بسیاری از شهرها به سوی تهران ارسال شد. در عموم تلگرافها، متن نامه و عریضه از «جمعیت مبارزه با استعمار» حزب توده دریافت یا کمک گرفته شده بود؛ حتی به همین اکتفا نکرده و درخواست شده بود تمام مؤسسات و اموری را که تاکنون آمریکائیان پیش بردهاند، باید تعطیل یا برچیده شوند (کمام، 17-323-41). این تلگرافات و اغتشاشات اواخر فروردین 1332، منجر به ترس دستگاه حکومتی از امکان فعالیت احزاب وابسته به حزب توده یا برخی احزاب دینی ضد حکومتی در تعرض به مؤسسات آمریکایی در ایران گردید و دستور داده شد مراقبت کامل از مؤسسات اصل چهار و افراد خارجی بهخصوص آمریکاییها انجام شود تا وضعیت پیشآمده، تکرار و تسری نیابد؛ زیرا اخبار حاکی از آن بود که در تهران نیز به وابستة دریایی سفارت آمریکا تعرض شده و در شیراز کارمندان اصل چهار دوباره مورد حمله قرار گرفتهاند (ساکما، 4862/230).
3-3. یانکی به خانه بازگرد
حمله به ادارة اصل چهار در 27 فروردین 1332 در شهر شیراز، سبب خسارت فراوان به آن شد. در تظاهراتی که به دعوت حزب تودة ایران با سخنرانی فریدون توللی[xvii] و کریم پورشیرازی روی داد، میان طرفداران «حزب ایران» و «حزب برادران» زد و خوردی رخ داد و دامنة آن به تخریب بخشی از ادارة اصل چهار رسید. سی نفر از کارکنان اداره، تحت حمایت قشقاییها به باغ ارم پناه بردند (همراز، 1381: 178). مخالفتهای پراکندة دانشجویان شهر شیراز با حضور و فعالیت کارشناسان آمریکایی در اردیبهشت 1332 ادامه داشت. سفارت آمریکا از نخستوزیر مصدق خواست که از حملهها و ناآرامیها علیه کارکنان آمریکایی جلوگیری کند و تهدید کردند اگر جلوگیری نشود، دولت آمریکا خروج اتباع آمریکایی از ایران را در دستور کار و بررسی قرار میدهد.
در این برهة زمانی، ادارة اصل چهار، نهاد آسیبپذیری شده بود؛ بهویژه در برخی روستاها با نفوذ نیروهای تودهای، به محل فعالیت تودهایهای ضد آمریکا تبدیل شده بود. حزب توده تصویر «کبوتر صلح» پیکاسو را بر روی کارتی با شعار «Yanky Go Home» به زبانهای مختلف نشر داده بودند و بین همة شهرها ارسال میکردند (وارن، 1394: 177). شاید از این موضوع بتوان نتیجه گرفت که بسیاری از شیوههای مبارزاتی حزب تودة ایران، همگرا با دیگر کمونیستها در مناطق دیگر جهان بود و از طریق هواخواهان شوروی مدیریت میشد. مبارزات علیه کارشناسان آمریکایی، بر هر چیزی که انعکاس رسانهای خوبی میتوانست داشته باشد، بنا میشد.
شعار «یانکی به خانه بازگرد» زمانی در ایران شدت گرفت که بریتانیاییها از ایران به دستور دکتر مصدق اخراج شدند. تا پیش از آن، گاهی به صورت اعلانی بر دیوارها مشاهده میشد. پس از رفتن بریتانیاییها، همة عدم اعتماد به خارجیها، هدایت شد به سمت آمریکاییها و اصل چهار که در آن زمان بزرگترین گروه باقیمانده در کشور بودند. بهتدریج هر صنفی به طریقی از این شعار استفاده میکرد. در بخش کشاورزی، از اعلانی که کمی متفاوت بود، استفاده میشد: «یانکی برو بیل بزن» یا اعلان «یانکی بیا اینجا». به واقع با رفتارهای خاص آمریکاییها، اعلانهای جدید و شعارهای جدیدی ساخته میشد (وارن، 1394: 179). این نوع برخورد و تخریب رسانهای فعالیت آمریکاییها، مورد توجه همة آنهایی بود که میخواستند ایران به هر طریقی از ادامة همکاری با آمریکاییها صرف نظر کند و خروج آنها تسریع شود. بنابراین بعد از سقوط دولت مصدق، نیروهای ملیگرا نیز از این شعار در ضدیت با رفتار آمریکاییها استفاده میکردند.
در همین زمان، رادیو مسکو اخبار تندی به ایران مخابره میکرد و در آن، از ویلیام وارن به عنوان «وارن، جنگافروزِ امپریالیست» یاد میکرد. این خبرگزاری، برنامههای اصل چهار را تلاش آمریکا برای تشکیل یک رژیم استعماری در ایران معرفی میکرد (وارن، همان، 300). این رسانه مفسری به نام الکساندروف داشت که سخنرانیهای زیادی از وی در این برهه پخش میشد. عنوان یکی از سخنرانیهای وی «روش زندگی آمریکایی، یعنی فاشیسم» بود. وی در میان سخنان خود، به مسئلة مشاوران و کارشناسان اصل چهار آمریکا در ایران پرداخت و اینکه آنها آزادی ایرانیان را از بین بردهاند (وارن، 1394: 389-390). بر این اساس، میتوان نتیجه گرفت که موضع رسمی شوروی نسبت به دولت مصدق و کمکهای آمریکا، در اصل با مشیِ حزب توده هماهنگ بود، اما اظهارنظرهای علنی در روزنامهها و رسانههای مختلف، در مورد مصدق معتدلتر و در مورد آمریکاییها تخریبی و تمسخرآمیز بود.
نتیجهگیری
گسترش نفوذ آمریکا در ایران با ارائة کمکهای اصل چهار که طراحی عملیاتی برنامههای توسعهای را برعهده میگرفت، باعث هراس شوروی شد و این ذهنیت را برای حزب توده و هواخواهان شوروی ایجاد کرد که قدرت و نفوذ آنها برای ایجاد تغییر در ایران، در حال کاهش است. در این بین، سیاستهای قاطعانة مصدق بر ضد شوروی، خاطر شوروی و هواخواهان آن در ایران را آزرده کرد. این مواضع در جهتگیری سیاست خارجی شوروی نسبت به دولت مصدق و موضوع کمکهای اصل چهار، تأثیرگذار بود. این دو ابرقدرت از طریق احزاب طرفدار خود، در حال شکلدهی به سیاست خارجی ایران بودند. با تبلیغات طرفداران شوروی در ایران، «طرفدار آمریکا بودن» همان رنگ و بوی «طرفدار انگلستان» بودن را به خود گرفت.
وضعیت حزب توده و ارتباطات آن با دولت مصدق، شرایط چندوجهی را ایجاد کرد. با وجود آنکه رهبران حزب توده از جمله کیانوری ادعای همراهی و کمک به دولت مصدق را داشتند، ولی محتوای مطبوعات و نشریات حزب اگرچه یکدست نبود، اما شدیداً این ادعا را رد میکند. از یک سو، نزدیکی حزب به دولت و تساهل مصدق نسبت به اقدامات آنها، موجب نگرانی آمریکا شده بود و بهانهای برای تأخیر یا ممانعت از اعطای کمکهای مالی اصل چهار آمریکا به ایران میگردید و از سوی دیگر، نقش مهمی در دور کردن دولت ترومن از مصدق و روی آوردن آمریکا به برنامة «سدّ نفوذ» شوروی در ایران داشت؛ موضوعی که در دورة دولت آیزنهاور بر آن تأکید شد و به تغییر رویکرد آمریکا نسبت به جبهة ملی و نمایندة آن دولت مصدق، منجر گردید. در دیدگاه جدید آمریکا، مصدق طرفدار کمونیسم شناخته نمیشد، ولی سیاستهایش ایران را بیثبات کرد و زمینه را برای فعالیت تنها حزب سازمانیافته ایران یعنی حزب توده فراهم میکرد. بر این اساس، استمرار کمکهای اقتصادی و فنی، دستیاری امنیتی آمریکا از دولت مصدق، گروگان نوعی اصلاح در روابط دولت مصدق با کمونیستها و رأس آن حزب توده و همراهی سیاسی با آمریکا تعریف شد.
تاکتیکهای مبارزاتی حزب تودة ایران، همگرا با دیگر کمونیستها در مناطق دیگر جهان بود و از طریق هواخواهان شوروی مدیریت میشد. به عبارت دیگر، موضع رسمی حزب توده در قبال کمکهای اصل چهار آمریکا به دولت مصدق، در اصل با مشیِ جهانی کمونیسم و کشور شوروی هماهنگ بود. مبارزات علیه کارشناسان آمریکایی، بر هر چیزی که انعکاس رسانهای خوبی میتوانست داشته باشد، بنا میشد و تاکتیکهای آنها همگام با شرایط در حال تغییر بود. البته جذابیتهای حزب توده صرفاً مربوط به تاکتیکهای مبارزاتی علیه آمریکا و همراه کردن طیفهای دیگر جامعه نبود، بلکه اساساً جذابیت حزب توده برای طبقة متوسط شهری عمدتاً بر دو وجه استوار بود: الف. مخالفت کمونیسم با نفوذ امپریالیسم آمریکا؛ و ب. امید به انقلاب سوسیالیستی به این مفهوم که طبقة متوسط شهری «واجد شرایطِ علمی و عملی» جایگزین استبداد سنتی شده بود و در نتیجة آن، برخوردار از اعتبار، امنیت و وجهة بیشتری نسبت به دستگاه پهلوی بود. در این راستا، نشریات حزبْ بازگشت به نگرش سنتی و اتحاد با شوروی را خواستار بودند و با تحت فشار قرار دادن دو طرف دولت مصدق و نیروهای آمریکایی، در پی امتیازگیری از هر دو سوی بودند و تلاش میکردند گسترة عمل حزب را در راستای اثبات وجهة علمی و عملی خود افزایش دهند.
[i]. در مقابل، حزب توده هم در نشریات مصدق را «دلال نفتی» میخواند (روزنامة مردم، 19 مرداد 1330: شمارۀ 97، ص1).
[ii]. مارک گازیوروسکی (1371)، سیاست خارجی آمریکا و شاه: بنای دولتی دستنشانده در ایران، ترجمة فریدون فاطمی، تهران: نشر مرکز.
[iii]. ویدا همراز (1381)، بررسی اهداف و عملکرد اصل چهار ترومن: هیئت عملیات اقتصادی آمریکا در ایران، تهران: انتشارات وزارت امور خارجه.
[iv]. مرتضی سالمی قمصری و دیگران (1399)، «اصل چهار ترومن و امکان توسعه در ایران»، فصلنامة علمی برنامهریزی رفاه توسعة اجتماعی، سال یازدهم، شمارة 43، صص161-197.
[v]. زهرا سرگزی و دیگران (زمستان 1400). «بازتاب سیاست ضد امپریالیسم شوروی در مطبوعات حزب توده (1332-1330ش)»، فصلنامة تاریخ روابط خارجی، سال 23، شماره 89، صص77- 100..
[vi] .Harry s. Truman.
[vii]. Bedamen: در مورد عملیات «بدامن» به مقالة مارک گازیوروسکی (بهار 1379)، «سیاست ایالات متحده در قبال ایران در زمان ترومن»، ترجمة مریم بهرامیان، تاریخ روابط خارجی، شمارة 2 رجوع کنید.
[viii].George Allen : دیپلمات آمریکایی که در سالهای 1325 تا 1327 سفیر آمریکا در ایران بود (بور، 1401: 1/27).
[ix]. Willeam. E. Warne
[x]. Loy Henderson: وی در 19 شهریور 1330 جانشین هنری گریدی سفیر آمریکا در ایران شد (بور، 1401: 1/28).
[xi]. این قانون تأکید داشت کشورهایی که از کمک آمریکا برخوردار میشوند، ملزم به تقویت نیروهای دفاعی خود و کمک به دفاع از دنیای آزاد میباشند و باید در پیشرفت و ترقی جهان آزاد سهمی داشته باشند. دکتر مصدق در راستای همان سیاست موازنة منفی، عقیده داشت که پذیرش این قانون، بیطرفی ایران را به خطر خواهد انداخت (بشیر گنبدی، 1382: 1/114).
[xii]. پژوهشگری با یک دیپلمات آمریکایی متخصص کنترل فعالیتهای حزب توده و دو مأمور سیا مصاحبهای انجام داد. آنها تأکید کردند که حزب توده زیاد قدرتمند نبود و مقامات بلندپایۀ آمریکایی برای پوشش دادن هدف اصلی، یعنی تسلط بر منابع نفتی، دربارة توان حزب و اتکای مصدق به آن بزرگنمایی کردند (سلیمانی، 1390: 124).
[xiii]. اساساً در تحلیلهای نشریات حزب توده، موضوع نهضت ملی نفت یک «جریان رفرمیستی دروغین» از سوی «عامل رسوای آمریکا» شناخته میشد (روزنامۀ به سوی آینده، 3 مهر 1329: شمارۀ 121، ص4).
[xiv]. حتی یک روزنامه به صورت نیمهطنز تصویر ویلیام وارن را در کنار نقاشی یک الاغ منتشر کرد (وارن، 1394: 80).
[xv]. این نشریه، اُرگان جمعیت ملی مبارزه با شرکتهای استعماری نفت در ایران بود و از سازمانهای زیرمجموعة حزب توده شناخته میشد.
[xvi]. «چند ماه پس از نامة من هنوز مردم ایران مشکلات مالی دارند و ضد توطئههای سیاسی شرکت سابق نفت ایران و انگلیس مبارزه میکنند. آنها همة شکلهای تبلیغاتی و دیپلماسی را به کار میبرند تا فروش نفت ایران را با مانع روبهرو کنند... ما امیدواریم که در زمان تصدی جنابعالی توجه بیشتری به ایران بشود... اکنون دولت ایران مشکلات اقتصادی و سیاسی دارد. اگر این مشکلات ادامه یابد، از نظر بینالمللی میتواند پیامدهای جدی داشته باشد. ایران امیدوار است با کمک آمریکا بتواند موانع فروش نفت را از میان بردارد... دولت آمریکا نیز میتواند به دولت ایران کمکهای اقتصادی مؤثر انجام دهد. در پایان از جنابعالی تقاضا دارم نسبت به اوضاع خطرناک ایران همدردی و محبت نشان دهید» (اسکندریان، 1401: 74-75).
[xvii]. شاعر و طنزپرداز شیرازی که نوشتههایی طنزآمیز با نام التفاصیل را درباره مسائل اجتماعی و سیاسی به رشتة تحریر درآورد. یکی از نوشتههای وی موجب توقیف «روزنامه فروردین» شیراز شد و به جای آن «روزنامه سروش» انتشار یافت. وی از شاخة حزب تودة شهر شیراز بود. در سال ۱۳۲۶ تولّلی و جمعی دیگر، از جمله خلیل ملکی، جلال آل احمد و رسول پرویزی که با منش سیاسی رهبران حزب توده مخالف بودند، دست به انشعاب زدند.
Transliteration
Documents:
Document books:
Main sources:
Publications:
New research:
- Sahābi, ezatolāh.(2010). Nim gharn ḵātere va Tajrobe, Tehrān: Nashre Farhange sabā. [In Persian]
Articles
Ahmadī-Eḵtiar, Mehdī. (2012). “Baresi-ye emteyāze šīlāte šomāl”, Rozagaran majale-ye, Year 10, Issue 6, pp. 1-15. [In Persian]