Document Type : Research Paper
Authors
1 PhD student in the history of Iran after Islam, Department of History, Faculty of Law and Social Sciences, University of Tabriz, Tabriz, Iran.
2 professor, Department of History, Faculty of Law and Social Sciences, Tabriz University, Tabriz, Iran.
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه
گئورگ زیمل (۱۸۵۸–۱۹۱۸م) از جامعهشناسانی است که اقتصاد و تأثیرات آن بر زندگی اجتماعی را بسیار مهم میداند. او در کتاب «فلسفه پول»، علاوه بر بررسی ارزش پول، پیامدهای آن را بر روابط و ساختارهای اجتماعی تحلیل میکند. جامعه مورد نظر زیمل، جامعه شهری است؛ زیرا به باور او، زندگی مدرن در شهر شکل میگیرد و شهر بستر اصلی گسترش اقتصاد پولی و فرهنگ مدرن است (کیویستو، ۱۳۷۸: ۱۷۶). از اینرو، زیمل را میتوان یکی از نخستین نظریهپردازان جامعهشناسی شهری مدرن دانست. در پژوهش حاضر نیز جامعه شهری دوره قاجار از خلال روزنامهها بررسی میشود و نظریات زیمل درباره کار، مصرف، قناعت، ولخرجی و ازدواج برای پول، چارچوب تحلیل را شکل میدهد. زیمل بر غلبه مصرف بر تولید تأکید کرده و معتقد است که گرایش بیشتر افراد به سوی مصرف است. در جوامع سنتی، کار برای تأمین نیازهای مصرفی فوری انجام میشد و این امر میتوانست به افزایش بیکاری بینجامد (زیمل، ۱۴۰۰: ۲۳۱). او کسب پول را ارزشمند میداند و پول را عاملی میشمارد که همگان را به قدرت خود معتقد میسازد (همان: ۲۳۵). زیمل همچنین به کار زنان توجه دارد و معتقد است که سازماندهی منظم کار میتواند آنان را به اشتغال در کارخانهها ترغیب کند. او در یک مثال اشاره میکند که دختران، کار در کارخانه را بر خدمت در خانه افراد صاحب قدرت ترجیح میدادند؛ زیرا از نظر مادی در وضعیت بهتری قرار میگرفتند، هرچند آزادی کمتری تجربه میکردند (همان: ۲۹۲). در بحث ولخرجی، زیمل فرد ولخرج را کسی میداند که پول را صرف استفادههای بیمعنا و خریدهایی میکند که با وضعیت او تناسب ندارد. ولخرجی در عین نشان دادن اهمیت پول، در قالب مصرف افراطی بروز مییابد و ریشهای روانی دارد (همان: ۲۴۹).
زیمل از جمله نظریهپردازانی است که به نقش اقتصاد در ازدواج توجه کرده است. از نظر او، ازدواج پیوندی اقتصادی و سیاسی بوده که گاه بدون عشق شکل میگرفت و انتظار میرفت عشق پس از ازدواج پدید آید (هله، ۱۳۹۴: ۱۱۷). او میان جوامع بدوی و جوامع مدرن تمایز قائل میشود؛ در جوامع مدرن، زن مسئول ساماندهی مصرف درآمد شوهر است (زیمل، ۱۴۰۰: ۳۹۶). زیمل در بحث ازدواج نظریاتی را مطرح میکند که در بخش تحلیلی پژوهش حاضر مورد استفاده قرار خواهند گرفت. هدف از بیان این چارچوب نظری، بررسی جامعه شهری دوره قاجار و زندگی زنان، و سنجش میزان انطباق نظریه زیمل با شرایط آن دوره است؛ همچنین با توجه به تمایز میان جوامع مدرن و بدوی، جایگاه جامعه شهری قاجار نیز بررسی میشود.
2.نقش زنان شهری قاجار در اقتصاد خانواده
روزنامههای این دوره برای زنان نقشهای متعددی تعریف میکردند. هدف از طرح این نقشها، ایجاد انگیزه در میان زنان بود تا بتوانند تا حدی سرنوشت خود را در دست گیرند. در این چارچوب، نقشهای گوناگونی از جمله اشتغال و نیز کنترل اقتصادی خانواده برای زنان مطرح میشد. بهطور کلی، نقش زنان را میتوان در محورهایی چون تشویق به ایجاد شغلهای جدید، طرح مسئله شغلهای نامشروع، کنترل اقتصادی خانواده و نیز ازدواجهای پولی بررسی کرد. در این میان، شغلهای نامشروع در روزنامهها بهطور گسترده مورد انتقاد قرار گرفتهاند و در مقابل، فراگیری و کسب هنرهای دستی بهعنوان راهکاری مناسب برای فعالیت اقتصادی زنان مورد تشویق واقع شده است.
2.1.اشتغال زنان و کمک به اقتصاد خانوار
در دوره قاجار، زنان شهری نقش اقتصادی مشخصی داشتند؛ بااینحال، این نقش محدود بود و اغلب در چارچوب کارهای یدی و سنتی تعریف میشد. کلارا کولیور رایس در سفرنامه خود اشاره میکند که برخلاف کشورهای اروپایی، در ایران کارخانهها و کارگاههای بزرگ صنعتی وجود نداشت و زنان بیشتر در خانه به سوزندوزی، خیاطی و روبندهدوزی مشغول بودند. برخی زنان نیز به گیوهدوزی میپرداختند. زنان بهطور مستقل کار میکردند، اما اغلب فاقد سرمایه بودند و تاجران مواد اولیه را فراهم میکردند؛ دستمزد زنان نیز ناچیز بود (رایس، ۱۳۸۳: ۱۵۹–۱۶۱). همچنین کارگاههای قالیبافی رایج بود، اما مردان ایرانی علاقهای به اشتغال همسرانشان در کارگاهها نداشتند و این کار بیشتر توسط زنان ایلیاتی و روستایی انجام میشد (همان: ۱۶۵). دستمزد زنان قالیباف نیز ناچیز بود و حتی اگر در کارگاههای افراد متمول کار میکردند، وضعیت بهتری نداشتند (دلریش، ۱۳۷۵: ۴۸). زنان قاجار، بهویژه در روستاها، بهعنوان کارگران بدون مزد و تولیدکنندگان محصولات فعال بودند (مقدم، ۱۳۹۶: ۸۶). در شهر، زنان بیشتر به آشپزی و خیاطی مشغول بودند، اما زنان اشراف این امور را به خدمتکاران واگذار میکردند (دلریش، ۱۳۷۵: ۳۵). در واقع، سفرنامههای این دوره بیشتر به توصیف زندگی زنان میپرداختند و ازاینرو میتوانند بهعنوان یک پیشزمینه قابل توجه باشند؛ اما نکتهنظرات روزنامهها با سفرنامهها متفاوت است. روزنامهها در این حوزه و سایر حوزههایی که بدان خواهیم پرداخت، در نقش یک توصیفگر ــ برخلاف سفرنامهها ــ قرار نگرفتهاند، بلکه به نقد و بررسی مطالب و ارائه راهکارها پرداختهاند. همچنین بررسی رویکرد روزنامههای مختلف در کنار یکدیگر، به شکلگیری دیدگاهی شفافتر میانجامد.
در مورد روزنامهها باید گفت که اشتغال زنان و کمک به اقتصاد خانواده موضوعی بود که روزنامههای قاجار بهطور مکرر به آن میپرداختند. ایجاد فرصتهای درآمدزایی از طریق آموزش هنرهای دستی به دختران، بهعنوان راهکاری مؤثر مطرح میشد. این آموزشها علاوه بر تقویت مهارتها، انگیزه زنان را برای ورود به بازار کار افزایش میدادند (شکوفه، ۱۳۳۳ ه.ق، شماره ۱۲: ۱). یکی از روشهای حمایتی، خرید هنرهای دستی زنان با قیمت مناسب بود که هم به تأمین درآمد آنان کمک میکرد و هم انگیزه ارتقای کیفیت تولیدات را افزایش میداد. همچنین تأسیس مدرسههای آموزش هنرهای دستی برای دختران فقیر و یتیم، بهعنوان اقدامی خیرخواهانه و راهی برای کسب درآمد مطرح میشد (شکوفه، ۱۳۳۲ ه.ق، شماره ۲۱: ۲). مدارس غربی نیز میکوشیدند به دختران هنرهایی بیاموزند تا در مواقع نیاز بتوانند معیشت خود را تأمین کنند (رایس، ۱۳۸۳: ۱۶۲). برخی روزنامهها، مانند نامه بانوان، راهکارهایی برای اشتغال زنان به هیئت دولت ارائه کردند؛ از جمله پیشنهاد تأسیس کارخانههای ویژه زنان تا با ایجاد محیط کاری سالم، استقلال مالی آنان فراهم شود و از شیوع گدایی و روسپیگری کاسته گردد (نامه بانوان، ۱۳۳۹ ه.ق، شماره ۱۳: ۱). هدف از طرح این موارد، توانمندسازی زنان در کنار تشویق به آموزش هنرهای دستی بود تا زمینه استقلال اقتصادی آنان فراهم شود.
ویژگیهای مثبت دختران از نظر مطبوعات آن زمان شامل تحصیل برای اشتغال، فعالیت در صنایع هنری و رعایت صرفهجویی بود. روزنامه شکوفه در مقاله «دختر خوب کدام است؟» به تشویق دختران برای آموزش مهارتها پرداخته است (شکوفه، ۱۳۳۰ ه.ق، شماره ۱۱: ۳). همچنین خطابهها و مقالات مختلفی برای تشویق به کسب علم منتشر میشد؛ از جمله خطابهای از یکی از شاگردان دبستان ناموس و دبستان هنر (باغدار دلگشا، بیتا: ۳–۴). هدف این مقالات، هویتسازی نو برای زنان، تشویق به کسب درآمد و کاهش وابستگی مالی به مردان بود.
موضوع بیکاری زنان شهری یکی از نگرانیهای روزنامهها بود. طبق آماری که مجله فلاحت و تجارت ارائه کرده است، نیمی از زنان ایران در دوره قاجار بیکار بودند که عمدتاً به زنان شهری مربوط میشد (فلاحت و تجارت، ۱۲۹۷ ه.ق، شماره ۵: ۸۳)، درحالیکه زنان روستایی و ایلیاتی در صنایع دستی مشغول بودند. روزنامه «کوکب دُرٌی» بیکاری زنان را عامل بروز رفتارهای ناپسند، مانند پرسهزنی در خیابانها، میدانست و زنان اروپایی را نمونهای مثبت معرفی میکرد که با حفظ شرافت در مشاغلی چون قابلگی و طبابت فعالیت داشتند (کوکب دُرٌی، ۱۳۲۵ ه.ق، شماره ۲: ۴). هدف این مقاله مقایسه اشتغال زنان اروپایی با ایران بود؛ بااینحال، مقاله دو هدف نهان دیگر را نیز دنبال میکرد: نخست، تشویق زنان به کار؛ و دوم، نقد بیکاری زنان؛ زیرا نبود درآمد و فقر گاه موجب شکلگیری مشاغل نامشروع برای کسب درآمد میشد. در یک پیشزمینه تاریخی باید به این نکته اشاره کرد که بسیاری از زنان شهری - بهجز زنان خانوادههای ثروتمند و صاحبمنصب - وابسته به مخارج شوهران خود بودند (شیل، ۱۳۶۸: ۸۸؛ گمنام، ۱۳۶۳: ۳۷). این وابستگی مالی، پس از فوت شوهر، اغلب به تنگدستی میانجامید. نمونهای از این وضعیت در مجلس مشروطه مطرح شده است؛ جایی که بحثی درباره تحصن زنان ناصرالدینشاه برای رسیدگی به وضع معیشتی آنان مطرح شد، اما به دلیل مشکلات مالی دولت پذیرفته نشد (حبل المتین تهران، ۱۳۲۵ ه.ق، شماره ۱۷۵: ۲).
روزنامه حبل المتین تهران وضعیت معیشتی زنان قاجار را نقد کرد و بیتوجهی مردم به هزینههای زنان و دختران را از عوامل بروز مشکلات دانست. زنان تهران فاقد درآمد و مهارت شغلی بودند و به شوهران خود وابسته بودند؛ بهویژه زنان بیوه وضعیت دشوارتری داشتند (حبل المتین تهران، ۱۳۲۵ ه.ق، شماره ۱۰۳: ۱). البته یکی از راههای کمک مالی به زنان بیوه در این دوره، موقوفات بود که به نظر میرسد بهدرستی اجرا نمیشد (مرآت جنوب، ۱۳۲۹ ه.ق، شماره ۲۲: ۱). وابستگی مالی زنان به مردان چنان بود که گاه برای تأمین نیازهای مالی یا از سر طمع در اموال همسر، دست به برداشت از اموال شوهر میزدند. نمونهای از این موضوع، زن محمدباقر بنا بود که تنخواه شوهر را تصاحب کرده و پس از ۲۰ سال عقد، نزد پسرانش از شوهر سابق بازگشته بود (ادب، ۱۳۲۱ ه.ق، شماره ۳۰: ۶). هدف روزنامه از بیان این نمونه، نقد وابستگی مالی زنان بود؛ زیرا این وابستگی موجب شکلگیری حرص و طمع میشد و از سوی دیگر، زنان را از اشتغال و استقلال اقتصادی بازمیداشت.
به نظر مطبوعات، با توجه به شرایط اقتصادی دشوار، اشتغال زنان در کنار مردان ضروری بود. روزنامه «زبان زنان» بر بهکارگیری زنان در صنعت تأکید داشت (زبان زنان، ۱۳۳۸ ه.ق، شماره ۲۵: ۲). بااینحال، زنان شهری در طبقات پایین گاه به خدمتکاری با دستمزدی اندک روی میآوردند. روزنامه «عالم نسوان» بر لزوم رفتار منصفانه با خدمتکاران، از جمله پرداخت منظم حقوق و آموزش آنان تأکید میکرد (عالم نسوان، ۱۳۳۹ ه.ق، شماره ۳: ۱۲–۱۵). ویلز نیز به بخشش لباسهای کهنه به مستخدمین اشاره دارد که موجب تضعیف عزت نفس آنان میشد (ویلز، ۱۳۶۸: ۱۰۸). شایان ذکر است که مطالب روزنامهها بیشتر به بیان مشکلات زنان خانهدار طبقه متوسط شهری میپرداختند و بسیاری از مطالب نیز بازتاب همین موضوع است. بررسی وضعیت سایر زنان ــ مانند خدمتکاران ــ در این اخبار تنها در حد چند خبر کوتاه مطرح شده است. این امر را میتوان به دو دلیل دانست: نخست آنکه مخاطب اصلی روزنامهها زنانی بودند که سواد خواندن و نوشتن داشتند؛ ازاینرو پرداختن به این گروه در اولویت قرار داشت. دوم آنکه زنان سایر طبقات در اولویتهای بعدی قرار میگرفتند؛ چنانکه از محتوای مطالب برمیآید، بیشتر اخبار به زنان طبقه متوسط اشاره دارد. در نهایت، اشتغال زنان شهری آسان نبود؛ زیرا مسئولیتهای خانه و فرزندآوری محدودیتهایی ایجاد میکرد و فرصتهای شغلی نیز اندک بود. در واقع، اشتغال بیشتر مربوط به زنان روستایی و عشایر بود (ساعی و آزاد ارمکی، ۱۴۰۰: ۱۱۴). همچنین محدودیتهایی که مردان ایجاد میکردند، مانند عدم اجازه خروج از خانه بدون اجازه شوهر، از عوامل مهم عدم اشتغال زنان به شمار میرفت (رایس، ۱۳۸۳: ۸۵). حتی زنان حرمسرا نیز تنها برای امور ضروری، مانند حمام و زیارت، اجازه خروج داشتند (بروگش، ۱۳۷۶: ۲۰۲).
2.2. شغلهای نامشروع
زنان فاقد درآمد برای امرار معاش معمولاً به دو راه عمده متوسل میشدند: تکدیگری و روسپیگری. روزنامه «نامه بانوان» با نقد این موضوع، تنها راهکار را ایجاد اشتغال میدانست و تأکید داشت که نیاز اقتصادی علت اصلی این مشکلات است (نامه بانوان، ۱۳۳۹ ه.ق، شماره ۱۰: ۴). روسپیگری در تاریخ سنتی حرام شناخته میشد و از دوره مدرنیته بهعنوان یک آسیب اجتماعی مطرح گردید (طبیب و فصیحی، ۱۴۰۳: ۸۸). این شیوه کسب درآمد بیشتر مربوط به زنان بدون همسر، زنان مطلقه یا بیوه بود و گاه بهعنوان راهی برای مدیریت اقتصادی خانواده به کار میرفت؛ بااینحال، در روزنامهها بهشدت مورد نقد قرار گرفت. در شهرهای بزرگ، روسپیگری به اندازهای رواج داشت که حتی روزنامههای پس از مشروطه نیز به آن واکنش نشان دادند و عملکرد نظمیه را مورد انتقاد قرار دادند. روزنامه «قلم آزاد» بهطور ویژه وضعیت تهران را، بهعنوان پایتخت یک کشور اسلامی، غیرقابل قبول دانسته و بیتوجهی رؤسای نظمیه و کمیسری را محکوم میکرد (قلم آزاد، ۱۳۴۱ ه.ق، ش ۵: ۴). شایان ذکر است که پس از مشروطه، روشنفکران نیز در پی اصلاحات در این زمینه برآمدند (طبیب و فصیحی، ۱۴۰۳: ۹۴). در یک تحلیل میتوان گفت این خبر بهخوبی نمایانگر وضعیت رسیدگی به مشکلات اخلاقی زنان است. خبر بهصورت غیرمستقیم به این موضوع اشاره کرده است که به نظر میرسد به علت قدرت و نفوذ صاحبان قدرت، از چنین شیوهای برای درج خبر استفاده شده است.
یکی از موضوعاتی که در این دوره بهطور جدی پیگیری میشد، مقابله با زنان روسپی بود. بهعنوان نمونه، خبری در تاریخ ۲۲ محرم منتشر شده که به برخورد شدید با گناه در ماه محرم اشاره دارد. در این خبر آمده است که ژاندارمها یک زن مسلمان را در حال ارتکاب عمل خلاف شرع با دو مرد ارمنی دستگیر کردهاند (مرآت جنوب، ۱۳۲۹ ه.ق، شماره ۴: ۲). درباره مجازات این زنان میتوان به سفرنامه ویلز اشاره کرد؛ او چگونگی مجازات زنان بدکاره را بهطور مفصل شرح داده است. در این گزارش به برگزاری مراسمی اشاره شده است که در آن میرغضب یا جلاد سرخپوش، دو زن را سوار بر استر کرده و وارد میدان میکردند. سر زنان را میتراشیدند، لباس مردانه بر تن آنان میپوشاندند و ماست بر سرشان میریختند. صورت زنان به سمت دم حیوان قرار داشت و پاهایشان بسته شده بود (ویلز، ۱۳۶۸: ۱۶۲).
بااینحال، مقابله چندان مؤثری با این پدیده صورت نمیگرفت؛ زیرا در طول تاریخ، روسپیان ملزم به پرداخت مالیات به دولت بودند (طبیب و فصیحی، ۱۴۰۳: ۸۸). همچنین در این دوره، زنان بهدلیل فساد ساختار حکومتی معمولاً مجازاتهای سنگین نمیدیدند و با پرداخت پول یا دریافت مجازاتهای سطحی رهایی مییافتند (دلریش، ۱۳۷۵: ۵۲-۵۶). حتی شیخ ابراهیم زنجانی نیز از زنانی یاد میکند که معتقد بودند با پرداخت پول و زیارت عتبات، گناهانشان بخشیده میشود (زنجانی، بیتا: ۶۸–۶۹). این موضوع نشان میدهد که چنین باورهایی ریشه در عقاید دینی و تلاش برای توبه داشته و صرفاً خرافهای گذرا نبوده است؛ بااینحال، از زاویهای دیگر میتوان آن را نشانهای از عادیشدن گناه برای برخی از این زنان نیز دانست.
در روزنامههای این دوره نمونههایی از کسب درآمد از طریق فروش زنان نیز گزارش شده است. یکی از این موارد مربوط به زنی است که دختری را که بهعنوان امانت از سوی یکی از خویشاوندان برای مدتی به او سپرده شده بود، به فروش رسانده است. پدر دختر پس از جستوجو متوجه شد که دخترش به محله «نو» فروخته شده است. این زن از این معامله ده تومان به دست آورده بود که سرانجام توسط کمیسری مجازات شد (ایران نو، ۱۳۲۷ ه.ق، شماره ۱۶: ۲). روزنامهها از رویکردهای انتقادی برای نقد اوضاع اشتغال نامشروع زنان استفاده میکردند. این رویکرد از دو جنبه اهمیت داشت: نخست، نقد شغلهای نامشروع؛ و دوم، نشان دادن شدت برخوردها تا از این طریق مقابله با چنین اعمالی به نمایش گذاشته شود و زنان به کسب شغل و فراگیری هنرهای دستی ترغیب شوند.
زیمل نیز معتقد بود روسپیگری موجب تسلیم خصوصیترین وجوه زن شده و او را به پایینترین مرتبه انسانی فرو میکاهد و احساس بیارزشی در او ایجاد میکند (زیمل، ۱۴۰۰: ۳۹۸). در اخبار روزنامهها میتوان نمونههایی از این نوع نگاه را مشاهده کرد؛ بااینحال، احساس واقعی زنان نسبت به اعمال خود را نمیتوان از خلال روزنامهها بازخوانی کرد. روزنامهها بیشتر به آسیبها و پیامدهای اجتماعی این رفتار میپرداختند و از رویکردهای اصلاحی برای جلوگیری از آن استفاده میکردند. ازاینرو میتوان گفت زیمل بیشتر به جنبه روانی و درونی این مسئله توجه داشته است. با کنار هم قرار دادن دیدگاه او و مطالب روزنامهها میتوان تحلیلی نسبی از این مسئله ارائه داد. همچنین زیمل، همچون منابع روزنامهای، این شیوه کسب پول را مورد نقد قرار داده است.
3.2. کنترل اقتصادی خانواده
یکی از موضوعات مهم برای زنان، کسب «علم معاش» و مهارت مدیریت مالی خانواده بود تا بتوانند در زندگی روزمره صرفهجویی کنند. روزنامه زبان زنان اعتقاد داشت که زنان باید مراقب توازن میان درآمد و هزینهها باشند. راهکارهای پیشنهادی شامل موارد زیر بود:
1.تنظیم مخارج با دخل 2. پسانداز برای روزهای سخت 3. پرهیز از خرج اضافی 4. تأکید بر پیامدهای ولخرجی
به زنان توصیه میشد علم معاش را فرا بگیرند، دفتر ثبت مخارج ایجاد کنند و وضعیت اقتصادی خانواده را در پایان سال بررسی کنند (زبان زنان، 1338 ه.ق، س2، شماره 31: 3). این بررسی نشان میدهد که از دید روزنامههای زنمحور، زنان نقش کلیدی در مدیریت مالی خانواده داشتند و علم معاش بهعنوان راهکار مطرح شده بود. این موضوع زمانی معنا مییافت که مسئولیت مخارج بر عهده زن قرار داشت؛ در چنین وضعیتی، زن دو دفتر محاسبه دخل و خرج را مدیریت میکرد: در دفتر دخل، پول ماهانه دریافتی از شوهر و در دفتر خرج، مخارج روزانه ثبت میشد. این روش به آگاهی و مدیریت مالی زن کمک میکرد و امکان ایجاد تعادل میان دخل و خرج را فراهم میساخت (دانش، 1328 ه.ق، شماره 6: 5). هدف از این موارد، مقابله با نقش سنتی زن در عدم دخالت در امور اقتصادی بود؛ زیرا زنان بیشتر به امور خانهداری میپرداختند و نقش کمتری در اداره امور مالی خانه داشتند، درحالیکه روزنامهها در پی تقویت نقش اقتصادی آنان بودند.
یکی از مطالب نیز به نیاز اقتصادی زنان به مردان میپردازد و تأکید میکند که وابستگی مالی زنان موجب بروز مشکلات متعددی میشود. بیل ـ سوسیالیست آلمانی ـ در کتاب «زن و سوسیالیسم» میگوید که زن نخستین موجود اسیر دنیاست. او معتقد است تساوی حقوق زنان بدون تساوی اقتصادی امکانپذیر نیست و مردان با احساس برتری موجب میشوند زنان از ترس فقر در روابط نابرابر باقی بمانند (نامه بانوان، 1339 ه.ق، شماره 5: 4). هدف از این مقاله که در نامه بانوان درج شده بود، سه موضوع را دنبال میکرد: 1. ارائه دیدگاه درباره اوضاع اقتصادی زنان 2. تشویق زنان برای کنترل اقتصاد و معیشت 3. برجستهسازی توانمندی زنان برای اشتغال
یکی دیگر از اعمال اقتصادی زنان در این دوره، شیوه دریافت خرجی از مرد بود. طبق مطالب، زن باید با مدیریت هوشمندانه و بدون ایجاد رنجش، مخارج ماهانه خود را تنظیم کرده و از درخواست روزانه پول خودداری نماید. دریافت خرجی به صورت منظم و ماهانه اطمینانبخش است و مرد نیز با رضایت بیشتری آن را پرداخت میکند؛ در حالی که درخواستهای مکرر ممکن است منجر به تنفر شوهر شود (دانش، 1328 ه.ق، شماره 1: 5). در روزنامه دانش، زن خانهدار بهعنوان حافظ دارایی شوهر و فرمانده خانه معرفی شده بود. در این روزنامه، بیتوجهی زن به خرید و سلطه خدمتکار بر امور مالی مورد نقد قرار گرفته و هشدار داده شده بود که کوتاهی زن میتواند به تضعیف جایگاه مدیریتی او در خانه منجر شود (دانش، 1328 ه.ق، شماره 1: 4). طبق این بررسیها، روزنامهها ـ چنانکه در بخش قبل اشاره شد - در پی اشتغال زنان بودند؛ اما در صورت فراهم نبودن امکان اشتغال، کنترل اقتصاد خانواده را ترویج میکردند تا زنان بتوانند نقشی مؤثر ایفا کنند. همچنین حسابرسی و مدیریت دخل و خرج میتوانست ارزشمندی پول را برای زنان آشکار سازد و از ولخرجی و اسراف بکاهد. البته این شیوه نوعی روش تشویقی نیز محسوب میشد تا زنان از طریق این محاسبات، به فکر ایجاد شغل برای دستیابی به درآمد بیشتر بیفتند.
4.2. ازدواجها و طلاقهای اقتصادی
در دوره قاجار، ازدواج تا حد زیادی تحتتأثیر موقعیت مالی زنان قرار داشت و ازدواج با زنان ثروتمند به پدیدهای رایج تبدیل شده بود. افراد طبقه مرفه و حتی شاهزادگان تمایل داشتند با زنان ثروتمند ازدواج کنند تا از این طریق قدرت سیاسی و اقتصادی خود را افزایش دهند. بهعلاوه، در برخی خانوادهها، این نوع ازدواجها از دوران کودکی تعیین میشد (دلریش، ۱۳۷۵: ۲۲). ازدواج در سنین پایین موجب افزایش تعداد بیوهها در جامعه قاجار شده بود (ویشارد، ۱۳۶۳: ۲۵۵). در نتیجه، بسیاری از زنان بیوه بهدلیل مشکلات اقتصادی ناچار به ازدواج مجدد با مردان میشدند (همان). به نظر میرسد ازدواج در طبقات بالای جامعه، بیش از آنکه از سر علاقه صورت گیرد، ابزاری برای تثبیت موقعیت اجتماعی و اقتصادی بود (بروگش، بیتا: ۲۰۲). این روند عمدتاً درباره زنان مجرد مصداق داشت، اما گاهی زنان متأهل نیز در معرض چنین مناسباتی قرار میگرفتند. در برخی موارد، افراد سودجو برای دستیابی به دارایی زنان متأهل، به شوهران آنان فشار میآوردند تا همسر خود را طلاق دهند. مورد «اماناللهخان و طلاق اجباری او از همسرش به علت فشار یکی از شاهزادگان» نمونهای بارز از این روند است (ندای وطن، ۱۳۲۵ ه.ق، شماره ۸۳: ۳). همچنین در یکی از مکاتبات مربوط به منطقه زرند، رعیتی از طلاق اجباری همسرش شکایت کرده بود؛ در این مکتوب آمده است که زن به دستور «حاجی غلامحسین و پسرش» از شوهر خود جدا شده است (جارچی ملت، ۱۳۲۹ ه.ق، ش۱۰: ۴). این شواهد نشان میدهد که «طلاق اقتصادی» بهعنوان جلوهای از مداخله منافع مالی و قدرت در روابط خانوادگی، نمود بارزی در این دوره داشت.
با این حال، در شرایط عادی، زنان از طلاق پرهیز میکردند؛ زیرا در نبود شغل، آینده زنان مطلقه تاریک بود و مردان نیز، به دلیل تعهد به پرداخت مهریه، غالباً از اقدام به طلاق خودداری میکردند (دلریش، ۱۳۷۵: ۴۰). در این دوره، زنان مطلقه حق دریافت مهریه و جهیزیه را داشتند. زنان بیوه نیز اگر دارای فرزند پسر نبودند یا شوهرشان چند همسر داشت، تنها سهم اندکی از ارث میبردند (دروویل، ۱۳۸۸: ۱۲۰). گفتنی است که وضعیت زنان روستایی و عشایری بهمراتب بهتر از زنان شهری بود؛ زیرا در روستاها، طلاق کمتر رخ میداد و تکهمسری رواج بیشتری داشت. اما در شهرها، چندهمسری امری متداول بود و زنان شهرنشین علاقه چندانی به شوهران خود نداشتند؛ چراکه با ورود همسر جدید، سهم پول ماهیانه و هزینه لباس زنان قبلی کاهش مییافت (شیل، ۱۳۶۸: ۸۷).
بااینحال، جان ویشارد بر این باور بود که تعدد زوجات در شهرها بهتدریج در حال منسوخ شدن است (ویشارد، ۱۳۶۳: ۹۴).
از دیگر پدیدههای خاص این دوره، عقد همزمان یک زن برای دو مرد بود که بهدلیل انگیزههای اقتصادی و سودجویی رواج یافته بود. از همین رو، برخی خواستار تأسیس نهادی با عنوان «اداره کابینه» برای ثبت اسناد شرعی و عرفی شدند تا از وقوع این موارد جلوگیری شود (ندای وطن، ۱۳۲۶ ه.ق، ش۲۱۳: ۲). انگیزههای پشت این نوع کلاهبرداریها دقیقاً مشخص نیست؛ احتمال دارد برخی زنان برای دست یافتن به زندگی مرفهتر و شوهر پردرآمدتر چنین اقداماتی را انجام داده باشند. در روزنامه حکمت نیز نمونههایی از ازدواجهای اقتصادی دیده میشود؛ از جمله ازدواج فرزند امینالدوله (صدر اعظم) که از آن با عنوان «وصلتی فرخنده» یاد شده بود (حکمت، ۱۳۱۵ ه.ق، ش۲۴۳: ۱۱). همچنین، مجله تنبیه در خبری به مراجع دینی اشاره کرده بود که برای دریافت مبالغ بیشتر، زن شوهرداری را به عقد مجدد مردی دیگر درمیآوردند (مجله تنبیه، ۱۳۲۵ ه.ق، ش۶: ۲). این گزارش، ضمن انتقاد از چنین وضعی، یکی از جلوههای آشکار نقش اقتصاد در ازدواج زنان را بازتاب میدهد. به نظر میرسد مشکلات اقتصادی و اجتماعی زنان، و تلاش آنان برای بهرهمندی از مزایای چنین ازدواجهایی، از عوامل مهم ایجاد این وضعیت بود. فشار این شرایط موجب شد روزنامهها خواستار تشکیل «اداره کابینه» شوند تا نظام ازدواج سامان یابد. در نتیجه، ازدواج در این دوره، صورتی اقتصادی به خود گرفته بود؛ بهگونهای که اغلب ازدواجها نه بر پایه محبت، بلکه بر اساس ملاحظات مالی و معیشتی انجام میشد. در چنین شرایطی، چه زنان و چه مردان، ازدواج را ابزاری برای تسلط بر اقتصاد خانواده و تضمین رفاه آینده میدانستند.
از منظر زیمل، ازدواج بر پایه پول از سه دیدگاه قابل بررسی است:
به باور او، اگرچه این نوع ازدواجهای اقتصادی در جوامع مدرن پنهاناند، اما در فرهنگهای ابتدایی آشکارا انجام میشوند (همان: ۴۰۲). در تطبیق با دوره قاجار، این الگو تا حدی صادق است، هرچند ابعاد روانی و احساس تحقیر زنان از خلال مطالب روزنامهها بهروشنی قابل بازخوانی نیست.
در این دوره، روزنامهها بهمنظور ساماندهی اقتصاد خانواده، راهکارهای متعددی ارائه میدادند. مطبوعات، بهویژه نشریات اختصاصی زنان، با هدف فرهنگسازی و تغییر نگرش، در پی کاهش اسراف و ترویج مدیریت بهینه دخل و خرج بودند. راهکارهای مقابله با اسراف بر دو محور اصلی استوار بود: «تربیت کودکان» و «هشدار به زنان». روزنامه شاهنشاهی ضمن آنکه اسراف را خصلتی ذاتی در کودکان میدانست، بر این باور بود که با تربیت صحیح میتوان آن را مهار کرد. در این راستا، پیشنهاد میشد که کودکان در ازای انجام کارهای کوچک خانگی مزد دریافت کنند؛ این روش به آنان اجازه میداد تا ضمن آشنایی با مفهوم پسانداز، نحوه مدیریت پول و ارزش کسب درآمد را از کودکی بیاموزند (شاهنشاهی، ۱۳۲۴ ه.ق، ش۱۹: ۳-۴).
1.3. هشدار اسرافکاری به زنان
هشدار به زنان درباره اسراف، یکی از رویکردهای مهم روزنامهها در این دوره بود. هدف از این هشدارها در چند محور قابل بیان است: نخست، تأکید بر اهمیت کنترل هزینهها؛ دوم، اشاره به جنبههای روانشناختی و اجتماعی اسراف؛ و سوم، برجستهسازی زنان بهعنوان مدیران اصلی خانوار و تصمیمگیرندگان درباره نحوه مصرف پول در امور خانه. در واقع، هدف اساسی بسیاری از روزنامههای این دوره تغییر نگرش بود؛ زیرا شمار زیادی از خوانندگان این مطالب را مطالعه میکردند. برجستهسازی نقش زنان با استفاده از شیوههای هشدار درباره آسیبهای اسراف و تشویق آنان به کسب اعتمادبهنفس برای کنترل اقتصادی خانواده همراه بود. این رویکرد در روزنامههایی همچون ادب، عالم نسوان، سبیلالرشاد و رهنما دنبال میشد.
روزنامه ادب با تأکید بر پرهیز از اسراف، زنان را به سادهزیستی و مدیریت مالی دعوت میکرد. این روزنامه ضمن اشاره به علاقه طبیعی زنان به زینت، هشدار میداد که تجملگرایی نباید از حد توان مالی فراتر رود؛ زیرا چنین رفتاری موجب نابسامانی اقتصادی خانواده میشود. در ادامه نیز از زنانی یاد میکرد که با وجود ثروت، ساده ظاهر میشوند و آنان را الگویی برای دیگران معرفی میکرد (ادب، ۱۳۱۹ ه.ق، ش۲۱: ۶-۷).
در روزنامههای زنان، مانند عالم نسوان، مسئله اسراف به موضوعی جنسیتی تبدیل شده بود. این نشریه ضمن هشدار به زنان، مردان را نیز به صرفهجویی دعوت میکرد و گاه آنان را به ولخرجی متهم میساخت. در مطلبی با عنوان «اسراف بس است»، به افزایش دوخت لباسهای متعدد برای زنان اشاره شده بود. روزنامه تأکید داشت که ارزش زن به نوع پوشش او نیست و اسراف زنان ـ بهویژه در هزینههای غیرضروری ـ میتواند به فقر بینجامد. در پایان نیز پرسش مهم «زنان اسرافکارند یا مردان؟» مطرح شد که محور شمارههای بعدی قرار گرفت (عالم نسوان، ۱۳۴۱ ه.ق، سال ۳، ش ۲: ۴–۶).
در ادامه این بحث، مقالهای به قلم علیاصغر شریف در عالم نسوان منتشر شد که در آن اسراف را مقدمهای برای انحرافات اجتماعی دانسته بود. او معتقد بود زنان با ولخرجی برای زیبایی، خود را در معرض آسیبهای اخلاقی قرار میدهند. پاسخ به پرسش «زنان اسرافکارترند یا مردان؟» به بحثی درباره برابری در اسراف انجامید. نویسنده زنان را در زمینه آرایش و پوشش و مردان را در بزرگمنشی و عیاشی اسرافکار میدانست، اما در نهایت نتیجه گرفت که زنان بیشتر اسراف میکنند؛ زیرا درآمد مستقلی ندارند (عالم نسوان، ۱۳۴۱ ه.ق، سال ۳، ش ۳: ۳۰–۳۲). در شماره بعد، هما محمودی دیدگاه نویسنده پیشین را رد کرد و مردان را اسرافکارتر دانست. او دلایل خود را چنین بیان میکرد: نخست، اسراف زنان غالباً بازتاب رفتار مردان است و زن همچون آینهای رفتار آنان را منعکس میکند؛ دوم، پس از ازدواج، نگرش زنان تغییر مییابد و آنان به اخلاق و فرهنگ خانواده همسر گرایش پیدا میکنند؛ سوم، مردان نیز در مقایسه با زنان اسرافکارترند، زیرا حتی افراد فقیر نیز پول خود را صرف قلیان و مراکز فساد میکنند؛ و چهارم، زنان گاه بهدلیل ازدواج اجباری، نداشتن علاقه قلبی به شوهر و امکان ازدواج مجدد شوهر، به اسراف روی میآورند (عالم نسوان، ۱۳۴۱ ه.ق، سال ۳، ش ۴: ۳۵-۳۸).
این بحث در پاسخیه علیاصغر شریف ادامه یافت. نویسنده ضمن دفاع از مقام زن، او را شایسته تحصیل حقوق و دستیابی به جایگاه اجتماعی میدانست و تأکید میکرد اگر زنان از حقوق خود صرفنظر کنند، مردان بهگونهای مستبدانه رفتار خواهند کرد. به باور او، زن باید با محبت و رفتار خود بر شوهر تأثیر بگذارد تا مرد به ازدواج مجدد تمایل پیدا نکند (عالم نسوان، ۱۳۴۱ ه.ق، سال ۳، ش ۵: ۲۹–۳۰). وی همچنین معتقد بود اسراف از زنان بیکار به جامعه سرایت میکند و دو عامل اصلی آن «دارایی» و «بیکاری» است؛ عواملی که در صورت همزمانی، مردان و زنان را گرفتار لهو و لعب و بیعفتی میکند (همان: ۳۱–۳۴). در پایان، عالم نسوان نتیجهگیری میکند که زنان بهطور کلی اسرافکار شناخته میشوند و بخش عمدهای از پول صرف خیاطی میشود که نتیجه آن اتلاف سرمایه است. این روزنامه «اعتدال» را تنها راه مقابله با اسراف میدانست و بر قاعدهای شرعی تأکید میکرد که بر اساس آن باید یکسوم درآمد صرف مخارج، یکسوم صرف انفاق و یکسوم دیگر پسانداز شود. به باور روزنامه، رعایت این اصول میتوانست به مدیریت بهتر مالی و کاهش اسراف منجر شود (عالم نسوان، ۱۳۳۹ ه.ق، سال ۱، ش ۲: ۲۲).
در کنار این مطالب، روزنامههای دیگری همچون سبیلالرشاد نیز راه مقابله با اسراف را در مدیریت دقیق دخل و خرج میدانستند. این روزنامه موضوع را صرفاً به زنان اختصاص نمیداد و رویکردی مردمحور داشت و بر زندگی میانهرو و برنامهریزی مالی هوشمندانه تأکید میکرد. در این زمینه، حدیثی از حضرت علی (ع) نقل شده است: «کن فی الدنیا کانک تعیش ابداً»؛ یعنی «در دنیا چنان زندگی کن که گویی تا ابد زندهای» (سبیلالرشاد، ۱۳۴۲ ه.ق، شماره ۲: ۲). هدف از نقل این حدیث نیز ارائه پشتوانهای دینی برای توصیههای اقتصادی روزنامه بود. روزنامه عالم نسوان اسراف زنان را با جایگاه اجتماعی آنان مرتبط میدانست. بهگفته این نشریه، بسیاری از زنان ـ حتی زنان فقیر ـ برای داشتن لباسهای فاخر و حفظ موقعیت اجتماعی خود، صرفهجویی را کنار میگذاشتند تا بتوانند در مجالس حضور یابند و از تحقیر اجتماعی جلوگیری کنند (عالم نسوان، ۱۳۴۰ ه.ق، سال ۲، شماره ۵: ۱-۲). در مجموع، این توصیهها بر ضرورت پسانداز تأکید داشتند. روزنامهها معتقد بودند رشد اقتصادی خانواده تنها از طریق پسانداز و سرمایهگذاری ممکن است و صرف تمام درآمد برای هزینههای اضافی مانع پیشرفت مالی میشود. در این میان، دولت نیز نقشی مهم در ترویج فرهنگ پسانداز و سرمایهگذاری داشت (رهنما، ۱۳۲۶ ه.ق، ش۲۲: ۲-۳).
بهطور کلی، روزنامهها اسراف و ولخرجی را بهعنوان پدیدهای اجتماعی بررسی کردند و با ارائه پیشنهادهایی مانند تشویق کودکان به پسانداز و هشدار به زنان، تلاش کردند آن را کنترل کنند. نگاه مطبوعات در این زمینه حول دو محور اصلی شکل گرفته بود: نخست، نقد اسراف زنان و اشاره به نظام مردسالار بهعنوان یکی از عوامل شکلگیری این رفتارها؛ و دوم، تأکید بر ضرورت پسانداز و نقش زنان در اقتصاد خانواده. در نهایت، رویکرد روزنامهها آموزشی، هشدارمحور و تحلیلی بود و هدف آن تقویت مدیریت اقتصادی خانواده و توانمندسازی زنان محسوب میشد.
زیمل ولخرجی را در دو حوزه «کالا» و «پول» بررسی میکند. از نظر او، ولخرجی در کالاها نشانه زوال ارزش در زنجیره اهداف عقلانی است و در حوزه پول، انتقال نامعقول ارزش به اهدافی بیمعنا را نشان میدهد؛ بهگونهای که فرد مسرف پول را بدون هدف مصرف میکند (زیمل، ۱۴۰۰: ۲۴۹). با تطبیق این دیدگاه با دوره مورد بررسی، میتوان همسویی آن را با رویکرد روزنامهها مشاهده کرد؛ با این تفاوت که روزنامهها علاوه بر نقد اسراف، راهکارهایی نیز برای کنترل آن ارائه میدادند، در حالی که زیمل بیشتر به تحلیل نظری این پدیده میپردازد. از نظر زیمل، مسرف کسی است که ارزش پول را به ارزشهای بیمعنا منتقل میکند (آتشینصدف و خیری، ۱۳۹۹: ۵۷-۵۸). در تعریفی نزدیک، دورکیم نیز اسرافکار را فردی میداند که از ثروت خود بهگونهای نسنجیده استفاده میکند و با به خطر انداختن آن، امکان بهرهمندی پایدار از ثروت را از دست میدهد (دورکیم، ۱۳۹۱: ۲۲۳). بنابراین، زیمل نیز همانند روزنامهها، اسراف را پدیدهای مغایر با منطق ارزشمندی پول میداند.
2.3. هشدار ولخرجی
ولخرجی زنان در این دوره عمدتاً در دو زمینه صورت میگرفت: 1.صرف هزینه برای سحر و جادو (برای جلب محبت شوهر) 2.خرید لباس و پارچههای گران قیمت برای جلب توجه همسر. خرید کالاهای تجملاتی و بی مصرف بیشتر برای چشم و همچشمی بود. این ولخرجیها، به ویژه وقتی توان مالی خانواده برای تامین آنها کافی نبود، باعث بروز رفتارهای نامناسب زنان نسبت به شوهر و فشار اقتصادی بر خانواده میشد (نامه بانوان،1339ه.ق، شماره 5: 7) که روزنامهها در این مورد هشدار داده و در پی ترویج زندگی بر محور قناعت بودند.
1.2.3. سحر وجادو یا خرید محبت
زنان دوره قاجار، در میان گروههای شهری، روستایی و ایلی، به دعا، طلسم و جادو باور داشتند؛ موضوعی که در سفرنامهها نیز بهوضوح منعکس شده است. دالمانی به مراجعه زنان عوام به درویشان برای جلب محبت شوهر یا درمان بیماری اشاره میکند (دالمانی، ۱۳۳۵: ۱۷۶). ویلز نیز باور به طلسم و لوحهای نقره را نوعی خرافه میداند و مینویسد زنان هزینه زیادی برای تهیه و استفاده از آنها میپرداختند (ویلز، ۱۳۶۸: ۲۲۸). ویشارد نیز از فروش علنی طلسمها ـ گاه همراه با ادعیه و آیات ـ در خیابانها خبر میدهد (ویشارد، ۱۳۶۳: ۲۵۴).
در برخی منابع نیز نمونههایی از این پدیده دیده میشود؛ برای مثال، در گزارشی آمده است که زنی در پی مسموم کردن شوهر خود بود و این اقدام را بر اساس توصیه رمال انجام داده بود. او سپس با رمالی یهودی برای دریافت «دعای سفیدبختی» قرارداد بست تا محبت شوهر را جلب کند (بهرامی، ۱۳۶۳: ۵۱–۵۲). چنین مواردی نشان میدهد که باور به دعا و طلسم نهتنها بهعنوان رفتاری فردی، بلکه بهعنوان راهکاری برای حل مشکلات اجتماعی و خانوادگی نیز مطرح بوده است؛ بهویژه در شرایطی که زنان از امکانات قانونی و اقتصادی محدودی برخوردار بودند.
در مقابل، روزنامهها رویکردی انتقادی نسبت به این خرافات اتخاذ کرده و میکوشیدند با نقد و طنز، زنان را از چنین رفتارهایی بازدارند. روزنامه عالم نسوان با اشاره به شیوههای مختلف خرج کردن پول توسط زنان، مینویسد که گروهی به تأثیر قبور و طلسمها و گروهی دیگر به سعد و نحس اعتقاد داشتند؛ همچنین در تهران به دعای «پیناس» و طلسم «سید جنگیر» باور فراوانی وجود داشت (عالم نسوان، ۱۳۳۹ ه.ق، ش۲: ۲۳). در عین حال، تبلیغات مربوط به دعا و جادو نیز در برخی نشریات منتشر میشد. برای نمونه، در مجله بهلول آگهی فردی با نام «سید ریش حنائی» منتشر شده که در آن به معالجه و نوشتن دعا برای جلب محبت و ایجاد روابط عاشقانه اشاره شده است؛ با این حال، با توجه به فضای طنز این مجله، مشخص نیست که این آگهی واقعی بوده یا نوعی نقد طنزآمیز محسوب میشده است (مجله بهلول، ۱۳۳۵ ه.ق، ش۸: ۷–۸). همچنین مجله تنبیه آگهی «پیربابا» را منتشر کرده و در صفحه بعد، با چاپ کاریکاتوری، دعانویسی را رفتاری خرافی و زیانآور معرفی کرده است (مجله تنبیه، ۱۳۲۵ ه.ق، ش۱: ۳-۴).
بهطور کلی، روزنامهها با نقد خرافات و برجسته کردن ابعاد اقتصادی و روانی آن، میکوشیدند زنان را از صرف هزینه در این امور بازدارند و منابع مالی آنان را به سمت فعالیتهای مفیدتر هدایت کنند. این رویکرد نشان میدهد که باور به جادو و دعا نهتنها مسئلهای فرهنگی، بلکه پدیدهای مرتبط با وضعیت اقتصادی و محدودیتهای اجتماعی زنان نیز بوده است. از اینرو، مطبوعات با نقد این باورها، در پی تغییر رفتار و تقویت عقلانیت اقتصادی در میان زنان بودند.
2.2.3 قناعت در پوشش
در این دوره، هزینههای هنگفت صرف شده برای آرایش و پوشش، همراه با رقابتهای ظاهری، مورد انتقاد برخی روزنامهها قرار گرفت. روزنامه «ادب» در شماره ۲۱ سال ۱۳۱۹ هجری قمری، آراستگی را ویژگی ذاتی زن برشمرد، اما معتقد بود در گذشته زنان با اعتدال بیشتری ظاهر خود را میآراستند و تجملات از درآمدشان فراتر نمیرفت (ادب، ۱۳۱۹ ه.ق، ش۲۱: ۶-۷). هدف این مطلب، هشدار به زنان برای صرف پول در امور مهمتر بود؛ سادگی پوشش و مثالهای ذکر شده نیز به نوعی تشویق به افزایش اعتماد به نفس زنان و پرهیز از نمایش ثروت تلقی میشد. یکی دیگر از دلایل دعوت به عدم آشکارسازی زیورآلات، جلوگیری از طمعورزی افراد نسبت به آنها بود. در یکی از گزارشها، ماجرای زنی از خانواده تجار روایت شده که در معبری عمومی مورد تعقیب افراد اوباش قرار گرفت. علت این اتفاق، گفتگوی زن با جوانی در خیابان بود. در نهایت، حکم انتقال او به خانه کدخدا صادر و طلاها و عصمت او مورد تصاحب قرار گرفت (ندای اسلام، ۱۳۲۵ ه.ق، ش۱۷: ۵). چشموهمچشمی در هزینهها نیز مورد نقد مطبوعات قرار گرفت. تمسخر ظاهر ساده دختران نمونهای از این نگاه بود. روزنامه «دانش» با استناد به فقر موجود یا صرف درآمد در امور خیریه، این رفتار را نقد کرده و در پی کاهش مصرف نمایشی و چشموهمچشمی بود (دانش، ۱۳۲۸ ه.ق، ش۱: ۴).
بهطور کلی، در نقدی که در عالم نسوان منتشر شد، ذکر شده که مردان برای گردآوری ثروت تلاش میکردند و زنان به دنبال داشتن خانهها و لباسهای مجللتر بودند، اما پس از رسیدن به این اهداف، تنها نارضایتی عایدشان میشد. این پرسش مطرح شده بود که اگر خوشبختی و بهشت با پول خریدنی نیست، آیا سزاوار است این همه به ثروت اهمیت داد؟ (عالم نسوان، ۱۳۴۳ ه.ق، سال پنجم، شماره ۲: ۲). در واقع، مطالب این دوره در تلاش بودند تا در کنار نقد اسراف و دعوت به صرفهجویی، بر جستجوی خوشبختی با لوازم کمتر تأکید کنند تا امور خانه با دخل و خرج کافی اداره گردد. «آلبوم زنان دربار قاجار» پوشش و نمایش ثروت طبقه بالا را به تصویر میکشد؛ زنانی با لباسهای فاخر، زیورآلات گرانبها و ژستهای مغرورانه که موقعیت اقتصادی و اجتماعی خود را برجسته میکردند (آلبوم زنان دربار قاجار، بیتاریخ: ۱–۲۱). این تصویر با گفتمان قناعت مطبوعات در تضاد بود، زیرا روزنامهها عمدتاً زنان طبقه متوسط شهری را مخاطب قرار داده و با نقد تقلید از تجملات درباری، هدفشان کاهش فشار اقتصادی و اختلافات طبقاتی بود. زیمل در «فلسفه پول»، مُد را محصول تمایز طبقاتی میداند که از طبقات بالا به پایین منتقل میشود؛ به باور او، طبقات بالا مد را ابداع میکنند و طبقات پایین از آن تقلید مینمایند (آتشینصدف و خیری، ۱۳۹۹: ۶۱–۶۲). او همچنین معتقد است زنان به دلیل میل به دیدهشدن، گرایش بیشتری به مد دارند (همان: ۶۴). بر این اساس، گرایش به خرید لباس بهعنوان یک ویژگی رفتاری در میان زنان مطرح میشود، اما روزنامههای دوره مورد بررسی، این گرایش را بهطور کلی و بدون توجه به تمایزات طبقاتی نقد میکردند. تفاوت اصلی در این است که زیمل مد را پدیدهای طبقاتی تحلیل میکند، در حالی که مطبوعات زنان را در تمام طبقات مورد خطاب قرار میدهند.
3.2.3مدیریت دخل و خرج
منظور از مدیریت دخلوخرج در روزنامهها، ایجاد تعادل اقتصادی در خانواده بود و «قناعت» راهکار اصلی برای رسیدن به این تعادل معرفی میشد. در بحث قناعت، برخی سیاستمداران خارجی ایرانیان را مردمی مسرف توصیف کرده بودند، اما روزنامه حشراتالارض این دیدگاه را نقد کرد (حشراتالارض، ۱۳۲۶ ه.ق، ش ۴: ۳). در طرح موضوع قناعت، بُعد جنسیتی نیز مطرح میشد. تیتر «عَزَّ مَن قَنَع» در حبلالمتین تهران بر این تأکید داشت که آغاز قناعت باید از مردان باشد. قناعت صرفاً پرهیز از مصرف اضافی نبود، بلکه جلوگیری از دستدرازی به مال دیگران را نیز دربر میگرفت. طبق گزارش روزنامه، مصرفگرایی و طمع به تجملات میتوانست مشکلاتی مانند از بین رفتن غیرت و بیعصمتی در خانواده ایجاد کند (حبلالمتین تهران، ۱۳۲۵ ه.ق، ش ۱۵۰: ۱).
نمونهای دیگر در سبیلالرشاد دیده میشود؛ در این روزنامه، ریاست خانه بر عهده مرد دانسته شده و تأکید شده که او باید وسایل آسایش خانواده را فراهم کرده و قناعت پیشه کند. از نگاه نویسنده روزنامه، اقتصاد مدیریتی موجب بقای نعمت و اقتصاد ولخرجانه سبب شکست است. مرد باید لوازم ضروری خانه همچون لبنیات، گوشت و سایر نیازها را فراهم کند و در سرمایهگذاری علمی برای فرزندان کوتاهی نکند. از دیگر وظایف او، پرهیز از ولخرجی معرفی شده است؛ زیرا اگر خرج و دخل همخوانی نداشته باشد، خانواده دچار مشکل خواهد شد (سبیلالرشاد، ۱۳۴۲ ه.ق، ش ۲: ۲). در جمعبندی همین رویکرد نیز آمده است که اگر خانوادهای تمام درآمد سالانه خود را خرج کند و قناعت نداشته باشد، دچار بحران میشود (رهنما، ۱۳۲۶ ه.ق، ش ۲۲: ۲).
در مورد زنان نیز، اقتصاد و سیاست مصرف کالاهای داخلی یکی از مهمترین موضوعات روزنامهها بود. در یکی از گزارشها، به حضور زنان و قول آنها برای خرید پارچههای داخلی اشاره شده است؛ قناعت در استفاده از لباسهای قدیمی، یکی از راهکارهایی بود که به کاهش نیاز به واردات کمک میکرد (انجمن تبریز، ۱۳۲۴ ه.ق، ش ۴۱: ۴). در روزنامه دانش، اعتراض فردی به نام میرزا یحیی منتشر شد که از تبلیغ فروش پارچههای خارجی انتقاد کرده و خواستار تبلیغ کالاهای ایرانی شده بود تا سود آن در کشور بماند و پول کمیاب هدر نرود. روزنامه در پاسخ نوشت که هدفش تشویق به خرید نبوده و صرفاً آگهی را منتشر کرده است (دانش، ۱۳۲۸ ه.ق، ش ۲: ۷). با این حال، در روزنامه صبح صادق خرید کالاهای داخلی بهشدت توصیه شده است؛ زیرا موجب پیشرفت کشور و بینیازی از بیگانگان میشد. این روزنامه راهکارهایی همچون ترویج پوشیدن لباسهای داخلی توسط صاحبمنصبان (صبح صادق، ۱۳۲۵ ه.ق، ش ۶۲: ۱) و ترویج این کالاها از سوی انجمنهای تجار (همان، ش ۷۹: ۱) را ارائه میکرد و خرید کالاهای خارجی را سبب ورشکستگی اقتصادی میدانست (همان، ش ۷۴: ۱). همچنین کالاهای خارجی را به سه دستهٔ واجب، لازم و غیرضروری تقسیم میکرد: کالاهای واجب مانند دارو، کالاهای لازم همچون چای، و کالاهای غیرضروری شامل اسباببازی و لوازم خرازی (همان، ش ۱۱۴: ۲). یادآوری میشود که از زمان امیرکبیر، تلاشهایی برای تأسیس کارخانههای حریربافی و ریسمانبافی صورت گرفته بود (بیرجندی و ناصری، ۱۳۹۴: ۱۳۲). در مجموع، روزنامهها قناعت را پرهیز از تجمل و وابستگی به مال دیگران میدانستند و آن را بهدلیل سختیهای اقتصادی، کلید نجات خانواده معرفی میکردند. از نظر فردی، قناعت به حفظ اخلاق و تقویت اقتصاد خانواده کمک میکرد و از نظر اجتماعی، وابستگی به کالاهای خارجی را کاهش میداد. نقش زنان نیز در مدیریت خانه، کنترل هزینه و پسانداز، عامل مهمی در تحکیم قناعت محسوب میشد.
نتیجهگیری