نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار تاریخ دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

2 دانشیار تاریخ دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

چکیده

مریضخانة مظفری در سال 1318ق/ 1900م با درخواست تجار و بازرگانان و دیگر بزرگان ایرانی مقیم استانبول و به فرمان مظفرالدین ­شاه قاجار تأسیس گردید. تأسیس این بیمارستان، با کادر پزشکی و ابزار مدرن، گامی مهم در جهت مساعدت به ایرانیان آن سامان و به ­خصوص فقرا و نیازمندان ایرانی بود. هدف از این پژوهش، بررسی و شناخت مریضخانة مظفری، به ­عنوان نخستین بیمارستان ایرانی در خارج از مرزهای ایران است. این پژوهش براساس روش تحلیل اسنادی و با بهره­گیری از اسناد منتشرنشدة وزارت امور خارجه و سازمان اسناد ملی ایران و روزنامه ­های فارسی ­زبان چاپ امپراتوری عثمانی به رشته تحریر درآمده است. و در پی پاسخگویی به این سؤالات است که چه دلایل و عواملی منجر به تأسیس مریضخانة مظفری در شهر استانبول شد؟ و موانع و مشکلات پیش روی این نهاد اجتماعی چه بود؟ دستاورد این پژوهش آن است که این مریضخانة مدرن توانست در دورة فعالیت خود به اقشار مختلف جامعة ایرانی و نیز عثمانی خدمات فراوانی کند و به ­خصوص در روزگاری که دسترسی به پزشکان و خدمات مدرن پزشکی و جراحی بسیار اندک بود، کمک­های درخور توجهی به اقشار آسیب ­پذیر و بی ­بضاعت ایرانی کرد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

Mozaffari Hospital in Istanbul (1313-1279 AH /1934-1900 AD)

نویسندگان [English]

  • Nezam Ali Dehnavi 1
  • Houshang Khosrobigi 2

1 Assistant Professor, Department of History, Payam Noor University, Tehran, Iran

2 Associate Professor, Department of History, Payam Noor University, Tehran, Iran

چکیده [English]

Mozaffari Hospital was established in 1318 AH /1900 AD at the request of merchants and other Iranian dignitaries living in Istanbul and by order of Mozaffar al-Din Shah Qajar. With the establishment of this hospital with medical staff and modern tools and equipment, an important step was taken in order to provide medical and treatment assistance to the Iranians, especially the poor and needy Iranians. The purpose of this study is to investigate and identify the hospital as the first Iranian hospital outside Iran. This study wants to answer the question that what obstacles did Mozaffari Hospital face of goals, type and scope of operation during the period of activity from establishment to dissolution? This research is based on the method of historical research and using unpublished documents of the Ministry of Foreign Affairs and the National Archives of Iran and Persian language newspapers published by the Ottoman Empire. The result of this research is that this modern hospital was able to provide many services to different sections of Iranian and Ottoman society during its activity, and especially in a time when access to doctors and modern medical and surgical services was very limited, appropriate assistance was provided. Pay attention to the vulnerable and poor Iranians.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Mozaffari Hospital
  • Hospital
  • Iranians Istanbul
  • Ottoman
  • Istanbul

 

مقدمه

استانبول، به­عنوان یکی از شهرهای مهم جهان، دارای موقعیت سوق­الجیشی است و دو قارة اروپا و آسیا را به هم متصل کرده است. غیر از جایگاه سیاسی و فرهنگی این شهر، اهمیت اقتصادی آن باعث شده است که همواره تعداد زیادی از ایرانیان از اقشار مختلف به طور موقت یا دائم در این دیار ساکن گردند. ایرانیانِ ساکن استانبول در دورة قاجاریه طیف وسیع و متنوعی از اقوام و نیز طبقات مختلف اجتماعی را شامل می­شدند. تجار و بازرگانان عمده، اصناف، کسبه، کارگران، باربران و... هر یک به فراخور جایگاه خویش در این سامان در پی کسب درآمد و امرار معاش بودند. در استانبول مهاجران فراوانی از ملل مختلف و از جمله کشورهای غربی زیست داشتند. نزدیکی این شهر به اروپا و حضور قدرتمند اقلیت تجار و بازرگان و دیگر اقشار غربی در آن تأثیر فراوانی بر ورود اندیشه­ها و دستاوردهای مختلف غربی داشت. در ضمن، اقلیت­های غربی ساکنِ این شهر، برای رفاه خویش و دور نماندن از گردونة ترقی و پیشرفت، از تأسیس مدارس جدید، بیمارستان­ها و دیگر دستاوردهای مدرن در این منطقه غافل نبودند. تأسیس این نهادهای اجتماعی توسط اشخاص خیرخواه و نیکوکار غربی و حمایت­های مادی و معنوی دولت­های متبوع آنها از چنین نهادهای خیریه­ای موجب شد که ایرانیان ساکن در این شهر، و از جمله تجار و بازرگانان و سفرا و ژنرال کنسول­های ایرانی، نیز به فکر تأسیس چنین نهادهایی بیفتند تا فرزندانشان و نیز اقشار فرودست ایرانی از خدمات رفاهی بهره­مند شوند.

تجار و بازرگانان و دیگر بزرگان ایرانی هنگام حضور مظفرالدین­ شاه قاجار در استانبول، در سفر او به اروپا در ذی­الحجه 1318/ مارس 1900، از او درخواست کردند که با تأسیس بیمارستانی مختص ایرانیان موافقت نماید. بنابراین، با دستور و مساعدت شاه، مریضخانة مدرن مظفری در ذی­الحجه همان سال تأسیس گردید. بررسی و شناخت نحوة تأسیس این مریضخانه، روند فعالیت و خدمات آن به ایرانیان و نیز مشکلات و موانع متعدد پیش روی این نهاد خیریه از اهداف اصلی این پژوهش است. بنیاد و اساس مشکلات این مریضخانه بیشتر حول مسائل مالی و ایجاد عایدات ثابت و مداوم برای رتق و فتق امور آن می­گشت. حمایت ویژة همة اصناف ایرانی ساکن در استانبول و نیز انجمن خیریة مریضخانه و فشار فراوان این انجمن بر دولت ایران برای تأمین منابع ثابت و دائمی این نهاد خیریه، منجر به ادامة فعالیت آن شد. این پژوهش در پی پاسخگویی به این سؤالات است که چه دلایل و عواملی منجر به تأسیس مریضخانة مظفری در شهر استانبول شد؟ موانع و مشکلات پیش روی این نهاد اجتماعی چه بود؟ و چه خدماتی توانست در طول حیات خود ارائه دهد؟ این پژوهش با تکیه بر روش تحقیق تاریخی و با بهره­گیری از اسناد منتشرنشدة آرشیو وزارت امور خارجه و نیز اسناد منتشرنشدة سازمان اسناد ملی ایران و روزنامه­های فارسی زبان چاپ امپراتوری عثمانی به رشتة تحریر درآمده است.

بررسی­ها نشان داد که تاکنون پژوهشی در باب مریضخانة مظفری نوشته نشده است. بنابراین، این پژوهش گامی مهم برای شناخت اقدامات ایرانیان در بنیاد نهادن این مریضخانه است. چنانچه گفته شد، اساس داده­های این پژوهش اسناد موجود در آرشیو وزارت امور خارجه و نیز سازمان اسناد ملی ایران است. نشریات ایرانیان در خاک امپراتوری عثمانی نیز اطلاعات ذی­قیمتی برای شناخت این نهاد خیریه در اختیار نهادند. کمبود داده­ها درخصوص روند فعالیت و خدمات مریضخانه در اغلب سال­ها و نیز کنش و واکنش­های کاربه­دستان مختلف این نهاد، مشکلات فراوانی پیش روی این پژوهش نهاد و به­خصوص شناخت روند خدمات و فعالیت این مریضخانه را با نقصان روبه­رو نمود.

 

تأسیس مریضخانه

تأسیس مریضخانة مظفری به روزگار سفر مظفرالدین ­شاه قاجار به فرنگ (در سال 1318ق/ 1900م) در هنگام اقامتش در استانبول برمی­گردد. در آن هنگام، جمعی از ایرانیان از وی خواستند که مهاجران ایرانی نیز، همچون دیگر اقلیت­های مهاجر، مریضخانه­ای مختص به خود در شهر استانول بنیاد بگذارند و از خدمات آن اقشار مختلف و به­خصوص فقرای ایرانی بهرمند شوند. شاه ایران با این خواست آنان موافقت نمود و دستور داد ساختمان دبستان ایرانیان در استانبول[1] به مریضخانه تبدیل شود و دبستان نیز به منزل حاج حسن­خان انتقال یابد. پس مریضخانه در قسمت جنوب استانبول در محلة «اوچلر» واقع در بخش اروپایی این شهر قرار داشت.[2] به هر روی، مریضخانة ایرانیان در استانبول نخستین مریضخانه­ای بود که در خارج از ایران توسط مهاجران و تجار ایرانی بنیان نهاده شد.

سفیر کبیر، انجمن خیریه و مدیریت مریضخانه

با دستور شاه ایران و واگذاری ساختمان دبستان برای تغییر کاربری به مریضخانه، محمود علاءالملک، سفیر کبیر ایران در استانبول، مسئولیت ساماندهی این نهاد و نظارت بر روند فعالیت آن را به عهده گرفت. وی برای ادارة بهتر مریضخانه تصمیم گرفت انجمنی تأسیس کند. از این رو، ایرانیان مقیم استانبول را به ژنرال کنسولگری دعوت کرد و طی برگزاری یک انتخابات، 12 نفر از آنان به­عنوان اعضای انجمن و یک نفر  به سمت ریاست و یک نفر به­عنوان صندوقدار انتخاب شدند. اعضای انجمن موظف گردیدند هفته­ای یک مرتبه جلسه­ای تشکیل دهند و در باب احتیاجات و مشکلات مریضخانه تصمیم­گیری کنند.[3] همچنین در همان ذیحجه 1318/ مارس 1900 به پیشنهاد سفیر کبیر، در جلسه­ای با حضور اعضای انجمن خیریة مریضخانه، دکتر قسطنطین ماکرس افندی، طبیب سفارت ایران در استانبول، به سمت «مدیر کل و جراحی و حکیم­باشی­گری و قابله؛ یعنی طبیب امراض نسوانیه» به صورت افتخاری برای مدیریت بیمارستان انتخاب شد.[4]

تعمیر و بازسازی مدرسه برای تغییر کاربری آن به بیمارستان و نیز تهیة لوازم و ابزار پزشکی و استخدام پزشکان و کادر بیمارستان نیاز به بودجة کافی داشت. مظفرالدین­ شاه با پرداخت 500 لیره و نیز 200 لیره انگلیسی به صورت مستمری برای مصارف بیمارستان و دبستان ایران در استانبول، گام مهمی در جهت تأمین بودجة این نهاد برداشت.[5] به هر روی، تأسیس بیمارستان مدرن احتیاجات مالی بسیار فزون­تری داشت که بار اصلی آن بر دوش تجار، بازرگانان، اصناف و دیگر اقشار ایرانی نهاده شد که در بحث منابع مالی به­تفصیل به آن پرداخته می­شود.

غیر از اقدامات مذکور، علاءالملک با تهیة برگه­های اعانه و توزیع آن در بین همة کارپردازی­های ایران در خاک عثمانی، اقدام به جمع­آوری کمک­های مالی نمود. شواهد گویای آن است که تعدادی از کارپردازی­ها مقداری اعانه جمع کردند و به سفارت کبری فرستادند تا به مریضخانه داده شود.[6] یکی از فعال­ترین کارگزاران ایران در خاک عثمانی، در حوزة جمع­آوری اعانه، ژنرال کنسول ایران در مصر بود. وی به محض دریافت برگه­های اعانه از تجار و بازرگانان ایرانی آن سامان دعوت کرد و از آنان خواست در این کار خیر همکاری نمایند. در نتیجه مبلغ 30 لیره عثمانی اعانه دریافت و به سفارت ایران در استانبول ارسال شد.[7]

مدیریت بیمارستان در ارائة خدمات به مردم از زمان تأسیس تا پایان سال 1324ق/ 1906م با مشکلات چندانی روبه­رو نشد. اما انقلاب مشروطیت در ایران و پیامدهای آن، استبداد صغیر و مقابلة طرفداران مشروطیت با آن و سپس جنگ جهانی اول سبب شد راه­های تجاری ایران از طریق قفقاز و عثمانی با مشکل مواجه و حتی مسدود شود. این مسئله ضربة سختی بر بنیة مالی تجار، اصناف و کسبة ایرانی وارد کرد که تأمین­کنندة اصلی مصارف مالی مریضخانه بودند. از سوی دیگر، بررسی شکواییه­ها و اسناد نشان می­دهد دولت ایران نیز از سال مذکور تا پایان سال 1339ق/ 1921م، یعنی به مدت 10 سال، مبلغ 250 لیره انگلیسی مقرر از جانب شاه را به استانبول ارسال نکرد.[8] نفرستادن مقرری مذکور و مشکلات مالی ایرانیان باعث شد مریضخانه در سال 1327ق/ 1909م تا مرز تعطیلی پیش برود. اما، به گفتة روزنامة شمس، اصناف ایرانی در استانبول با تقبل پرداخت هزینه­ها از بسته شدن مریضخانه ممانعت کردند.[9]

یکی از وظایف مهم انجمن خیریة مریضخانه از بدو تأسیس، نظارت بر عملکرد و اقدامات مدیر و کادر بیمارستان مظفری بود. ماکرس افندی از زمان تأسیس بیمارستان تا صفر 1329/ فوریه 1911 مدیر بیمارستان مظفری بود. سرانجام، انجمن ادارة مریضخانة مظفری در جلسه­ای در 3 صفر 1329 با اکثریت آرا به مدیریت وی خاتمه داد.[10] اعضای انجمن برای عزل او به دلایلی چون بی­توجهی­اش­ به بیماران نیازمند و فقیر و حمایت از ثروتمندان، معاینة بیماران در منزل خود به خاطر دریافت حق ویزیت ویژه و بالاتر و در نهایت حرص و طمع فراوان وی استناد کردند. از نظر اعضای انجمن، هدف و اساس تأسیس بیمارستان مداوای فقرا و ضعفای ایرانی بود[11] و رویه و اقدامات ماکرس افندی برخلاف این اهداف به حساب می­آمد.

از دیگر وظایف انجمن خیریة مریضخانه نظارت بر کفن و دفن اموات ایرانی بود. برای این منظور غسال قبرستان ایرانیان در منطقة «سید احمد دره­سی»، واقع در قسمت آسیایی استانبول، در حضور اعضای انجمن مریضخانه و نیز شیخ اسدالله ممقانی، مجتهد معروف ایرانی در استانبول، متعهد شد که برای حفر قبر، دستمزد غسال، کفن و واجبات آن و سنگ مزار هر جنازه مبلغ 130 قروش دریافت نماید و تخطی از آن جرم محسوب می­شد.[12]

بررسی­های دقیق و فراوان نشان می­دهد که نظام­نامة­ انجمن تا سال 1330ق/ 1912م تدوین نگردید، اما اسنادی در باب برخی از جلسات انجمن در پیش از سال 1330ق/ 1912م وجود دارد که نقش بی­بدیل سفیر کبیر را، به­عنوان رئیس افتخاری انجمن، در انتخابات سالیانه تأیید می­کند. این جلسات در سفارت کبرای ایران برای تعیین اعضای سالیانة انجمن برگزار می­شد.[13]

نکتة دیگر آنکه در این انتخابات­های سالیانه اعضای انجمنِ ادارة دبستان ایرانیان نیز تعیین می­شدند. از همان ابتدای تأسیس مریضخانة مظفری، و به­خصوص از سال 1325ق/ 1907م به بعد، تقسیم­بندی متعارفی درخصوص انتخاب اعضای انجمن مریضخانه و دبستان شکل ­گرفت، به این صورت که اعضای انجمن ادارة دبستان از میان تجار ایرانی ساکن در استانبول و با رأی آنها و اعضای انجمن مریضخانه نیز از میان اعضای اصناف ایرانی مستقر در استانبول تعیین می­شدند.[14] پس اعانه­های منظم و مقرری­ای که برای مریضخانه معین می­شد، از میان اصناف و اعضای آنها جمع­آوری می­گردید.

نخستین نظام­نامة انتخابات انجمن خیریة مریضخانه در تاریخ 8 جمادی­الاول 1330/ 26 آوریل 1912 در دو صفحه و 19 ماده تدوین گردید.[15] مراد از تنظیم این نظام­نامه این بود که ساختار داخلی انجمن تنظیم و تنسیق یابد و فعالیت­ها و اهداف اعضای انجمن و کادر درمانی مریضخانه قوام پیدا کند. طبق مادة نخست این نظام­نامه، سفیر کبیر ایران در عثمانی به­عنوان رئیس افتخاری انجمن شناخته می­شد.[16] قرار گرفتن این ماده در صدر مواد نظامنامه، جایگاه و قدرت سفیر کبیر را در ارکان مختلف مریضخانه به­خوبی نمایان می­کند. مطابق مادة دوم نظام­نامه اعضای انجمن باید از میان اصناف ایرانی ساکن در استانبول تعیین می­شدند و هر صنف باید یک عضو یا «وکیل» از میان خود انتخاب می­کرد. تعداد اعضای دائمی انجمن بایستی 20 نفر و مدت انتخاب آنها نیز یک­ساله می­بود.[17] دومین ماده نیز قدرت مادی اصناف و نقش آنها را در مدیریت کلان مریضخانه نشان می­دهد. این اصناف مجبور و موظف بودند منابع ثابت مالی مریضخانه را با پرداخت ماهانة مقرری مشخصی توسط هر عضو تأمین نمایند. پس انتخاب آنها به­عنوان اعضای انجمن و تأمین­کنندة اصلی مخارج مالی، قدرت و توان تصمیم­گیری مناسبی در اختیار آنها می­نهاد. جلسات انجمن بایستی همواره در مریضخانه برگزار می­شد (ماده 8). مطابق این ماده اگر هر یک از اعضای انجمن در اجرای وظایف خویش کوتاهی می­کرد، به کدخدای آن صنف اخطار داده می­شد که ضمن بیان این موضوع در بین اعضای صنف خود، شخص دیگری را به­عنوان عضو انجمن تعیین و انتخاب کند (ماده 11). ماده 14 نظام­نامه از مواد مهم آن محسوب می­شود. در این ماده آمده است که هر گاه یکی از اعضای هر صنف «با وجود استطاعت و اقتدار» از پرداخت «اعانة مقرری» که توسط انجمن تعیین شده است، خودداری نماید، «بین الاصناف از حقوق ملیه محروم و در امور مقتضیه بدون ارائة قبوضات اعانه، به امورات اضافیه از طرف کدخدا رسیدگی نخواهد شد.» امین صندوق انجمن بایستی با اکثریت آرا انتخاب می­شد (ماده 16). مسئولیت نگهداری و ارائة صورت دخل و خرج صندوق در هر ماه به انجمن از وظایف عمدة امین صندوق بود (ماده 17). وظایف کارکنان، و یا طبق نظام­نامه «مأمورین و مستخدمین»، مریضخانه را انجمن خیریة مریضخانه تعیین و به هر یک ابلاغ می­نمود. عزل و نصب هر یک از کارکنان نیز بر عهدة انجمن بود (ماده 19).[18]

یکی از مباحث مهم در مدیریت بیمارستان مظفری، ارائة خدمات رایگان به فقرا و نیازمندان بود. مطابق اسناد منتشرنشده، برخی از ثروتمندان ایرانی با ادعای فقیری، سعی می­کردند از امکانات مریضخانه رایگان استفاده کنند. چنانکه شخصی بدون پرداخت هیچ مبلغی و با ادعای نیازمندی، حدود 22 روز در بیمارستان بستری بود، اما پس از مرخصی مشخص شد که وی متمول بوده است و هزینة زیادی بر بیمارستان تحمیل نمود. مرجع رسیدگی و احضار چنین افرادی، ژنرال کنسول ایران در استانبول بود.[19]

فعالیت مناسب مریضخانة مظفری و خدمات خوب آن باعث شده بود به­عنوان یکی از مراکز مناسب و خوب درمانی استانبول مطرح شود. رایگان بودن خدمات بیمارستان برای اشخاص فقیر و نیز دریافت مبالغ کمتر نسبت به دیگر مراکز درمانی استانبول برای افراد متمول رغبتی ایجاد کرد که تعدادی از اهالی استانبول و به­خصوص کاربه­دستان آن دیار برای مداوا به این نهاد خیریه رجوع نمایند. یکی از عمده مشکلات مریضخانه، بی­توجهی مرضای دولتمرد عثمانی به حقوق و قوانین این نهاد خیریه بود. برای مثال، شخصی با نام محمدعلی­بیگ، وکیل ضابط، بیش از یک­ماه برای مداوا در مریضخانه اطراق نمود؛ در صورتی که پزشکان آن نهاد معتقد بودند وی صحیح و سالم است و بایستی بیمارستان را ترک کند. سرانجام، اعضای انجمن مریضخانه از سفیر کبیر ایران خواستند که برای خروج او از مریضخانه، با مقامات دولتی عثمانی رایزنی کند.[20]

از دیگر مشکلات عمدة مریضخانه مراجعة بیماران و زخمی­های جنگ جهانی اول بود. در طی این جنگ، بیمارستان مظفری به محلی برای مداوای زخمی­ها تبدیل شد و این مسئله موجب گردید مخارج و مصارف فراوانی بر این مؤسسة خیریه تحمیل شود. چنانکه پیش­تر اشاره شد، شرایط نابه­سامان ایران در طی این جنگ از یک­­سو، وخامت اوضاع مالی تجار، بازرگانان، اصناف و کسبة ایرانی ساکن استانبول به خاطر این جنگ ویرانگر از سوی دیگر، مشکلات و مصائب بیمارستان را بسیار فزون نمود. عدم ارسال مقرری­های تخصیص­یافته از سوی ایران برای مصارف بیمارستان و وخامت مسیر تجارت و کسادی بازار و... باعث شد ایرانیان استانبول نتوانند همانند ایام پیش از جنگ به یاری این نهاد خیریه بشتابند. بررسی اسناد به­جای­مانده به­خوبی نشان می­دهد که در این روزگار اعضای انجمن و نیز کادر درمانی بیمارستان به­شدت تحت فشار بودند.[21]

 

منابع مالی مریضخانه

  1. اعانه و مقرری اصناف

یکی از مهم­ترین منابع درآمد مریضخانه، مساعدت و کمک­های مالی و اعانه­های تجار و اصناف ایرانی ساکن در استانبول بود. هر زمان که شرایط و اوضاع تجاری رو به ترقی و پیشرفت بود، طبیعتاً میزان پرداخت اعانه به مریظخانه نیز فزونی می­یافت، اما هرگاه شرایط و اوضاع تجاری رو به افول می­نهاد، پرداخت اعانه و مساعدت رو به تنزل می­نهاد و ادارة مریضخانه با بحران مواجه می­شد. داده­ها و گزارش­ها شرایط مریضخانه را در هنگام ترقی و افول تجارت و کاسبی ایرانیان به­نیکی آشکار می­کند. در یکی از گزارش­ها که به نام هیئت انجمن ایرانیان توسط سید حسن شمس، مدیر روزنامة شمس، و محمد تاهباز، مفتش انجمن، به کنسولگری داده شده، عملکرد تجار و بزرگان ایرانی در کمک و مساعدت به صندوق انجمن برای تعمیرات، مخارج و... اشاره شده است.[22]

طبق نظام­نامة مریضخانه، هر یک از اعضای اصناف ایرانی ساکن در استانبول، از ابتدای تأسیس مریضخانة مظفری، موظف بودند هر ساله مبلغ «پنج قروش» اعانه برای مصارف مریضخانه پرداخت کنند. برای نمونه، هر یک از اعضای صنف دلال حجاج در سال 1330ق متعهد شدند پنج درصد از درآمد خود را به مرکز خیریة مذکور بپردازند و اگر خلاف آن عمل می­کردند، انجمن مریضخانه می­توانست تمام معوقات را از آنها بستاند.[23] یکی دیگر از اصنافی که موظف بود اعانة مذکور را به مریضخانه پرداخت کند، صنف مکاره­چی بود. این صنف تعهد داشت سالیانه مبلغ پانزده هزار قروش به­عنوان اعانه به مریضخانه بپردازد. بررسی اسناد نشان می­دهد که اعضای این صنف مدتی از پرداخت اعانه خودداری کردند.[24] با شکایت انجمن مریضخانه از سفارت کبرای ایران، بزرگان این صنف تعهد دادند که مبلغ معوق را پرداخت نمایند.[25] هر صنف ایرانی در استانبول یک کدخدا داشت. اعضای هر صنف موظف به انتخاب کدخدای صنف و معرفی آن به انجمن مذکور بودند.[26]

  1. اعانه و مستمری شاهان و دولت ایران

یکی دیگر از منابع عایدات مریضخانة مظفری، اعانه و مقرری­ای بود که پادشاهان قارجاریه هنگام بازدید از استانبول در سفرهای خود به فرنگستان تعیین می­کردند. چنانکه گفته شد، مظفرالدین ­شاه در سفر نخست خود به فرنگستان، هنگام اقامت در استانبول، مبلغ 500 لیره نقد و 200 لیره انگلیسی برای مخارج و مصارف مریضخانه و دبستان ایرانیان در استانبول به صورت مستمری سالیانه تعیین نمود. در همین سفر، اتابک اعظم و وزیر دربار، محض پیروی از شاه، قرار شد به ترتیب مبلغ 100 لیره و 50 لیره سالیانه بپردازند، اما بعداً از پرداخت آن خودداری کردند. میرزا رضا ارفع­الدوله، سفیر کبیر ایران در عثمانی، طی مراسله­ای به تهران، از آنان درخواست کرد به علت شرایط نابه­سامان مالی مریضخانه مبلغ اعانه را به استانبول ارسال کنند.[27]

بررسی اسناد و شواهد نشان می­دهد که مقرری تعیین­شده از جانب شاه چندان به­موقع و مداوم پرداخت نمی­شد. به همین روی، مدیر مریضخانه در گزارشی مفصل به وی در سال 1320ق/ 1903م، ضمن شرح اوضاع مالی مریضخانه و شرایط دشوار ادارة آن، درخواست کرد که دستور دهد مقرری تعیین­شده ارسال گردد.[28] تجار ایرانی انجمن مریضخانه نیز در نامه­ای دیگر به شاه ایران، در سال 1320ق/ 1903م، از او خواستند که «مبلغ استمراری» اعانه­ای را که تقبل کرده بود برای رتق و فتق امور مریضخانه ارسال کند.[29]

در سفر آخر مظفرالدین ­شاه به فرنگستان در جمادی­الثانی 1323/ اوت 1905، تجار ایرانی آن سامان طی عریضه­ای از وی خواستند که چون مبلغ مقرری سابق کفاف مصارف مریضخانه و دبستان ایرانیان را نمی­دهد، میزان آن را بیشتر کند. شاه ایران به این درخواست آنان پاسخ مثبت داد و مبلغ 50 لیره انگلیسی بر آن افزود.[30] بنا بر شواهد، هرچند شاه ایران و کارگزاران از ارسال به­موقع مبالغ مقرر خودداری می­کردند، بعد از مکاتبات متعدد اعضای انجمن و نیز سفارت کبرای ایران در عثمانی، سرانجام مبالغ معوقه پرداخت می­شد. بررسی اسناد نشان می­دهد وجوه تعیین­شده از سوی شاه ایران از سال 1318 ق/ 1900م تا اواخر 1323ق/ 1905م در ضمن بودجة وزارت امور خارجه به صندوق انجمن دبستان و مریضخانه واصل و عاید ­گردید.[31]

اعضای انجمن خیریة ایرانیان در محرم 1326/ فوریه 1907 طی درخواستی از ارفع­الدوله، سفیر کبیر ایران در عثمانی، خواستند که مقرری مریضخانه و دبستان را که از دو سال پیش ارسال نشده است از تهران پیگیری نماید. آنان با لحنی تند بیان کردند دولت ایران مخارج مذکور را اختصاص دهد یا اینکه دبستان و مریضخانه را تعطیل کند. اعضای انجمن یادآور شدند که دولت­های دیگر سالیانه مبالغ هنگفتی را صرف ادارة امور مؤسسات خیریة خود در عثمانی می­نمایند و دولت ایران از تخصیص این مبلغ اندک در سال نیز خودداری می­کند. آنها تذکر دادند که تجار و اصناف ایرانی به علت انقلاب مشروطیت و حوادث پس از آن و نیز اختلال در امور تجاری، قدرت و توان مالی­شان کم شده است و دیگر از عهدة تأمین نیاز مالی مریضخانة مظفری برنمی­آیند.[32]

وقوع انقلاب مشروطیت و حوادث پس از آن و نیز وخامت شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی درون ایران و تبعات آن برای ایرانیان خارج از کشور و به­خصوص ایرانیان عثمانی، تأثیر مستقیمی بر شرایط مالی مریضخانه داشت. مطابق اسناد منتشرنشده، از سال 1324 تا 1339ق/ 1906 تا 1921م، دولت ایران از پرداخت وجوه مقرر به مریضخانه و دبستان ایرانیان در استانبول خودداری کرد و به مکاتبات و درخواست­های انجمن توجهی نشان نداد.[33]

اوضاع ناگوار مالی مریضخانة مظفری و دبستان ایرانیان استانبول سبب شد در 14 ربیع­الاول 1339/ 15 نوامبر 1921 جلسه­ای در کنسولگری ایران در استانبول با حضور مفخم­السلطنه، ژنرال کنسول ایران، و اعضای انجمن­های مریضخانه و دبستان شکل ­گیرد. در نتیجة این جلسه، «بیان­نامه»ای از سوی شرکت­کنندگان صادر گردید که در آن از عموم ایرانیان استانبول خواسته شد هر یک به سهم خویش برای گردش امور این دو مؤسسة خیریه اقدام نمایند. علاوه بر این، مقرر شد از اشخاصی که تذکرة درجه اول اخذ نمایند مبلغ 12 لیره، افرادی که تذکرة درجه دوم دریافت کنند 2 لیره و از آنانی که تذکرة درجه سوم دریافت نمایند، 1 لیره اخذ گردد.[34]

اوضاع ناگوار اقتصادی ایرانیان و به­خصوص تجار و کسبه در پی جنگ جهانی اول و تحولات عثمانی باعث شد که مدیریت دو نهاد آموزشی و درمانی ایرانی در استانبول با بحران فراوان رو­به­رو شود. این بحران تا جایی اوج گرفت که اعضای انجمن و ایرانیان عثمانی قادر به مدیریت آن نبودند.[35] سرانجام، کاربه­دستان ایران مجبور شدند از اعتبارات دولت، مقرری مشخصی برای این دو نهاد تعیین نمایند. افزایش مداوم هزینه­ها و نیز عدم انتقال به­موقع وجوهات تعیین­شده همواره موجب نگرانی و نارضایتی انجمن خیریة ایرانیان در استانبول می­شد. ناتوانی انجمن خیریة ایرانیان در ادارة این دو نهاد باعث شد که سرانجام عبدالحسین اهرایی، رئیس این انجمن، در 1 شهریور 1311/ 23 اوت 1932 استعفا دهد[36].

به دلیل کمبود و پراکندگی اسناد و اطلاعات در باب شرایط و اوضاع سالیانة مریضخانه، بررسی منظم و دقیق همة مشکلات و مصائب پیش روی آن ممکن نیست. به همین روی، اطلاعاتی در باب شرایط مالی مریضخانه در سال­های پس از جنگ جهانی اول تا سال 1308ش/ 1929م به دست نیامد. چنانچه پیش­تر اشاره شد، ایرانیان مقیم استانبول از سال 1308ش/ 1929م به بعد، به خاطر تنزل شرایط مالی، توان مساعدت چندانی به دبستان و مریضخانة مظفری نداشتند. دولت ایران با آگاهی از این اوضاع، سالی 3 هزار تومان از طریق ژنرال کنسولگری ایران در استانبول به این دو نهاد پرداخت کرد.[37]

یکی دیگر از دلایل مشکلات مالی مریضخانة مظفری در سال­های پس از 1308ش/ 1929م، تنزل ارزش پول ایران در برابر دیگر ارزها بود. این مهم تأثیر شگرفی بر بنیاد مالی دبستان نهاد که از این زمان اعتبارات آن به­ طور مستقیم و به قران از سوی تهران تخصیص می­یافت. ژنرال کنسول ایران در استانبول در گزارش مبسوطی در باب اوضاع دبستان و مریضخانة مظفری در مهرماه 1312/ اکتبر 1933 به تنزل قران در برابر دیگر ارزهای خارجی و پیامدهای آن برای مریضخانه اشاره کرد. وی معتقد بود بنا به دلیل مذکور وجوه ارسالی از تهران دیگر برای نگهداری این دو نهاد کفایت نمی­کند.[38]

از دیگر دلایل مهم افزایش مشکلات مالی مریضخانة مظفری بی­میلی ایرانیان استانبول به پرداخت اعانه به این نهاد بود. احداث و تأسیس بیمارستان­های مدرن در ترکیه در سال­های حاکمیت کمال آتاتورک و ارائة خدمات مناسب آنها باعث شد بیمارستان مظفری که روزگاری از مراکز درمانی بسیار مناسب شهر استانبول محسوب می­شد، از رونق بیفتد و توجه اغنیای ایرانی به آن کاسته شود. نکتة مهم­تر افت شدید جایگاه انجمن خیریة ایرانیان در بین ایرانیان ساکن استانبول بود. این انجمن که در روزگار بی­قانونی قاجارها و عثمانی به تنها ملجاء ایرانیان آن سامان تبدیل شده بود و عملکرد و فعالیت آزادیخواهانة بسیاری داشت، و یکی از کانون­های مهم حمایت مالی مریضخانه بود، توان تأمین مالی آن را از دست داد و در شرایط بحرانی­ای چون کاهش ارزش پول ایران، نتوانست کسری مالی این نهاد خیریه را جبران نماید. به روایت اسناد، هرچند در سال 1311ش/ 1932م، کسری بودجة اختصاصی تهران با ذخیره­ای که در صندوق انجمن خیریة ایرانیان باقی بود، جبران گردید، اما تداوم بحران مالی در سال بعد، ادامة حیات مریضخانه را با مشکل روبه­رو کرد. در پی درخواست­های مکرر انجمن خیریه و نیز کنسولگری ایران در استانبول در سال 1312ش/ 1933م، عایداتی از جانب ایرانیان آن سامان به آن اختصاص نیافت، در نتیجه مریضخانه با عنوان تعمیر، ولی به دلیل مشکلات مالی، به­اجبار برای همیشه تعطیل گردید.[39]

طبق تحلیل ژنرال کنسول ایران، این دو نهاد خیریه، به دلیل بی­توجهی ایرانیان استانبول، جنبة ملی خود را از دست داده و جایگاه سیاسی یافته بودند. وی معتقد بود در این شرایط دولت بایستی به­تنهایی مسئولیت نگهداری و حفظ آنها را به عهده گیرد و بودجة آنها از طرف دولت تأمین گردد. وی در این گزارش از زیر بار تبعات حفظ یا تعطیلی مریضخانه شانه خالی کرد و بیان کرد هیچ گاه اداره و مسئولیت این نهاد بر عهدة این کنسولگری نبوده است و در آینده نیز نخواهد بود. او پیشنهاد داد اگر دولت قصد حفظ و نگهداری مریضخانه را دارد، اقدام به تعمیر و بازگشایی آن نماید و در غیر این صورت، دستور دهد اطبا و کارکنان بیمارستان اخراج شوند و مقرری و حقوق آنها قطع گردد.[40]

 

  1. نقش تئاتر، کنسرت و لاتاری در تأمین هزینه­های مریضخانه

یکی از راه­های تأمین منابع مالی مریضخانة مظفری، اجرای تئاتر و کنسرت به دستور سفرای ایران در استانبول بود. هرچند اطلاعات کامل و دقیقی از تعداد تئاترها و کنسرت­هایی که در این باب اجرا گردید در دست نیست، اما در روزنامه­ها و اسناد منتشرنشده به تعدادی از آنها اشاره شده است.[41]

از ویژگی­های برجستة این مراسم­ها، شرکت فعال بزرگان دولت عثمانی، سفرا و کارگزاران سفارتخانه­های تعدادی از دول غربی، تجار و بازرگانان ایرانی مقیم استانبول در آنها بود. یکی از کنسرت­های معروف در سفارت ایران، در روزگار سفیرکبیری ارفع­الدوله به سال 1323ق/ 1905م برگزار گردید. در این مراسم تعدادی از بزرگان ایرانی مقیم استانبول، سفرا و کارگزاران ارشد سفارتخانه­های خارجی در استانبول و نیز مقامات ارشد دولت عثمانی حضور داشتند. سلیم ملحمه پاشا، وزیر زراعت و معادن و بیشه­ها؛ نجیب ملحمه افندی، مستشار وزارت فواید و تجارت؛ پانجیری بگ، مدیر بانک عثمانی؛ سفرای دولت­های روسیه، آلمان، اتریش، بلژیک، رومانی، نروژ و اسپانیا و نیز مستشاران سفارت­های انگلستان، فرانسه و صربستان و تعدادی از بزرگان و اعیان عثمانی و نیز کارگزاران تعدادی از سفارتخانه­های خارجی از جمله حاضران در این مجلس بودند. در این مجلس، مبلغ 400 لیره، پس از کسر هزینه­های آن، به­عنوان اعانه برای دبستان و مریضخانه جمع گردید.[42]

 برخی از سفرا، چون میرزا رضاخان ­ارفع­الدوله، هر سال گزارشی مبسوط درخصوص این مراسم­ها به وزارت امور خارجة ایران ارسال می­کردند و نیز در مطبوعات محلی و روزنامه­های فارسی چاپ استانبول، همانند شمس، اخباری در باب آن انتشار می­نمودند.[43] گزارشی از سفارت ایران در استانبول نشان می­دهد که سفارت ایران سالیانه به اجرای این مراسم می­پرداخته است.[44] ­ارفع­الدوله در گزارشی به سال 1320ق/ 1903م، به برگزاری کنسرت مفصلی در سفارتخانة ایران در استانبول برای جمع­آوری اعانه اشاره می­کند. وزیر امور خارجه ضمن تقدیر از اقدامات وی، می­گوید که هیئت دولت از این اقدام او بسیار شادمان شده­اند.[45]

ارفع­الدوله در ربیع­الاول سال 1326/ آوریل 1908 با دعوت از تجار برجستة ایرانی و عثمانی در استانبول و مأموران بابعالی برای ترتیب یک کنسرت در آیندة نزدیک، اقدام به جمع­آوری 150 لیره اعانه نمود.[46] سرانجام، در ربیع­الثانی همان سال در تالار سفارت ایران در استانبول مجلس کنسرت موعود برگزار گردید و سفیر کبیر آلمان در عثمانی، مأموران عالی­رتبة عثمانی و خانواده­های بزرگان استانبول در آن حضور یافتند و مبلغی در حدود 2500 تومان، معادل 500 لیره، برای کمک به مریضخانة مظفری و دبستان ایرانیان در استانبول جمع شد.[47]

یکی دیگر از منابع عایدات مریضخانة مظفری، فروش بلیت­های لاتاری بود.[48] برحسب قرادادی میان اعضای هیئت انجمن دبستان و اعضای انجمن مریضخانه در 26 صفر 1333/ 16 ژانویه 1915، قرار شد دو سوم این عایدات به دبستان و یک سوم آن به صندوق مریضخانه واگذار گردد.[49] البته در برخی مواقع عدم رعایت این موضوع منجر به اختلاف میان این دو نهاد می­شد.[50]

  1. وقف

یکی دیگر از منابع درآمد مریضخانه، اجارة خانه­های موقوفه­ای بود. در اسناد و منابع متعدد اطلاعات چندانی در این خصوص وجود ندارد و تنها یک سند به وجود دو منزل موقوفه برای مصارف مریضخانة مظفری اشاره کرده است[51].

درآمدها و مصارف مریضخانه (دخل و خرج)

در اسناد و مدارک آرشیوی اطلاعات دقیقی در باب مداخل و مخارج مریضخانه وجود ندارد. هرچند اسنادی به مبالغ ارسالی از سوی تهران و نیز عایدات ناشی از فروش بلیت لاتاری، اجرای کنسرت و تئاتر به طور پراکنده اشاره کرده­اند که در مباحث پیشین به آن پرداخته شد، از دیگر منابع عایدات سخنی به میان نیامده است. سکوت عجیب اسناد مراکز آرشیوی درخصوص مخارج مریضخانه نیز، غیر از دو گزارش ارزشمند که در ادامه به هر یک به­تفصیل پرداخته خواهد شد، تحلیل و تفسیر عملکرد و خدمات آن را با مشکل فراوان روبه­رو می­نماید. یکی از گزارش­های ارزشمند در باب مداخل و مخارج مریضخانه با عنوان «صورت حساب واردات و مصارفات ادارة دبستان احمدیه و مریضخانة مظفریه از ابتدای ریاست حضرت مستطاب آقای مؤتمن­السلطنه، جنرال قونسول دولت­علیة ایران مدظله­العالی» اطلاعات سودمندی در این خصوص در حدود 8 ماه از سال 1334ق/ 1916م در اختیار می­گذارد.[52] تداخل برخی از مبالغ میان دبستان و مریضخانه باعث شد نگارنده از تشخیص میزان تعلق آن به مریضخانه عاجز باشد و از ذکر آن خودداری نماید. اهمیت این سند می­طلبد که کپی آن در پیوست این اثر منتشر شود و در اختیار علاقه­مندان قرار گیرد. پس درآمد ناشی از بابت اجرت بیماران تنها گزینة دقیق این سند است که در جدول ذیل بیان و ترسیم شده است:

 

جدول 1. برخی از درآمدهای مریضخانة مظفری از محرم تا شعبان 1334/ نوامبر 1915 تا مارس 1916[53]

ماه

نوع درآمد

مبلغ (قروش)

آذر/ محرم

 

جمع اعانة اصناف

19240

 

دی/ صفر

درآمد مریضخانه از بابت اجرت بیمار

10948

اعانة اصناف

730

بهمن/ ربیع­الاول

درآمد مریضخانه از بابت اجرت بیمار

15444

اسفند/ ربیع­الثانی

درآمد مریضخانه از بابت اجرت بیمار

13808

اعانة اصناف

740

 

فروردین/ جمادی­الاول

درآمد مریضخانه از بابت اجرت بیمار

20683

اعانة اصناف

500

اردیبهشت/ جمادی­الثانی

درآمد مریضخانه از بابت اجرت بیمار

28869

خرداد/ رجب

درآمد مریضخانه از بابت اجرت بیمار

28491

اعانة اصناف

3340

تیر/ شعبان

درآمد مریضخانه از بابت اجرت بیمار

17383

جمع کل

درآمد مریضخانه از بابت اجرت بیمار

135626

اعانة اصناف

24550

 

نگاهی به جدول شمارة 1 نشان می­دهد که اعانة اصناف در آذرماه مبلغ 19240 قروش بوده و در دیگر ماه­ها کاهش معناداری داشته است. بیشترین درآمد مریضخانه از بابت دریافت «اجرت» از بیماران بود که جمع کل آن به مبلغ 135626 قروش می­رسید. پس کل درآمد حق اجرت و نیز اعانة اصناف در طی 8 ماه (در سال 1334ق/ 1916-1915م) 160176 قروش بوده است. نکتة قابل ذکر آن است که در این گزارش اطلاعاتی در باب دریافت اجرت از بیماران در مریضخانة مظفری در ماه آذر ذکر نشده است. همچنین اطلاعاتی درخصوص اعانة اصناف در برخی از ماه­ها چون بهمن، اردیبهشت و تیر داده نشده است.

جدول 2.  برخی از مخارج مریضخانة مظفری از محرم تا شعبان 1334/ نوامبر 1915 تا مارس 1916[54]

ماه

نوع مصارف

مبلغ

آذر/ محرم

 

خرید ارزاق، شیر و گوشت

1988

مصارف دیگر مریضخانه

1490

دی/ صفر

خرید ارزاق، شیر و گوشت

7836

حقوق کادر درمانی مریضخانه

1744

بهمن/ ربیع­الاول

خرید ارزاق، شیر و گوشت

14906

حقوق کادر درمانی مریضخانه

1744

تعمیرات مریضخانه (مصارف دیگر)

50

اسفند/ ربیع­الثانی

تلفن 6 ماهه مریضخانه (مصارف دیگر)

275

خرید ارزاق، شیر و گوشت

12008

مصارف دیگر مریضخانه

1220

حقوق کادر درمانی مریضخانه

1774

فروردین/ جمادی­الاول

خرید ارزاق، شیر و گوشت

14546

حقوق کادر درمانی مریضخانه

1774

اردیبهشت/ جمادی­الثانی

خرید ارزاق، شیر و گوشت

17697

حقوق کادر درمانی مریضخانه

1924

تعمیرات زنگ اخبار مریضخانه (مصارف دیگر)

600

خرداد/ رجب

خرید ارزاق، شیر و گوشت

22819

حقوق کادر درمانی مریضخانه

1924

خرید اوراق (مصارف دیگر)

2400

تیر/ شعبان

خرید ارزاق، شیر و گوشت

15841

حقوق کادر درمانی مریضخانه

2572

جمع کل

 

127132

 

جدول شمارة 2 بیانگر کل هزینه­های مریضخانه نیست، زیرا برخی از مخارج به علت اشتراک با دبستان ایرانیان ذکر نشده است. به هر روی، جمع کل مصارف مریضخانه مبلغ 127132 قروش بود که از آن میزان، مبلغ 13456 قروش به­عنوان دستمزد کادر درمان، مبلغ 107641 قروش تحت عنوان خرید ارزاق، شیر و گوشت و نیز مبلغ 6035 قروش به مصارف دیگر مریضخانه اختصاص می­یافت. اطلاعاتی درخصوص دستمزد کادر درمانی مریضخانه در ماه آذر داده نشده است.

در اسناد مراکز آرشیوی ایران اطلاعاتی دربارة فهرست عملکرد و خدمات بیمارستان ایرانیان استانبول به طور سالیانه یافت نشد. تنها گزارش ارزشمند با جزئیات مناسب مربوط به سال 1311ش/ 1932م است که ابراهیم ­بیگ ناصری ریاست بیمارستان را بر عهده داشته است. در این گزارش ذکر شده که مریضخانه دارای 30 تخت است که به چهار درجه یا «صنف» تقسیم­بندی گردیده است. تقسیم­بندی تخت­ها بر پایة کیفیت و میزان اجرت دریافتی از هر تخت صورت می­گرفت.[55]

جدول 3. تقسیم­بندی تخت­های مریضخانة ایرانیان بر پایة رتبه و اجرت آنها در سال 1311ش/ 1932م[56]

رتبه تخته­ها

درجه اول

درجه دوم

درجه سوم

درجه چهارم

تعداد تخت

1

11

6

12

اجرت روزانة هر تخت

6 لیره ترک

4 لیره ترک

3 لیره ترک

مجانی و مختص به ایرانی­ها

 

جدول شمارة 3 نشان می­دهد بیمارستان مظفری دارای 30 تخت با 4 نوع کیفیت بوده است. 12 عدد از تخت­ها با پایین­ترین کیفیت به بیماران نیازمند و فقیر ایرانی اختصاص داشت که به صورت مجانی بود. اجرت استفاده از دیگر تخت­ها، بر پایة کیفیت آنها، متفاوت بود که به­روشنی در جدول مذکور ترسیم شده است.

جدول 4. فراوانی بیماران غیرمجانی برحسب درجة تخت­های بستری در سال 1311ش/ 1932م[57]

نوع

درجه اول

درجه دوم

درجه سوم

فراوانی

3./.

50./.

47./.

 

جدول 5. فراوانی بیماران مجانی و غیرمجانی بستری­شده در مریضخانه در سال 1311ش/ 1932م

بیماران مجانی

110 نفر

بیماران غیرمجانی

150 نفر

کل

260 نفر

 

مطابق جدول 5، تعداد 260 نفر از بیماران در سال 1311ش/ 1932م در بیمارستان مظفری بستری شدند که از این تعداد 110 نفر مجانی و 150 نفر با دریافت هزینه تحت درمان قرار گرفتند.[58]

جدول 6. فراوانی بیماران مجانی و غیرمجانی معاینة سرپایی در مریضخانه در سال 1311ش/ 1932م[59]

بیماران معاینه­شدة مجانی

200 نفر

بیماران معاینه­شدة غیرمجانی

657 نفر

کل

857 نفر

 

جدول فوق مشخص می­کند تعداد بیمارانی که در این سال برای معاینة سرپایی به بیمارستان ایرانیان مراجعه کرده­اند بالغ بر 857 نفر بوده­اند. 200 نفر از آنان از فقرای ایرانی بوده که به­ طور مجانی معاینه شده­اند. از بیماران دیگر برای معاینه نیم لیره ترک دریافت می­شد. در گزارش مدیر بیمارستان مظفری آمده که مبلغ 9000 لیره ترک از بیماران بستری و غیربستری در طول سال 1311ش/ 1932م دریافت شده است.

جدول 7. صورت مخارج ماهیانه جزئی مریضخانة ایرانیان در سال 1311ش/ 1932م[60]

اعاشه

هیزم و زغال

برق

لوازم پزشکی

دارو

لباسشویی

متفرقه

500 لیره

125 لیره

25 لیره

45 لیره

75 لیره

30 لیره

50

جمع کل

 850 لیره ترک

 

مطابق این جدول، مخارج مریضخانه در سال 1311ش/ 1932م بالغ بر 850 لیره ترک بود که بیشترین میزان آن به ارزاق (اعاشه) و کم­ترین آن به برق ساختمان اختصاص داشت.

جدول 8. حقوق ماهیانه پزشکان و کارکنان مریضخانه ایرانیان در سال 1311 ش/1932م[61]

مدیر و طبیب اول

طبیب دائمی

سرپرستار اول

سرپرستاران دوم

خدمتکاران زن

رخت­شو

دربان

آشپز

شاگرد آشپز

80 لیره

60 لیره

40 لیره

50 لیره

70 لیره

15 لیره

15 لیره

25 لیره

12 لیره

جمع کل

 367 لیره ترک

 

بررسی دو جدول شمارة 7 و 8 نشان می­دهد ماهیانه مبلغ 1217 لیره ترک صرف مخارج روزمره و حقوق پرسنل بیمارستان شده که جمع کل آن در یک سال حدود 14604 لیره است. چنانکه پیش­تر اشاره گردید، درآمد حاصل از مداوای بیماران در طی یک سال مبلغ 9000 لیره بود و در این بین مبلغ 5604 لیره کسر بودجه وجود داشت.

دکتر ابراهیم ­بیگ ناصری، رئیس بیمارستان، در گزارش سال 1311ش/ 1932م خود، میزان مخارج سال بعد (1312ش/ 1933م) را نیز برآورد نمود و جزئیات آن را در اختیار کارگزاران ایران در استانبول نهاد. جدول­های شمارة 9 و 10 برآورد اطلاعات وی برای سال مذکور است.

جدول 9. برآورد صورت مخارج یک­ماهة مریضخانة ایرانیان در سال 1312ش/ 1932م[62]

مخارج روزمره یک ماهه

سوخت (هیزم و زغال)

بر ق (الکتریک)

لوازم پزشکی

دارو

رختشویی

مصارف متفرقه

500 لیره

150 لیره ترک

30 لیره ترک

60 لیره ترک

80 لیره ترک

30 لیره

100 لیره ترک

جمع کل

 950 لیره ترک

 

با نگاهی به جدول شمارة 9 معلوم می­شود دکتر ناصری جمع مخارج یک­ماهة بیمارستان بابت ارزاق و دیگر اقلام را، غیر از حقوق و دستمزد کارکنان، 950 لیره ترک محاسبه کرده است که جمع سالیانة آن به 11400 لیره می­رسید.

جدول10. برآورد ماهیانه حقوق پزشکان و کارکنان مریضخانه ایرانیان برای سال 1312ش/ 1933م[63]

مدیر و طبیب اول

طبیب

 دائمی

 

کاتب و محاسب

سرپرستار اول

سرپرستاران دوم (دو نفر)

پرستار

زن (3 نفر)

خدمه (دو نفر)

رخت­شو

دربان

آشپز

شاگرد آشپز

200 لیره

100 لیره

50 لیره

50 لیره

60 لیره

45 لیره

30 لیره

20 لیره

15 لیره

30 لیره

15 لیره

جمع کل

 615 لیره ترک

 

                       

 

مطابق جدول شمارة 10، ابراهیم بیگ ناصری حقوق ماهیانة پزشکان و پرسنل بیمارستان ایرانیان را در سال 1312ش بالغ بر 615 لیره ترک برآورد کرده است که مجموع این مخارج در طی یک سال به حدود 7380 لیره می­رسید. پس مجموع کل مخارج ماهیانة بیمارستان 1566 لیره ترک بود و مجموع کل مخارج سالیانة آن مبلغ 8946 لیره ترک می­شد.

 از گزارش رئیس بیمارستان در سال 1311ش/ 1932م چنین برمی­آید که ساختمان این نهاد به دلیل قدمت بافت آن، بایستی هر سه سال یک بار تعمیر می­شد. همچنین لوازم پزشکی مریضخانه و به­خصوص لوازم جراحی آن اندک و فرسوده بود و توان رقابت با بیمارستان­های محلی و خارجی را نداشت. این گزارش تأکید می­کند که در گذشته بهترین پزشکان استانبول برای حضور در بیمارستان ایرانیان برای مداوای بیماران خود با هم رقابت داشتند، اما در این زمان به دلیل به­روز نبودن امکانات آن، پزشکان علاقه­ای به حضور در این مریضخانه ندارند. نتیجة این گزارش آن بود که برای افزایش درآمد این نهاد بایستی دولت ایران شرایط رقابت آن را با دیگر بیمارستان­های شهر استانبول فراهم کند تا به این طریق، کارگزاران این نهاد بتوانند منبع بهتر و ثابتی برای درآمد بیشتر کسب و از سوی دیگر به فقرای ایرانی برای مداوا کمک نمایند و در نهایت ارزش و جایگاه این نهاد باقدمت نیز حفظ شود.[64] سرانجام، بی­توجهی دولت وقت ایران به چنین راه­حل­ها و گزارش­های کارشناسانه، بی­رغبتی ایرانیان ساکن استانبول به پرداخت اعانه و وجود بیمارستان­های مدرن با امکانات گسترده در استانبول باعث شد این بیمارستان خیریه در سال 1313ش/ 1934م تعطیل شود.

نتیجه­گیری

بیمارستان مظفری، به­عنوان نخستین بیمارستان ایرانی در خارج از کشور، توانست در حدود 34 سال (1279-1313ش/ 1900-1934م) خدمات ارزشمندی را در حوزة درمانی به ایرانیان و غیرایرانیان استانبول ارائه دهد. این بیمارستان مدرن، در طول حیات خود، روزگار پرفراز و نشیبی را طی کرد. این نهاد اجتماعی خیریه با مساعدت دولت ایران و به­خصوص با تکیه بر حمایت فراوان تجار و اصناف ایرانی در استانبول شکل یافت و به فعالیت خود ادامه داد. به همین روی، تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی درون ایران، چون انقلاب مشروطیت، استبداد صغیر و سقوط محمدعلی­شاه قاجار و به­خصوص جنگ جهانی اول و پیامدهای آن در خاورمیانه و قفقاز، نقش بسیار مهمی در شرایط و اوضاع آن بر جای نهاد. بحران سیاسی و اقتصادی ایران در خلال سال­های 1325ق/ 1907م تا ابتدای حکومت رضاشاه باعث شد که دولت ایران از ارسال مستمری سالیانه 250 لیره انگلیسی برای مخارج بیمارستان و دبستان ایرانیان خودداری کند و تجار، بازرگانان، اصناف و کسبة ایرانی نیز به علت نابه­سامانی­های درون ایران و اختلال در تجارت ایران با عثمانی و اروپا، از عهدة تأمین مالی این دو نهاد اجتماعی خیریه برنیایند.

شروع حاکمیت آتاتورک و رواج و توسعة نهادهای مدرن و متفاوت با دورة عثمانی، فضای فعالیت بیمارستان مظفری را با مشکلات متعددی روبه­رو کرد. در این دوره، ترکیه شاهد تأسیس بیمارستان­های مدرن متعدد بود و دولت­ها در ایران و ترکیه خود مصدر خدمات بهداشتی شدند و اندیشة ایجاد نهادهای خیرخواهانه نیز تحت تأثیر تفکرات حاکم بر ساختار دو دولت، تا حدودی فروکش کرد. تأثیر چنین اندیشه­هایی در درون مرزهای دو کشور و اقدام دولت­ها در تأسیس نهادهای اجتماعی و تأمین منابع مالی آنها باعث شد که ایرانیان ساکن استانبول چندان رغبتی به پرداخت اعانه برای مؤسسات خیریه نشان ندهند که بررسی اسناد این دوره به­خوبی بیانگر این موضوع است.

در دورة حاکمیت آتاتورک، با افول توان بیمارستان مظفری، قاطبة ایرانیان برای مداوا به بیمارستان­های بسیار مدرن­تر استانبول رجوع می­کردند. در این زمان، پزشکان حاذق نیز، به علت دستمزد پایین و امکانات کمتر مریضخانة مظفری، حاضر به خدمت در آن نبودند که این مسئله تأثیر فراوانی بر افول آن داشت. سرانجام، به­ دلیل بی­توجهی دولت ایران در ارسال وجوهات و مقرری کافی، بی­رغبتی ایرانیان مهاجر به پرداخت اعانه به این نهاد خیریه و توسعة بیمارستان­های متعدد و مجهزتر در استانبول و نیز کهنگی ساختمان مریضخانه، کمبود و فرسودگی ابزار پزشکی، مریضخانة مظفری در سال 1313ش/ 1934م برای همیشه تعطیل گردید. نکتة بسیار مهم در بررسی این نهاد خیریة اجتماعی، افزایش روحیة تعاون، همبستگی، مشارکت و کمک خیرخواهانه در بین ایرانیان برای کمک به همنوعان خود و به­خصوص فقرا و نیازمندان بود. این موضوع در گسترش اعتماد و مشاکت اجتماعی تأثیرگذار بود و به افزایش سرمایة اجتماعی ایرانیان آن دیار کمک کرد که در جای دیگر به این مسئله پرداخته می­شود.

 

 

[1]. برای اطلاع از دبستان ایرانیان استانبول بنگرید به: نظام­علی دهنوی، «تأسیس دبستان ایرانیان استانبول و تحلیل نظامنامة آن»، مطالعات آسیای صغیر (ویژه­نامة نامة فرهنگستان)، ش 7 (بهار و تابستان 1398)، ص 117-140.

[2]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1309ش، کارتن 14، پوشه 340، سند 14.

[3]. اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1319ق، کارتن 5، پوشه 5، سند 6.

[4]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1329ق، کارتن 48، پوشه 5، سند 5. 

[5]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال1320ق، کارتن 8، پوشه 3، سند 3.

[6]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1319ق، کارتن 5، پوشه 5، سند 6.

[7]. پرورش، ش 33، س 1 (4 ذی الحجه 1318)، ص 15.

[8]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1332ق، کارتن 30، پوشه 19، سند 8؛ مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، 1328ق، کارتن 11، پوشه 5، سند 124؛ سازمان اسناد و کتابخانة ملی ایران، شناسنامة سند 39081-297؛ سند 1؛ سازمان اسناد و کتابخانة ملی ایران ، شناسنامة سند، 3261-240، سند 7.

[9]. شمس، ش 44، س 1 (20 جمادی الاخر 1327)، ص 8.

[10]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1329ق، کارتن 48، پوشه 5، سند 6.

[11]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1329ق، کارتن 48، پوشه 5، سند 6 و 15.

[12]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1332ق، کارتن 64، پوشه 4، سند 74.

[13]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال1330 ق، کارتن 52، پوشه 4، سند 34؛ شمس، ش 38، س 1 (7 جمادی‏الاول 1327)، ص 6.

[14]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1331ق، کارتن 12، پوشه 3، سند 5.

[15]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1332ق، کارتن 64، پوشه 11، سند 18-17.

[16]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1332ق، کارتن 64، پوشه 11، سند 17.

[17]. همان.

[18]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1332ق، کارتن 12، پوشه 4، سند 118-117.

[19].  مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1330ق، کارتن 52، پوشه 4، سند 42. 

[20]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1332ق، کارتن 64، پوشه 4، سند 89.

[21]. برای نمونه بنگرید به: مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1332ق، کارتن 64، پوشه 4، سند 88.

[22]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1332ق، کارتن 64، پوشه 4، سند 83.

[23]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال1330ق، کارتن 52، پوشه 4، سند 30.

[24]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1330ق، کارتن 52، پوشه 4، سند 4.

[25]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال1330ق، کارتن 52، پوشه 4، سند 30.

[26]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1332ق، کارتن 64، پوشه 4، سند 51. 

[27]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1319ق، کارتن 5، پوشه 5، سند 5.    

[28]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1320ق، کارتن 8، پوشه 3، سند 1.

[29]. همان.

[30]. سازمان اسناد و کتابخانة ملی ایران، شماره سند، 39081-297، سند 2؛ مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1323ق، کارتن 6، پوشه 10، سند 2؛ مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1339ق، کارتن 30، پوشه 19، سند 27.

[31]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1339ق، کارتن 30، پوشه 19، سند 8-7. 

[32]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1326ق، کارتن 11، پوشه 4، سند 2.  

[33]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1339ق، کارتن 30، پوشه 19، سند 8-7.

[34]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1339ق، کارتن 30، پوشه 19، سند 10.

.[35] مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1332ق، کارتن 64، پوشه 4، سند 3.

[36]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1313-1311ش، کارتن 25، پوشه 621، سند 31-30.

[37]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1309ش، کارتن 14، پوشه 340، سند 3-5؛ مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1313-1311 ش، کارتن 25، پوشه 623، سند 33-31.

[38]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1313-1311 ش، کارتن 25، پوشه 623، سند 33-31.

[39]. همان.

[40]. همان.

[41]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1320ق، کارتن 8، پوشه 3، سند 2؛ همان، 1323ق، کارتن 6، پوشه 10، سند 5؛ همان، 1326ق، کارتن 42، پوشه 5، سند 16؛ شمس، ش 11، س 1 (24 شوال 1326)، ص 7.

[42]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1323ق، کارتن 6، پوشه 10، سند 5؛ حکمت، ش 841، س 13 (20 محرم 1323)، ص 5-6.  

[43]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1323ق، کارتن 6، پوشه 10، سند 5؛ بنگرید به: بریده­هایی از روزنامة محلی به زبان ترکی در: مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، ، 1326ق، کارتن 11، پوشه 4، سند 10؛ بریده­هایی از روزنامة محلی دیگر: مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، 1326ق، کارتن 11، پوشه 4، سند 11.

[44]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1320ق، کارتن 37، پوشه 5.

[45]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال1320ق، کارتن 8، پوشه 3، سند 2.

[46]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1326ق، کارتن 11، پوشه 4، سند 19.

[47] . مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1326ق، کارتن 11، پوشه 4، سند 14.

[48]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال1330ق، کارتن 52، پوشه 4، سند 14-13؛ شمس، ش 11، س 1 (24 شوال 1326)، ص 7.

[49]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1332ق، کارتن 64، پوشه 4، سند 38 و 59.

[50]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1332ق، کارتن 64، پوشه 4، سند 34-29.

[51]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1332ق، کارتن 64، پوشه 4، سند 88.

[52]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1332ق، کارتن 64، پوشه 4، سند 16-15.

[53]. همان.

 

[54]. همان.

[55]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1313-1311ش، کارتن 25، پوشه 623، سند 42-39.

[56]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1313-1311ش، کارتن 25، پوشه 623، سند 42.

[57]. همان.

[58]. همان. 

[59]. همان. 

[60]. همان. 

[61]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1313-1311ش، کارتن 25، پوشه 623، سند 39.

[62]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال  1313-1311ش، کارتن 25، پوشه 623، سند 40.

[63]. همان.

[64]. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1313-1311ش، کارتن 25، پوشه 623، سند 39.

پرورش، ش 33، س 1، 4 ذی­الحجه 1318.
حکمت، ش 841، س 13، 20 محرم 1323.
شمس، ش 38، س 1، 7 جمادی‏الاول 1327؛ ش 11، س 1، 24 شوال 1326؛ ش 44، س 1، 20 جمادی­الاخر 1327.
سازمان اسناد و کتابخانة ملی ایران. شمارة سند 39081-297، سند 1؛ شمارة سند 39081-297، سند 2؛ شمارة سند 3261-240، سند 7.
مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجة ایران، سال 1309ش، کارتن 14، پوشه 340، سند 3، 4، 5، 14.
_______________. سال 1313-1311ش، کارتن 25، پوشه 621، سند30، 31، 32، 33، 39، 40، 41، 42.
_______________. سال 1319ق، کارتن 5، پوشه 5، سند 6.
_______________. سال1320ق، کارتن 8، پوشه 3، سند 1، 2، 3؛ کارتن 37، پوشه 5، سند 7.
_______________. سال 1323ق، کارتن6، پوشه10، سند 2، 5.
_______________. سال 1326ق، کارتن 11، پوشه 4، سند 2، 10، 11، 14؛ کارتن 42، پوشه 5، سند 16؛ کارتن 11، پوشه 4، سند 19.
_______________. سال 1328ق، کارتن 11، پوشه 5، سند 124.
_______________. سال 1329ق، کارتن 48، پوشه 5، سند 5، 6، 15.
_______________. سال 1330ق، کارتن 52، پوشه 4، سند 4، 13، 14، 30، 34، 42.
_______________. سال 1331ق، کارتن 12، پوشه 3، سند 5.
_______________. سال 1332ق، کارتن 12، پوشه 4، سند 117، 118؛ کارتن 30، پوشه 19، سند 8؛ کارتن 64، پوشه 4، سند 3، 15، 16، 17، 29، 30، 31، 32، 33، 34، 38، 51، 59، 74، 83، 88، 89.
_______________. سال 1339ق، کارتن30، پوشه 19، سند 7، 8، 10، 27.
دهنوی، نظام­علی. «تأسیس دبستان ایرانیان استانبول و تحلیل نظامنامة آن»، مطالعات آسیای صغیر (ویژه­نامة نامة فرهنگستان)، ش 7، بهار و تابستان 1398، ص 117-140.