نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

گروه تاریخ دانشگاه تربیت مدرس

10.48308/irhj.2024.234079.1283

چکیده

سید علی‌محمد باب پس از آغاز دعوی نسخ دیانت اسلام و بنیان‌گذاری آیین بیان، برای دیانت پس از آیین خود نیز کسی را با لقب «من یظهره الله» مشخص کرد. پس از اعدام او و آغاز رهبری جانشینش، میرزا یحیی صبح ازل، برخی از بابیان خود را در آن مقام معرفی کردند اما نتوانستند دعوی خود را پیش ببرند، اما میرزا حسینعلی بهاءالله توانست در گسترش آن دعوی پیشرفت کند. با آغاز دعوت بهاءالله در نسخ تعالیم باب در آیین بیان و تأسیس آیین بهائی به‌سال 1283 ق، برخی از بزرگان بابیان بهائی‌نشده که به اصالت ریاست صبح ازل و استمرار آیین بیان معتقد بودند، به نگارش کتاب‌ها و رساله‌هایی در نقد دعوت او روی آوردند و کوشیدند تا به پیروان باب نشان دهند که او نمی‌تواند موعود باب و ناسخ آیین او باشد. این مقاله بر آن است تا به این پرسش پاسخ دهد که با مبنا گرفتن تعالیم و آموزه‌های باب که برای بابیان بهائی‌شده و بابیان بهائی‌نشده وحی الهی و آیات خداوند به‌شمار می‌آمد، مخالفان بابی بهاءالله تا چه اندازه در چینش استدلال‌های خود به درستی عمل کردند و دلایلی استوار آوردند؟ بررسی و تحلیل آثار آن مخالفان نشان می‌دهد که آنها در مجموع از آموزه‌های باب به‌درستی استفاده کرده و نادرستی دعوت بهاءالله را به صورتی مستدل مشخص کرده‌اند. در این پژوهش، بررسی استدلال‌های ایشان با روش توصیفی ـ تحلیلی متکی بر منابع، با تکیه بر محتوای ردیة سید محمد اصفهانی ـ که از ردیه‌های موجز اما مهم ایشان است ـ و نیز با آوردن استدلال‌های مشابه برخی دیگر از مخالفان بابی و برجستة بهاءالله انجام شده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

Analysis of Babi-Azalis’ Arguments for Criticizing Baha'u'llah’s Call with a Focus on Sayyid Muhammad Isfahani’s Treatise

نویسندگان [English]

  • Seyed Meqdad Nabavi Razavi
  • Fatemeh Janahmadi

Department of History, Tarbiat Modares University

چکیده [English]

After his claim of abolishing Islam and founding the Religion of Bayan in, Sayyid Ali-Muhammad the Bab characterized a person titled "He Whom God shall make manifest" for the religion that was to succeed his Faith. After his execution and the beginning of the leadership of his successor, Mirza Yahya Subh-i-Azal, some of the Babis claimed to be that person, but could not spread their call, but Mirza Hussein-Ali Baha'u'llah could advance in his claim. With the start of Baha'u'llah's call for abolishing the teachings of the Bab within the Religion of Bayan and the foundation of the Baha'i Faith in the year 1283 A. H., some of the distinguished Babis who did not convert to Baha'ism and still believed in the originality of the leadership of Subh-i-Azal and the continuity of the Bayani Faith, turned to writing some books and booklets, criticizing his claims and tried to show Babis that he could not be the promised figure in the Babi Faith and the person who will abolish Babi religion. This paper aims to answer this question that, in light of Bab's teachings that both Babis who did and did not convert to Baha'ism considered divine revelations and verses of God, how far were Babi opposers of Baha'u'llah successful in building their arguments and in providing solid reasons? By scrutinizing the opposers' works it turns out that overall, they truthfully used Bab's teachings and managed to point out the inaccuracy of Baha'u'llah's claims in a reasonable way. In this research, an analysis of their arguments is done by descriptive and analytical method based on historical references, by scrutiny of the materials of "Raddiyah" of Sayyid Muhammad Isfahani, which is a short but important Babi work; and by demonstrating some similar arguments by other distinguished Babi opposers of Baha'u'llah.

کلیدواژه‌ها [English]

  • The Religion of Bayan, Bahai Faith, Mirza Hossain-Ali Baha&rsquo
  • u&rsquo
  • llah, Mirza Yahya Subh-i-Azal, Sayyid Muhammad Isfahiani, Nabil Treatise